دشمن‌ستیزی و حمایت از مظلوم از آرمان‌های نظام اسلامی است.

حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضائیه امشب (پنجشنبه) در مراسم بزرگداشت سی و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که در مصلای کن برگزار شد اظهار داشت: تمام روزها، شب‌ها، زمان و مکان از آن ذات مقدس خداوند است اما بعضی از ایام را یوم‌الله می‌نامند.

وی به تشریح چرایی نامگذاری یوم‌الله پرداخت و گفت: هرگاه تجلی قدرت حق از غیر مجرای طبیعی صورت می‌گیرد و دست قدرت الهی به طور خاص و ویژه مشخص می‌شود به آن روز یوم‌الله می‌گویند؛ اگر انسان متذکر این ایام شود بر توحید آنان افزوده خواهد شد.

معاون اول قوه قضائیه ادامه داد: ایام‌الله 22 بهمن و دهه فجر جلوه قدرت الهی است یعنی جلوه پیروزی خون بر شمشیر است و مردم ایران علیرغم همه حمایت و پشتیبانی بیگانگان از رژیم پهلوی و مکرهای آنان پیروز شدند و این جز اراده ذات مقدس حق چیز دیگری نبود.رئیسی با تاکید بر اینکه یادآوری روزهای خدا و جلوه‌های حق انسان را در عرصه عبودیت و توحید رشد می‌دهد تصریح کرد: انسان موحد انسانی است که بفهمد، بداند و تحلیل درستی از آنچه در زندگی انسان‌ها می‌گذرد داشته باشد.

وی در ادامه سخنان خود به بررسی بعد شخصیتی حضرت امام(ره) پرداخت و پیوند عمیق معنویت و سیاست را از اولین مشخصه مکتب سیاسی امام(ره) عنوان و خاطرنشان کرد: هر آنچه امروز نظام سلطه در عالم ایجاد ظلم و بیدادگری‌ها می‌کند محصول تفکیک سیاست و دین است.معاون اول قوه قضائیه با بیان اینکه امام خمینی (ره) پیوند عمیقی بین معنویت و سیاست ایجاد کردند سنگ‌بنای اندیشه و تفکر امام را محصول جمله «عالم محضر خدا است» برشمرد.

حجت‌الاسلام رئیسی با تاکید براینکه جاودانگی امام (ره) به جاودانگی خط، راه و میراث گرانقدر امام وابسته است عنوان و تصریح کرد: انقلاب اسلامی ایران امروز در دل‌های بسیاری از ملت‌ها رسوخ کرده است بنابراین حقیقت حیات امام راحل، راه و هدف ایشان است.

وی ادامه داد: رهبر انقلاب فرمودند راه ما راه امام، هدف ما هدف امام و مقصد ما مقصد امام است و ما امروز هر آنچه را که از جماران می‌شنیدیم همان مواضع گفتمان و تاکید بر اصول را از مقام معظم رهبری می‌شنویم.


رئیسی گسترش ارزش‌های دینی در همه سطوح لایه‌های اجتماعی را از دیگر مشخصه مکتب سیاسی امام دانست و گفت: دهه اول انقلاب دهه تاسیس بود و دشمن از همه ترفندها استفاده کرد تا انقلاب پا نگیرد که مثال بارز آن جنگ تحمیلی است؛ دهه دوم انقلاب دهه تثبیت انقلاب بود که بسیاری تلاش داشتند تا انقلاب را ناکارآمد جلوه دهند و بگویند این نمی‌تواند در همه حوزه‌ها حضور داشته باشد و دهه سوم انقلاب نیز دهه توسعه بود که در همین خصوص بسیاری تلاش کردند که انقلاب در جغرافیای انقلاب اسلامی بماند و پیام آن به کشورهای دیگر منتقل نشود.


وی زندگی براساس دین را پیام انقلاب اسلامی عنوان و تصریح کرد: بیداری اسلامی نشانگر دریافت پیام انقلاب اسلامی بود و بسیاری از مسلمانان جهان به هویت خود پی بردند تا مسلمان زندگی کند.رئیبسی ادامه داد: اگر ملت ایران دارای رهبری بصیر نبود دشمنان نقشه‌های بسیاری برای انقلاب اسلامی کشیده بودند اما انقلاب با بصیرت رهبری و امام باعث شد از همه فتنه‌ها و توطئه‌ها عبور کند و عزتمندانه در جهان به عنوان امتی الگو خودنمایی کند.


معاون اول قوه قضائیه جهانی شدن پیام انقلاب اسلامی را شاخصه چهارم مکتب سیاسی امام دانست و گفت: امام می‌خواست همه مسلمانان جهان مستقل و آزاد زندگی کنند بنابراین به همین منظور قدس را مسئله اصلی جهان اسلام دانستند.


