آیت شجاعتآیت الله العظمی حاج علی كنی ، از جمله شخصیتهای نادری است كه در آسمان ((ابرار)) همچون خورشیدی می درخشید. او به پیروی از سیره معصومان علیه السلام در مسائل حاد اجتماعی و سیاسی و اموری كه بخصوص كشور ایران را به ورطه سقوط می كشاند و با تلاش و اقدامی شجاعانه به مقابله با خیانتها، پلیدیها و ظلمتها می پرداخت و از قدرتهای پوشالی واهمه نداشت .
زندگی آن آیینه پاكی و آیت شجاعت را مرور می كنیم .
فروغ كن
او در یكی از روزهای سال 1220 هجری قمری در محله ((كن )) - واقع در شمال غرب تهران - دیده به جهان گشود. پدر او، میرزا قربانعلی آملی نامش را ((علی )) نهاد تا میراث امام خواهی و علی دوستی را با گوشت و پوست نسل خویش درآمیزد.(1141)
در حوزه تحصیلاو پس از سعی و تلاش در مكتب ، در اندیشه حضور در حوزه علوم دینی بود، لیكن با مخالفت خوانواده اش روبرو گردید و در آغاز به صورت مخفیانه به درس مشغول شد و سپس با كسب رضایت آنان راهی حوزه تهران گردید و از آنجا به اصفهان رفت و در آن شهر از محفل درس استادی چون سیداسدالله اصفهانی (متوفی 1290 ق ) استفاده كرد.
سپس آماده سفر به نجف اشرف شد و از ذخایر گران سنگ آن حوزه بهره برد. اساتید بنام و معماران علمی و معنوی ((كنی )) در حوزه نجف عبارت بودند از: شیخ محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر (متوفی 1262 ق )، شیخ حسن كاشف الغطاء (متوفی 1262 ق )، شیخ مشكور حولاوی نجفی (متوفی 1273 ق ).(1143)
در كنار حوزه نجف ، حوزه علمیه كربلا نیز جایگاه پرورش دانش طلبان بود، شیخ علی كنی در جوار آستان مقدس حضرت امام حسین علیه السلام از محضر دو استاد برجسته ای چون شریف العلماء مازندرانی (متوفی 1245 ق ) و سید ابراهیم قزوینی معروف به صاحب ضوابط (متوفی 1262 ق ) كسب فیض كرد و دوره عالی فقه و اصول را گذراند.
یاران محفل انس((كنی )) در مدت تحصیل از نعمت دوستان فاضل و كوشایی برخوردار بود كه در تمام فراز و نشیبهای تحصیل و زندگی غمخوار هم بوده ، از كمك به یكدیگر دریغ نمی ورزیدند و با جمع خود محفل انس علمی پرباری را تشكیل داده بودند. دوستان هم حجره ای كه او در حوزه علمیه نجف عبارت بودند از ملا علی خلیلی (متوفی 1297 ق )، شیخ عبدالحسین تهرانی (متوفی 1286 ق )، و سید زین العابدین طباطبایی حائری (متوفی 1292 ق ).
آقای طباطبایی حائری از دوران سخت تحصیل چنین یاد می كند: ((در ایام طلبگی كه به نجف اشرف آمده بودم من و آقای شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا علی كنی در یك حجره از مدارس حوزه علمیه در نهایت فقر و فاقه به سر می بردیم و فقیرتر از همه حاجی كنی بود كه هر هفته یك شب به مسجد سهله می رفت و از گوشه و كنار مسجد - بدون اینكه كسی بفهمد - نان خشك جمع می كرد و به مدرسه می آورد و گذران هفته را از آنها می كرد.))
حاج شیخ علی كنی در سفری كه به مكه مكرمه و مدینه منوره انجام داد در راه بازگشت ، به همراه میرزا محمد حسن شیرازی (میرزای بزرگ ) به سوی شام آمده ، تا بارگاه حضرت زینب سلام الله علیه را زیارت كند و آن دو وقتی به حرم مطهر وارد شده از غربت آن مكان بسیار متاثر گردیدند زیرا گرد و غبار زیادی بر آستان مبارك و اطراف ضریح نشسته بود. بسرعت دست به كار شده ، به نظافت آنجا پرداختند و با گوشه عبای خویش خاك و خاشاك را از حرم و ضریح مطهر زدودند و آنجا را تمیز كردند.