حجت‌الاسلام رئیسی به تلاش دشمنان برای منحرف کردن بیداری اسلامی اشاره و خاطرنشان کرد: دشمنان بسیار تلاش کردند که این بیداری اسلامی را منحرف کنند و هنوز هم تلاش می‌کنند اما اصل این بیداری و بصیرت‌آفرینی انقلاب اسلامی و خود دشمنان نیز این اصل را منکر نمی‌شوند.وی عدالت اجتماعی را دیگر مشخصه مکتب سیاسی حضرت امام عنوان و اظهار کرد: عدالت پس از توحید دومین واژه‌ای است که گستردگی دارد و جامعه دینی نیز می‌خواهد از عدالت در همه حوزه‌ها بهره‌مند گردد.

معاون اول قوه قضائیه به تلاش غربی‌ها برای زدودن خداوند در عرصه زندگی انسان‌ها اشاره و اظهار کرد: مغرب‌زمین تلاش دارد تا خدا را از زندگی و معادلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی انسان‌ها کنار بزند.

وی با تاکید بر اینکه بروز جنگ جهانی اول و دوم محصول تفکیک دین از سیاست بود گفت: امروز وقتی وضعیت مردم زمین را مطالعه می‌کنیم متوجه علاقه آنان به معنویت به ویژه در جوانان می‌شویم اما رشد برخی فرقه‌ها در غرب برای کنترل معنویت، خداخواهی و حق‌خواهی است تا معنویت‌خواهی را منحرف کنند.

معاون اول قوه قضائیه با بیان اینکه حکومت جمهوری اسلامی ایران براساس دین مستقر شده است اظهار کرد: مردم ما قبل از انقلاب نیز به احکام دینی خود می‌پرداختند اما نظام ما دینی نبود.رئیسی وجود ولی فقیه و ایجاد تمام روابط براساس آموزه‌های دینی را دو مشخصه اصلی نظام‌های دینی برشمرد و خاطرنشان کرد: ما نظام قبل از رنسانس را نظام دینی نمی‌دانیم.

وی ادامه داد: ولایت فقیه یعنی ولایت یک دین شناس که می‌خواهد جامعه را به احکام اسلامی و باید و نبایدها سوق دهد و این جامعه اسلامی ما نیز باید در تمام روابط براساس آموزه‌های دینی عمل کند.

معاون اول قوه قضائیه توجه به اراده، کرامت و رای انسان را از دیگر مشخصه‌های مکتب سیاسی امام(ره) برشمرد و تصریح کرد: دو الی سه ماه از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که امام دستور دادند برای انتخاب نوع حکومت به آرای عمومی مراجعه شود و این همان مشخصه مکتب سیاسی امام(ره) است، همان جلوه مردمسالاری دینی که اساس حکومت را تشکیل می‌دهد است.حجت‌الاسلام رئیسی ادامه داد: امروز مردم بحرین شعارشان این است که هر بحرینی یک رای داشته باشند اما آنان اجازه این اختیار را به مردم بحرین نمی‌دهند و حرف ما در مسائل فلسطین نیز همین است چراکه هر کس از ساکنان سرزمین اشغالی فلسطین باید یک رای داشته باشد.

وی تصریح کرد: ما امروز در جایگاه مدعی حقوق انسان‌ها هستیم و مغرب‌زمین در جایگاه متهم است چراکه اگر بخواهیم فهرستی از آنها داشته باشیم صدها شماره خواهد داشت.

معاون اول قوه قضائیه با بیان اینکه امروز در جمهوری اسلامی ایران پس از 35 سال بیش از 35 انتخابات برگزار شده خاطرنشان کرد: شخصی به من می‌گفت که من قانون اساسی بسیاری از کشورها را بررسی کرده‌ام اما هیچ قانون اساسی‌ای دقیق‌تر از قانون اساسی ایران در خصوص حقوق انسان‌ها وجود ندارد.


معاون اول قوه قضائیه با قبول این مطلب که پیشانی عدالت دستگاه قضایی است خطاب به دستگاه‌های دیگر نیز گفت: همه مسئولان و دست‌اندرکاران نظام اسلامی باید برخوردار از حکم عدالت باشند و هر کسی در هر جایگاهی که باشد باید خود موظف بداند که عدالت را در کشور ایجاد کند.حجت‌الاسلام رئیسی خودفراموشی را نوعی خدافراموشی خواند و افزود: کسانی که امروز در جهان ظلم می‌کنند نه‌تنها خدا را فراموش کرده‌اند بلکه خود را نیز فراموش کرده‌اند چراکه انسانیت را لگدمال کرده‌اند.


وی به فتنه ۸۸ نیز اشاره کرد و گفت: عده‌ای در فتنه ۸۸ انتخابات را به کام مردم تلخ کردند چراکه آن عده قانون‌شکن بودند و قانون را برنتابیدند.معاون اول قوه قضائیه با تاکید بر اینکه امام مظهر دینداری، دانایی و دلیری بود گفت: محبوب‌ترین نام، نام امام خمینی است.


حجت‌الاسلام رئیسی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: امروز برخی در داخل و پشتیبانی، کمک و مدد خارجی‌ها به نام عقلانیت آرمان‌های انقلاب را مورد هجمه و تخطئه قرار داده‌اند؛ دشمن‌ستیزی، دشمن‌شناسی، حمایت از مظلوم از آرمان‌های نظام اسلامی است.وی در پایان تاکید کرد: ما همه هویتمان آرمان انقلاب اسلامی است و آموزه‌های امام با توجه به آرمان‌ها همواره به ما کمک کرده است.

نامه ضرغامی به شورای نظارت بر صداوسیما را شنبه بررسی می‌کنیم

معاون اول قوه قضائیه گفت: در جلسه روز شنبه نامه رئیس سازمان صداوسیما را با حضور نمایندگان سه ‌قوه مطرح و بررسی و نتایج آن را اعلام می‌کنیم.

به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضائیه شامگاه امروز (پنجشنبه) در حاشیه مراسم بزرگداشت سی و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که در مصلای کن برگزار شد در جمع خبرنگاران در مورد نامه رئیس سازمان صداو سیما به شورای نظارت بر صداو سیما اظهار داشت: آقای ضرغامی نامه را به شورای نظارت بر صداو سیما ارسال کرده است و ما قرار است در اولین جلسه این موضوع را بررسی کنیم.

وی افزود: اولین جلسه ما روز شنبه (مورخ 19/11/92) است و در این جلسه نامه رئیس سازمان صداو سیما را با حضور نمایندگان سه قوه مطرح و بررسی و نتایج آن را اعلام می‌کنیم.

تهدید نظامی ایران از سوی آمریکا برای تبلیغات داخلی است

آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس،  با بیان اینکه انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب مردمی به رهبری امام بوده و بقای انقلاب نیز به وسیله ایستادگی مردم بوده و خواهد بود تاکید کرد: مردم باید در مواقع بحرانی حضور خود را بیش از قبل نشان دهند تا همه بدانند مردم با انقلاب خود قهر نکرده‌اند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: انتظار این است که راهپیمایی 22 بهمن مثل همیشه پرشکوه و حتی بیش از همیشه پرشورتر باشد تا دشمنان خارجی و داخلی از توطئه‌های خود ناامید شوند.

آیت‌الله مهدوی کنی در پاسخ به اظهارات گستاخانه مقامات آمریکایی به  خبرنگار فارس گفت: چیزی که ما را از هجوم فرهنگی و نظامی حفظ کرده است حضور مردم بوده بنابراین تهدید نظامی از سوی آمریکایی‌ها تبلیغات برای داخل کشور خودشان است و به عبارت دیگر مصرف داخلی دارد.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با تاکید براینکه دشمن بداند ایران کشوری نیست که بتواند با آن بجنگند خاطرنشان کرد: توکل بر خدا یک جنبه قلبی و یک جنبه عملی به معنای حضور در صحنه‌ها است و وقتی مردم در صحنه‌های خطر حاضر می‌شوند این یک توکل عملی خواهد بود و خداوند هم وعده داده من شما را بر دشمنانتان چیره می‌کنم بنابراین خداوند همانطور که طی این 35 سال به ما کمک کرده است باز هم ما را یاری خواهد کرد.

نمایشگاه کتاب و محصولات فرهنگی طلیعه فجر

نمایشگاه طلیعه‌ی فجر که به همت پایگاه بسیج سلمان کن و با همکاری ستاد نمازجمعه کن و حومه و هیئت امناء حسینیه میانده، راه‌اندازی شده است، از امروز سه‌شنبه رسماً آغاز به کار خواهد کرد. مراسم افتتاحیه‌ی این نمایشگاه از ساعت ۱۸:۳۰ با حضور آیت‌الله باقری کنی و سخنرانی حجت‌الاسلام دکتر یحیی صالح‌نیا (امام جمعه‌ی کن و حومه) برگزار خواهد شد.

لازم به ذکر است که در نمایشگاه طلیعه‌ی فجر، صدها عنوان کتاب (با تخفیف ۲۰ تا ۵۰ درصد)از انتشارات صریر، آرام دل، بنیاد حفظ و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، آثار دکتر یحیی صالح‌نیاو همچنین محصولات فرهنگی و دست‌آوردهای فرهنگی منطقه‌ی کن، قابل عرضه خواهد بود. گفتنی است نمایشگاه طلیعه فجر از روز سه‌شنبه به مدت یک هفته همه روزه از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۲۰:۳۰ برگزار خواهد شد. همچنین روزهای پنج‌شنبه و جمعه از ساعت ۱۱ تا ۱۴ نیز درب‌های حسینیه میانده به روی بازدیدکنندگان و علاقمندان به کتاب باز خواهد بود.