شیخ انصاری (متوفی 1281 ق ) نیز از دوستان نزدیك كنی بود. او پیرامون زهد و دوری از زخارف و دلبستگی های دنیا كه در زندگی شیخ انصاری به چشم می خورد، چنین می گوید: ((حدود بیست سال در كربلا با او دوست و معاصر بودم . اثاثیه ای جز یك عمامه نداشت كه آن شبهای تابستان فرش خویش قرار می داد و هنگامی كه از محل سكونت بیرون می رفت آن عمامه سر خویش می كرد.))(1147)
بازگشت به تهرانملا علی كنی پس از سالها تلاش در راه فراگیری فقه و اصول كه سختیهای بسیاری را نیز برای او به دنبال داشت به مقام اجتهاد و استنباط احكام دینی رسید و استادش شیخ محمد حسن صاحب جواهر بر فراز منبر درس به اجتهاد او اشاره كرد. (1148)كنی سپس بازگشت به وطن و هدایت مردم و تربیت دانشمندان را سرلوحه آینده زندگی خویش قرار داد و در سال 1262 ق ، عراق را به مقصد تهران ترك گفت .(1149)
حاجی در آغاز ورود، روزهای سختی را در تهران گذراند و تنگدستی او را در فشار قرار داد. در همین زمان با استمداد از پروردگار، دو كتابی را كه خود نوشته بود، منتشر كرد. هر چند انجام این امر مهم بسیار مشقت زا بود، سود حاصل از آن وی را از فشار زندگی رهانید. پس از آن زمین متروكه ای را خریداری و در آن قناتی احداث كرد و با احیای زمین و كار كشاورزی به امرار معاش پرداخت .
بر بلندای آفتابمدت زمانی پس از اقامت حاجی مراجعات پی در پی مردم و پرسشهای كتبی و شفاهی آنان در قالب استفتاءات شرعی آغاز شد و روز به روز افزایش می یافت و ایشان یگانه محور پاسخگویی به سوالات دینی و تنها ملجا رسیدگی به مشكلات مردم به شمار می رفت .(1150)
به دلیل فزونی مقلدان و بنا به درخواست آنان سرانجام در سال 1271 ق . رساله عملیه آن فقیه خداترس به چاپ رسید.(1151)تا مردم مومن احكام دینی خود را بر اساس فتاوای مجتهد و مرجع تقلید خویش انجام دهند.
آیت الله كنی همچنین تولیت مدرسه مروی را عهده دار شد و با نظارت و حسن تدبیر او، نظم شایان تحسینی بر برنامه های آن محیط معنوی و روحانی حكمفرما گشت .(1152)
آن فقیه برجسته ، تربیت شاگردان را یكی از اهداف اساسی خود قرار داد و به برپایی درس فقه و اصول و دیگر رشته های علوم اسلامی اقدام ورزید. برخی از شاگردان او از این قرارند:
شیخ موسی شراره عاملی (متوفی 1306 ق .)، شیخ محمد باقر نجم آبادی (متوفی 1347 ق .)، شیخ اسد الله تهرانی (متوفی 1352 ق .)، سید محمود حیاطشاهی ، سید محمد لواسانی ، سید محمد مرعشی ، مولا محمد علی خوانساری ، ملا محمد تقی سنجابی ، میرزا حسین نایب الصدر، شیخ محمد حسین گرگانی (متوفی 1353 ق .) و شیخ حسین بافقی (متوفی 1313 ق )(1153)
مقتدای همگانآیت الله كنی در قلب همه جای داشت . علاقه و محبت درونی مردم به این پیشوای سترگ در تمام حالات هویدا بود. ساموئل گرین ویلر بنجامین - نخستین سفیر آمریكا در ایران - در خاطرات خود چنین می نویسد:
((... بزرگترین مجتهدهای حالیه كه به به منزله رئیس عدالت خانه حالیه ممالك فرنگ است حاجی ملا علی كنی است . حاجی ملا علی شخص مسنی است و ظاهرا مایل به تجمل نیست بلكه میل به سادگی زیاد دارد. اگر چه املاك او زیاد است مع هذا نمی خواهد جلال و ظاهرسازی به خرج دهد. وجودی ملكوتی است . اگر یك كلمه بگوید می تواند اعلیحضرت را از سلطنت خلع كند. سربازهایی كه در سفارت ممالك متحده آمریكا قراول می كشیدند به من گفتند كه اگر چه ما برای حفظ وجود شما اینجا فرستاده شده ایم ،اما اگر حاجی ملا علی امر كند همه شما را می كشیم !))(1154)