همچنین در حاشیه‌ی نمایشگاه در هر شب یک نشست تخصصی برگزار خواهد شد که برنامه آن بدین شرح می باشد.

سه شنبه مورخ ۹۲/۱۱/۱۵       سخنرانی حجت الاسلام صالح نیا در مراسم افتتاحیه
چهارشنبه مورخ ۹۲/۱۱/۱۶       خاطره گویی دوران اسارت توسط آزاده سرفراز حاج محمد علی حدادی
پنج شنبه  مورخ ۹۲/۱۱/۱۷       به دلیل مراسم در حسینیه نور برنامه ای ارائه نمی شود.
جمعه      مورخ ۹۲/۱۱/۱۸        شب شعر با حضور شعرای کنی و میلاد عرفان پور
شنبه      مورخ ۹۲/۱۱/۱۹        خاطره گویی توسط ایثارگر محترم امیر شاهمیری
یکشنبه   مورخ ۹۲/۱۱/۲۰        سخنرانی سبک زندگی اسلامی توسط خانم دکتر عظیم زاده اردبیلی
دوشنبه   مورخ ۹۲/۱۱/۲۱        پخش فیلم برگزیده جشنواره عمار

آدرس حسینیه میانده:همت غرب.محله کن.خیابان شهید احمد کاشانی.حسینیه میانده

منبع:کن پرس

تمام دبستان های تهران و مدارس راهنمایی مناطق یک تا 5 فردا تعطیل است

مسعود ثقفی، سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران در گفت وگو با خبرنگاران اظهار داشت: به دلیل بارش برف، سرمای شدید و لغزندگی معابر، تمام پیش دبستانی ها و مدارس ابتدایی شهر تهران فردا تعطیل است.

وی ادامه داد: تمام مدارس راهنمایی (دوره متوسطه اول) مناطق یک تا 5 تهران و تمام دبیرستان های (دوره متوسطه دوم) منطقه یک و بخش مرکزی منطقه 8 فردا تعطیل است

سامانه پاسخگویی به سوالات شرعی

طی حکمی از سوی حجت الاسلام و المسلمین صالح‌نیا، امام جمعه کن و حومه، حجت الاسلام و المسلمین صفابخش به منظور پاسخگویی به سؤالات شرعی در دفتر امام جمعه کن و حومه مشغول به فعالیت شد.در همین راستا شماره تلفن ۴۴۳۳۶۹۶۳ همه روزه از ساعت ۸ تا ۱۱ صبح پاسخگوی سؤالات شرعی خواهد بود.

 

ملاقات با امام جمعه کن و حومه

حجت الاسلام و المسلمین دکتر یحیی صالح‌نیا، امام جمعه کن و حومه، دوشنبه‌ هر هفته از ساعت ۱۴ تا ۱۶ در محل دفتر امام جمعه کن و حومه پذیرای مردم منطقه خواهد بود. بر این اساس دفتر امام جمعه کن و حومه در میدان الغدیر خیابان شهدا، کوچه سوم، پلاک ۲۸، طبقه ۲ از ساعت ۱۴ تا ۱۶ میزبان ملاقات عمومی امام جمعه کن و حومه خواهد بود.

لازم به توضیح است ملاقات‌های عمومی امام جمعه کن و حومه تا کنون منحصر به روزهای جمعه، پس از اقامه نماز جمعه بود. بر این اساس روزهای جمعه نیز پس از پایان نماز جمعه، به مدت یک ساعت امام جمعه محترم در محل مصلی نماز جمعه پذیرای مردم عزیز منطقه خواهد بود.

فدایت آقا جان ...

مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره):

یک روز در ایام تحصیل در نجف اشرف، پس از اقامه نماز پشت سر آیت الله مدنی، دیدم که

ایشان شدیدا دارند گریه می‌کنند و شانه‌هایشان از شدت گریه تکان می‌خورد، رفتم پیش آیت الله

مدنی و گفتم: ببخشید، اتفاقی افتاده که این طور شما به گریه افتاده‌اید؟ ایشان فرمودند: یک

لحظه، امام زمان (عج) را دیدم که به پشت سر من اشاره نموده و فرمودند: «آقای مدنی! نگاه

کن! شیعیان من بعد از نماز، سریع می‌روند دنبال کار خودشان و هیچکدام برای فرج من دعا

نمی‌کنند. انگار نه انگار که امام زمانشان غایب است!» و من از گلایه امام زمان (عج) به گریه

افتادم.

تغییر امام جماعت مسجد المهدی کن

حجت السلام و المسلمین دهستانی امام جماعت صبح و ظهر مسجد المهدی بعد از نماز ظهر دیروز از همه ی نمازگراران این مسجد خداحافظی کرد و از این پس حجت السلام و المسلمبن باجلان جای ایشان به اقامه نماز خواهند پرداخت.قابل ذکر است حجت السلام و المسلمین مرتضوی نماز مغرب و عشا را در این مسجد اقامه می کنند.

اطلاعیه ستاد اقامه نماز جمعه کن و حومه

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ

رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود . امام خمینی(ره)

به اطلاع کلیه مؤمنین و مؤمنات می‌رساند در نخستین هفته از ماه پیروزی حق بر باطل، بهمن خونین که یادآور مجاهدت های امام راحل و شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی است، نماز جمعه کن و حومه (غرب تهران) در تاریخ ۴/۱۱/۹۲ همچون هفته‌های گذشته با حضور پر شکوه مردم خداجو و انقلابی منطقه، در مصلای نماز جمعه کن، حسینیه نور، برگزار خواهد شد.

این مراسم در ساعت ۱۱:۱۵ قبل از ظهر با تلاوت ‌آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز و سپس حجت الاسلام و المسلمین مرتضوی از ملازمان صدیق امام خمینی (ره) در نجف اشرف و یاور رهبر معظم انقلاب در رابطه با سیره امام راحل به  عنوان سخنران قبل از خطبه‌ها به سخنرانی می پردازند. پس از اذان ظهر به افق تهران نیز، خطبه‌های نماز جمعه وحدت آفرین و دشمن شکن این هفته کن، توسط حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی‌نسب، امام جمعه موقت کن و حومه (غرب تهران) ایراد شده و سپس نماز جمعه اقامه خواهد شد.

واکنش حاج محمود کریمی نسبت به جریانات اخیر

حاج محمود کریمی ذاکر اهل بیت نسبت به جریانات اخیر صحبت هایی کرد.جهت دانلود بر روی اینک زیر کلیک کنید.

محمود کریمی

جشنواره نقاشی کودکان

بسیج خواهران سلمان کن برگزار می کند

http://img1.tebyan.net/big/1391/07/1201271671181771181832141177151204109715479.jpg

جشنواره نقاشی کودکان باموضوع کمک به دیگران

زمان:جمعه ۴/۱۱/۹۲ از ساعت ۱۰ صبح

مکان :شهران.بالاتر از فلکه دوم پارک جنگلی کوهسار پایین تر از مزار شهدا گمنام

مهریه رویانیان

سقف وام ازدواج 25 میلیون تومان اعلام شد!!

عیادت بسیجیان و جمعی از اهالی کن از حاج میرزا اسد الله حاج فتاح

با توجه به در بستر بیماری حاج میرزا اسدالله حاج فتاح موذن و پدر شهید محمد حاج فتاح، جمعی از بسیجیان و اهالی محله کن به عیادت ایشان رفتند.در ادامه گزارش تصویری از این دیدار تقدیمتان می گردد.

منبع:کن پرس

فتوا برای مجاز بودن پوشیدن لباس زنان برای شورشیان سوریه

مشروح خطبه های نماز جمعه کن و حومه 20/10/92

آپلود عکس

خطبه اول

بندگان خوب خدا، خواهران محترمه، برادران گرامی، خودم و همه‌ی شما عزیزانم را به تقوا که بهترین توشه‌ی سفر آخرت است و تقوا که توصیه‌ی بزرگ انبیای عظام و ائمه‌ی اطهار به بندگان خداست دعوت می‌کنم. امیدوارم خدای متعال به گوینده و شنونده توفیق انجام واجبات، ترک محرمات، سعی عمل به مستحبات، سعی در ترک مکروهات عطا بفرماید ان‌شاالله.

در خطبه‌های پیشین راجع به سبک زندگی دینی صحبت می‌کردیم و بحث ما رسید به آسیب‌هایی که ما در ایران‌مان راجع به سبک زندگی دینی داریم. خب این خیلی خوب است که ما آسیب‌های هم‌دیگر را، آسیب‌های زندگی هم‌دیگر را بشناسیم، به هم‌دیگر تذکر بدهیم. فرمود «احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی» محبوب‌ترین دوستان من و برادران دینی من نزد من، کسانی هستند که عیب‌های من را به من هدیه بدهند.