رسیدگی به ضعیفان ، دستگیری از مستمندان و تلاش در پی رفع گرفتاری نیازمندان از صفات بارز ملا علی كنی بود. او چون پدری دلسوز، بسیاری از یتیمان درمانده را تحت تكفل قرار داده و برای گذران زندگی آنان مقرری مناسبی در نظر گرفته بود و همچنین برای حل مشكل بیمارانی كه بنیه مالی ضعیفی داشتند، مكانهایی را به منظور پرداخت پول داروها در نظر گرفته بود تا آنان با دریافت مبلغ آن ، به درمان خود اقدام كنند.(1155)
ساخت آب انبار و كاروانسرا به منظور رفاه و آسایش قافله ها - چون كاروانسرایی در خاتون آباد - نیز از خدمات عمومی و عام المنفعه حاجی بود.(1156)
مهر آیت الله كنی سند اعتبار اسناد به شمار می رفت . معامله كنندگان برای معتبر ساختن كاغذ و سند معامله خویش به در خانه او رفته ، سند خود را با مهر مباركش اعتبار می بخشیدند.(1157)
تالیفات گنجینه پر بار حاجی كنی به قرار زیر است :
ارشاد الامه ، ایضاح المشتبهات ، تحقیق الدلائل فی شرح تلخیص المسائل (شامل مباحث مستقلی چون كتاب البیع ، كتاب الخیارات ، كتاب القضاء و كتاب الشهادات (1158)، كتاب الطهاره و كتاب الصلاه )، تلخیص المسائل ، توضیح المقال فی علم الدرایه و الرجال ، حاشیه بر قواعد، رساله ای در استصحاب ، رساله ای در اوامر و نواهی ، رساله ای در مفاهیم و مواعظ حسنه .(1159)
دژی در برابر دژخیمبسیاری از مورخان تاریخ معاصر بر این نكته اعتراف دارند كه ناصرالدین شاه قاجار از عظمت و نفوذ آیت الله كنی فوق العاده بیم و ملاحظه داشت و این امر حاكی از قدرت معنوی ، نفوذ كلام ، پیوند با مردم و شجاعت آن مرجع دینی است . عالمی كه با تحقیر و شكستن قدرت پوشالی كارگزاران ظالم ، سایه حمایت خویش را بر مردم ضعیف گسترده بود. در این مقال به نمونه های درخشانی از شجاعت و غیرت دینی او اشاره می كنیم :
میرزا محمد مهدی لكهنوی می نویسد:
((اینك حكم محكم ایشان مشابهت دارد. از سلطان و شاهزادگان و امرا كسی را جرات آن نیست كه بی اذن ایشان اقدام بر تكلم نماید و یا بی مشورت ایشان اجرای مطلبی بنماید. امرای عصر ناصرالدین شاه قاجار از وی خائف می بودند و شاه مذكور مكرر به خانه اش به جهت ملاقات می آمد.))(1160)
نوشته اند: ((روزی ناصرالدین شاه به منظور شكار، به همراه اطرافیانش از دروازه شهر خارج شد. هنوز مسافتی را طی نكرده بود كه از دور نگاهی به پایتخت كرد و در فكر فرو رفت . پس از آن بی درنگ از شكار منصرف شد و به تهران بازگشت . یكی از درباریان سبب انصراف شاه را از شكار جویا شد. شاه در پاسخ گفت : چون از دروازه بیرون رفتم ، نگاهم به شهر و دروازه افتاد، این فكر در نظرم آمد كه اگر حاجی ملا علی كنی امر نماید در این دروزه را بر روی من ببندند و باز نكنند، من چه خواهم كرد! از این رو ترس و وحشت مرا فرا گرفت و گفتم برگشتن بهتر است .))
كردار مغایر با دین و همكاری ذلت آور با بیگانگانی چون روس و انگلیس از شاه چهره كریه و خائنی ساخته بود، بدان حد كه حاجی درباره او می گفت : ((او ناصر الدین شاه (یاری كننده دین ) نیست ، بلكه ناصرالكفر است .))
روزی شاه از ملا علی می پرسد بر اساس حدیث ((علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل )) ، (علمای امت من از پیامبران بنی اسرائیل برترند) شما باید لااقل همان كارهایی را بكنید كه آن پیامبران می كردند. مثلا آیا شما می توانید مانند حضرت موسی عصایی را اژدها كنید؟!