بگویند تو فلان عیب را داری و باید خودت را اصلاح کنی. ما هم از این باب این بحث را شروع کردیم. این خطبه و خطبه‌ی آینده در هفته‌ی بعد هم اختصاص دارد به همین قضیه.
از جمله‌ی آسیب‌هایی که ما در زندگی دینی‌مان در ایران داریم همین برنتافتن نقدهاست. این که ما آمادگی روحی پذیرش نقد و شنیدن نقد را نداشته باشیم. این یک عیب است که وجود دارد. عادت شده که از ما تعریف بشود. اگر کسی بیاید بگوید آقای امام جمعه شما فلان عیب را دارید من خودم را آماده نکرده‌ام که بپذیرم. دوست دارم همیشه دور و بر من کسانی باشند که از من تعریف بکنند.

اگر یک نفری بیاید عیب من را بگوید من آماده‌ی پذیرش نیستم. این یک عیب بزرگ است.در ایران این بحث وجود دارد. البته ممکن است که علت این مسئله، خوب نقد نکردن باشد. یعنی ممکن است ما طرز نقد را هم بلد نباشیم. یعنی بلد نباشیم چطور عیب طرف را بگوییم.

مثلاً این که انسان در آشکارا بیاید عیب کسی را بگوید، خود به خود زمینه‌ی پذیرش آن عیب و نقد را از بین می‌برد. فرمود امامی که امروز روز شهادتش است (امام حسن عسکری علیه‌السلام) سلام‌الله علیه و روحی فداه: «من وعظ اخاه سراً فقد زانه و من وعظ اخاه علانیة فقد شانه» هرکس برادر دینی خود را پنهانی وعظ و نصیحت بکند، او را زینت کرده ولی اگر بیاید برادرش را؛ برادر دینی‌ش را؛ خواهرش را در ملأ عام؛ در آشکارا نقد بکند و آن عیبش را بگوید و حتی موعظه بکند ـ نگوید تو فلان عیب را داری؛ مثلاً نگوید تو دروغ‌گویی ـ بگوید آقای فلانی شما راستگو باش.

یعنی انگار تو دروغ‌گو هستی، این برادر خودش را سبک کرده است. در کنار این‌ها گله، شکایت، تحقیر، نیش زدن، قضاوت عجولانه، این‌ها مقدمات پذیرش نقد را از بین می‌برد.

خب نقد کردن به چه معناست؟، چه کار باید بکنیم اگر خواستیم کسی را نقدش را بگوییم؟. معمولاً این طوری می‌گویند که نقد را اولاً محترمانه مطرح کنید. ثانیاً با استدلال و با دلیل به طرف مقابل آسییب آن را؛ آسیب زندگی آن را متذکر بشویم. در کنار این‌ها راه‌کار هم بدهید. عزیزان من؛ خیلی راحت است آدم عیب را بگوید. ولی کار سخت این است که راه‌کار بدهد، پیشنهاد بدهد. مثلاً خیلی راحت است آدم بگوید وضع کن از نظر ترافیک افتضاح است و قابل تحمل نیست. این را که همه می‌دانند. ولی مرد آن است که بیاید راه‌کار بدهد و اگر راه‌کاری داده شد پای آن بایستد. این مهم است. یا مثلاً گفتن مشکل و فرار کردن [یک فرهنگ غلط است].

خیلی از ما ها عادت کردیم مشکل را بگوییم و فرار کنیم. فلان مشکل وجود دارد. خب حالا چه کار باید کرد؟. حتی ارتباط بعدی هم برقرار نمی‌کنیم تا ببینیم آن مشکل چی شد؛ آن نقدی که کردیم به کجا رسید؟ نامه‌هایی می‌آید دفتر امام جمعه؛ نامه‌هایی مهم که ما هم دوست داریم پیگیری کنیم [ولی] یک شماره‌ی تلفن پای آن نوشته نشده است. یعنی این آقا وقتی داشته مشکلش را مطرح می‌کرده حتی به این فکر نکرده که اگر آقای امام جمعه، ستاد نماز جمعه، دیگر دوستان و مسئولین منطقه بخواهند من را پیدا کنند و مشکل را حل بکنند، باید از کجا پیدا بکنند. این رویه‌ای است که ما در ایران داریم؛ یعنی گفتن مشکل و فرار کردن. این مشکل را حل نمی‌کند.

خب یک راه اساسی چیست عزیزان در این طور مسائل؟ یک راه اساسی چیزی است که دین به ما نشان داده است. دین برای نقد، یک فریضه‌ای قرار داده به اسم امر به معروف و نهی از منکر. چقدر زیبا، چقدر با شرایط، با آداب، با مراتب. من این بحث را امروز می‌گویم و خطبه‌ی اول را تمام می‌کنم. مثلاً در امر به معروف و نهی از منکر که نقد جدی است و واجب هم هست، (این‌ها دو تا از فروعات دین هستند: امر به معروف و نهی از منکر) آمر و ناهی باید خودشان معروف و منکر را بشناسند. گاهی وقت‌ها شما به یک دوستی، به یک برادری عیبی می‌گیری که آن عیب نه تنها عیب نیست، بلکه حسن است.