حاجی بدون تامل و درنگ در پاسخ می گوید:
آری ، اگر شما ادعای خدایی كنید ما هم عصا را اژدها خواهیم كرد؟!(1163)
روزی نایب السلطنه ، كامران میرزا پسر ناصرالدین شاه و وزیر جنگ و حاكم تهران برای انجام كاری در منزل حاج ملا علی كنی حضور یافت . در ضمن صحبت ، حاجی با عذر خواهی فرمود: ((خیلی ببخشید، من پایم درد می كند و ناچارم آن را دراز كنم !)) كامران میرزا كه مردی خودخواه و خودپسند بود، احساس كرد ملا علی كنی قصد بی احترامی به او را دارد و برای اینكه تلافی كرده باشد، گفت : اتفاقا بنده هم پایم درد می كند و اجازه می خواهم آن را دراز كنم !
آیت الله كنی با فراست و هوشیاری تمام متوجه منظور نایب السلطنه شد و برای آنكه او را خوب ادب كرده باشد فرمود: ((من اگر ناچارم پایم را دراز كنم ، علتش این است كه دستم را كوتاه كرده ام ، ولی فكر نمی كنم شما در وضعی باشید كه لازم باشد پایتان را دراز كنید.))(1164)
رویارویی با فراماسونریفراماسونری در اذهان و افكار بیدار جهان ، نامی زشت و سرشتی كریه دارد. نهادی كه پا به پای استعمار در كشورهای زرخیز - بخصوص ایران - نفوذ كرد و با پرورش عناصر مرموز داخلی ، زمینه استثمار و غارت ملتها را برای استعمارگران وحشی چون انگلیس فراهم ساخت و ضمن تحقیر تمدن و فرهنگ كشورهای استعمار شده ، فرهنگ منحط غرب را در میان آنان ترویج كرد و عقب ماندگی را برایشان به یادگار نهاد.(1165)
تشكیلات فراماسونری در ایران از نخستین پیامدهای موج غرب گرایی و روشنفكری در ایران بود كه به وسیله روشنفكران دست آموز غرب همچون میرزا ملكم خان و برای مقابله با اسلام و روحانیت پدید آمد و ملكم - كه تاریخ ایران از او به نفرت یاد می كند - در سال 1237 نخستین سازمان فراماسونری در ایران را به نام فراموشخانه بنیاد كرد و گفته شده است كه او همسویی و همنوایی ناصرالدین شاه را برای این كار نیز به دست آورد.(1166)
با پدید آمدن فراموشخانه ، علما و روحانیون متعهد بپا خواستند و بر ضد آن به افشاگری و مبارزه دست زدند و جنبش ضد فراماسونری در ایران را هدایت كردند. رهبر این خیزش ، مرجع بزرگوار و مجتهد با نفوذ، حاج ملا علی كنی بود. او در ابتدا در نامه ای خطاب به ناصرالدین شاه ، خطر ملكم و افكار انحرافی فراموشخانه او را گوشزد كرد.(1167)و سپس در اقدام شجاعانه دیگری حكم به تكفیر ((ماسون ))ها داده ، حمله به مركز ماسونها را رهبری كرد و مردم مسلمان نیز به دستور ایشان ، فراموشخانه - آن مركز استعماری - را با شور و هیجان بسیار به آتش كشیدند و شاه را وادار به تعطیل و انحلال آن لانه فساد كردند.(1168)
مبارزه با امتیاز رویتردر هیجدهم جمادی الثانی 1289 ق . قراردادی میان ناصرالدین شاه و نماینده بارون ژولیوس دورویتر - سرمایه دار انگلیسی - به امضا رسید كه در صورت اجرا تسلط كامل اقتصادی و به دنبال آن تسلط سیاسی انگلستان بر سرتاسر ایران بر قرار می شد. این امتیاز كه كشور را در اندك زمانی تحت استعمار بریتانیا قرار می داد، از نمونه های فوق العاده ای بود كه می توان آن را كودتای اقتصادی نامید.(1169)
كارگردان اصلی و بانیان پشت پرده در اعطای امتیاز، دو روشنفكر بی خرد بودند كه به موجب غرب باوری و مطامع شخصی خویش ، كشور را به سراشیبی هلاكت و سقوط كشاندند. این دو خائن میرزا حسین خان سپهسالار (مشیر الدوله ) و میرزا ملكم خان ناظم الدوله بودند كه با اخذ رشوه كلان ، زمینه اعطای تمام ثروت و منابع طبیعی و اقتصادی كشور را به یك سرمایه دار خارجی فراهم كردند.(1170)