مثلاً بعضی‌ها می‌خواستند خلافت را مصادره کنند، –که کردند- به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌گفتند شما خوش‌رو هستید. شما خنده‌رو هستید. خلیفه باید عبوس باشد، باید گرفته باشد، باید به تعبیر ماها اقتدار داشته باشد. خب این چیزی‌ست که ما به دید ظاهری و ناقص‌مان می‌فهمیم. دوم این که احتمال بدهد امر و نهی اثر مثبت داشته باشد. [چنان‌چه] آن شخص بر عیبش اصرار داشته باشد [نقد بی‌فایده است]. نقد وقتی خوب است که اثر داشته باشد. اگر می‌بینی یک نفری هرچقدر نقد می‌کنی اثر ندارد، دیگر خیلی نقد موضوعیت پیدا نمی‌کند. اگر شخصی عیبی را دارد و می‌خواهد ترک بکند دیگر لزومی به نقدهای مکرر نیست.

معلوم است که خودش می‌خواهد ترک بکند. [باید] واجب بودن آن صفتی که باید داشته باشد و حرام بودن آن صفتی که نباید داشته باشد محرز باشد. طرف معذور نباشد. عزیزان من خیلی چیزهایی که گفته می‌شود، خیلی از مسائلی که گفته می‌شود درست است ولی آن شخصی که اصلاح نمی‌کند، عذری دارد. معذور است. شما باید شرایط او را هم در نظر بگیرید و آخرینش این که امر و نهی مفسده‌ای نداشته باشد. گاهی وقت‌ها شما نقدی می‌کنید [ولی] به جای این که طرف خوب شود لج می‌کند و مفسده درست می‌شود. این‌ها شرایط نقد هستند. صلواتی ختم بفرمایید.

آداب نقد را هم عرض می‌کنم بقیه بماند برای خطبه‌ی بعد. در نقد عزیزان من توصیه شده که ناقد مثل طبیبی دل‌سوز و پدری مهربان نصیحت بکند و عیب را بگوید. شما وقتی با پسرتان می‌نشینید صحبت می‌کنید، عیبش را چطور می‌گویید. همان‌طور دیگران را هم مهربانانه و پدرانه]؛ نه با تنفر. عزیزان من نقد با تنفر جواب نمی‌دهد. شما پسرت را، همسرت را، دوستت را، شاگردت را، همسایه‌ات را [اگر] با تنفر نقد کنی، بگویی این کار را نباید کنی، این کار را نکن، جواب نمی‌دهد. ولی پدرانه [نقد کنید] دین به ما تکریم را یاد داده. باید ادم بگوید آقا در شأن شما نیست این کار را انجام دهی. مهربانانه.

از شگردهای خطابه این است که خطابه همیشه باید پدرانه باشد. همیشه باید مهربانانه باشد. لحن پدرانه باید حفظ بشود. انسانی که دارد نقد می‌کند باید قصد خودش را خالص بکند. اگر می‌خواهید عیب کسی را متذکر بشوید، باید به خاطر خدا این کار را بکنید. نه به خاطر اهداف دیگری. گاهی وقت‌ها ما کسی را نقد می‌کنیم، مثل اکثر چیزهایی که در سایت‌ها و روزنامه‌ها و متأسفانه بعضی از کلمات مسئولین است، قصدش لگدمال کردن است. منکوب کردن است، کوبیدن است. آن اسمش نقد نیست. نقد باید به خاطر رضای خدا باشد، برای اصلاح باشد.

و یک ادب دیگر که آخری است این است که انسان از آن عیبی که به دیگران می‌چسباند، خودش را منزه نداند. چه بسا عیبی که ما داریم ولی خودمان متوجه نیستیم و راجع به همان عیب به دیگران تذکر می‌دهیم. لذا انسان باید خیلی مواظب خودش باشد. اول عیوب خود. «طوبی لمن شغله عیوب نفسه عن عیوب غیره» خوشا به حال آن کسی که عیوب خودش او را مشغول کرده از عیوب دیگران. وقت ندارد دیگر به عیوب دیگران بپردازد. این رویه باید باشد. لذا انسان از آن عیب‌هایی که به دیگران می‌چسباند، نباید خودش را منزه بداند. از خدای متعال می‌خواهیم که به همه‌ی ما توفیق درست نقد کردن و توفیق پذیرش نقد درست را عطا بفرماید ان‌شاالله

خطبه دوم

توصیه به تقوا را در خطبه‌ی دوم با روایتی از مولای ما ابا محمد حسن بن علی الزکی العسکری سلام الله علیه و روحی فداه شروع می‌کنم. فرمود حضرت که «إن الوصول إلی الله عز و جل سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل». این روایت در مسند امام عسکری صفحه ۲۹۰ آورده شده [است]. حضرت می‌فرماید سفر به سوی خدای متعال رسیدن به سوی خدای متعال سیر و سلوک به سمت حضرت حق، یک سفری است که انسان را درک نمی‌کند، الا بامتطاء اللیل، مگر با مرکب قرار دادن شب، مگر با تهجد، مگر با شب زنده داری. هر کسی می‌خواهد در عالم سیر و سلوک در عالم قرب خدای متعال به جایی برسد، باید به تهجد به شب زنده داری به مناجات در آن زمانی که مردم خوابند، توجه داشته باشد.