به موجب این قرارداد امضا شده ، تاسیس راه آهن از دریای خزر تا خلیج فارس علاوه بر حق تصرف كلیه زمینهای واقع در مسیر، دایر كردن راه آهن شهری ، بهره برداری از همه معادن ، از جمله زغال سنگ ، نفت و آهن و سرب ، بهره برداری از جنگلهای ملی در سراسر مملكت و وصول انحصاری حقوق گمركی و به طور خلاصه كلیه منابع ثروت ملی ایران به رویتر واگذار شد.(1171)
((لرد كرزن )) این امتیاز را چنین توصیف می كند: ((... موقعی كه متن قرارداد منتشر گردید، نفس اروپا از حیرت بند آمد، زیرا تا آخر تاریخ در صحنه معاملات بین المللی چنین امری سابقه نداشت كه پادشاهی تمام ثروتهای زمینی ، زیر زمینی و كلیه منابع طبیعی و پولی و اقتصادی كشورش را بدین سان مفت و دربست در اختیار یك سرمایه دار خارجی گذاشته باشد.))(1172)
((لس یر)) سیاستمدار فرانسوی می نویسد:
((برای شاه جز هوا چیزی باقی نگذاشته اند!))(1173)
از سویی دیگر، سران روسیه تزاری با خشم و نفرت از امضای این قرارداد، از اینكه از قافله امتیازگیران عقب مانده بودند بشدت اعتراض كردند.
حاج ملا علی كنی با رهبری مبارزه علیه امتیاز رویتر، افكار عمومی مردم را در جهت لغو امتیاز رویتر، افكار عمومی مردم را در جهت لغو امتیاز هدایت كرد. نامه اعتراض آمیز و كوبنده او به شاه ، سند زنده تیزبینی و آگاهی آن مرجع شیعه بوده و قدرت تشخیص و توانایی درك مسائل پیچیده سیاسی او را بر همگان روشن می سازد.
نفوذ كلام و اقتدار مردمی حاجی كنی ، خیزش و حركت مردم پایتخت را به دنبال داشت . سیل خروشان ملت ، آماده عمل به دستور مرجع شجاع خویش شدند و برای انجام تكلیف از هیچ گونه جانفشانی و مجاهدت دریغ نورزیدند. لغو امتیاز و بر كناری محمد حسین خان سپهسالار از صدر اعظمی دو خواسته ای بود كه علما و مردم بر آن اصرار داشتند، بدان حد كه پس از بازگشت ناصر الدین شاه از سفر اروپا و به محض پیاده شدن از كشتی و ورود به بندر انزلی ، استقبال كنندگان درباری ، بیداری و خیزش مردم به رهبری روحانیون را گذارش داده ، به او فهماندند كه اگر صدر اعظم همراه شما وارد تهران شود، شورش عظیمی در پایتخت بر پا خواهد شد. به این سبب شاه در مرحله نخست سپهسالار را از مقام صدراعظمی عزل كرد و او را در رشت قرار داد و خود رهسپار تهران گردید و سپس در دهه آخر رمضان 1290 ق . بطلان قرارداد به طور رسمی اعلان شدو سرانجام تلاش عالمانی چون ملا علی كنی و حمایت و حضور مردم وظیفه شناس جامه عمل پوشید و ورقی زرین بر تاریخ پرافتخار مرجعیت شیعه و پیوند امت با روحانیت افزوده شد و اقتدار علمای متهد را عیان ساخت .
پرواز تا بر دوست
این مرجع وارسته ، فقیه دلیر و همراز محرومان در بامداد روز پنجشنبه 27 محرم 1306 ق . به دیار باقی شتافت و دنیای فانی را وداع گفت .
تهرانیهای مومن در روز یكشنبه اول صفر 1306 پیكر مطهر او را تشییع نمودند و تابوت پر نور او را تا مدفنش در حرم حضرت عبدالعظیم - واقع در شهر ری - بر دوش گذاشته ، با او وداع كردند. پس از آن نیز مردم مسلمان ایران بخصوص اهالی تهران در غم رحلت پیشوای خویش سه روز به عزاداری و نوحه سرایی پرداختند. جایگاهش فردوس باد.