فرمود استاد اساتید ما مرحوم آقای آمیز علی آقای قاضی تبریزی رضوان الله تعالی علیه که فرمود سر به رود سحر نرود. سر برود –مکرر ایشان به نقل استادمان مرحوم آیت الله العظمی بهجت رضوان الله تعالی علیه، مکرر ایشان می‌فرموده به شاگردها به طلبه‌ها که- سر برود سحر نرود. و می‌فرموده آنهایی که به جایی رسیده‌اند با تهجد، رسیده‌اند و آن‌هایی که اهل تهجد نیستند، امید نیست به جایی برسند، آنهایی که اهل تهجد نیستند امید نیست به جایی برسند. امیدواریم خدای متعال این توفیق را به همه‌ی ما عنایت بفرماید انشاء الله.
دوران امامت حضرت شش سال کلا طول کشید. از امام‌هایی است که جوان به شهادت رسیده.سلام الله علیه. عمر شریف‌شان کلا ۲۹ سال بوده وقت شهادتشان. علت این سخت‌گیری‌ها که -علی رغم اینکه امام جواد علیه‌السلام هم تحت نظر بودند، امام هادی علیه‌السلام هم در عسکر زندگی کردند خیلی از یعنی در اردوگاه خلیفه، در پادگان نظامی خلیفه عملا زندگی کردند، ولی امام حسن عسکری علیه السلام به طور ویژه‌ای تحت مراقبت بودند، لذا ایشان به عسکری معروف شدند- علتش هم این‌ست که این خلفای قاهر و ظالم و ستمگر بنی عباس روایات متعدد را می‌دانستند که آخرین خلیفه از خلفای بر حق رسول خدا قائم آل محمد، دوازدهمین نفر از این نسل طیب و طاهر است. لذا دوران امام هادی مراقبت‌های بسیار شدیدی شروع شد، جوری که امام حسن علیه‌السلام را که می‌دانستند پدر آن مولود است، در سامرا -که اصلا سامرا از ابتدا به عنوان پادگان نظامی تأسیس شد، به عنوان یک پادگان نظامی این شهر بنا شد-، در نظر گرفته بودند حضرت را.

در زندان راوی نقل می‌کند که ایشان قائم اللیل و دائم الصوم بود. شبها به عبادت می‌پرداخت و همه‌ی روزها روزه بود. صالح بن وصیف از قداران حکومت عباسی وقتی عده‌ای از مشاوران خلیفه به او گفتند که بر حسن بن علی سخت بگیر، او را در زندان سخت بگیر تا ارتباطی نداشته باشد با بیرون خودش. خودش اذیت بشود، آزار بشود، بدترین افراد را بگمار بر او. این مرد خبیث می‌گوید «قد وکلت به رجلین»، به آن مشاوران گفت من دو نفر را موکل کردم به حسن بن علی که «شر من قدرت علیه» اینها بدترین آدمهایی هستند که من دارم بدترین آدمهایی‌اند که من پیدایشان کردم، «فقد صارا من العباده و الصلوة الی امر عظیم» الآن اینها اهل عبادت و اهل نماز شدند. مراقبتی که دارند از امام حسن عسکری، بدترین افراد گمارده می‌شوند، اینها تبدیل می‌شوند به آدمهای اهل عبادت. مظلومیت حضرت بسیار بالاست جوری که عده‌ای از شیعیان، به نقل علی بن جعفر از حلبی، عده‌ای از شیعیان جمع شدند که وقتی حضرت را از پادگان می‌آورند بیرون ببرند جایی، خلیفه هرجا می‌رفت حضرت را با خودش می‌برد برای اینکه خیالش راحت باشد، می‌گوید ما جمع شدیم یک جایی تا مولامان حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا را ببینیم.

حضرت نرسیده بود نامه‌ی شان رسید به دست ما، توقیعی از حضرت رسید به دست ما نامه را باز کردیم، نوشته بود حضرت که «لا یسلمن علی أحد». هیچ کسی به من سلام ندهد. «و لایشیر إلیّ بیده»، هیچ کسی با دستش به من اشاره نکند، «ولا یومی» اشاره به من نکنید و لو به چهره تان. «فإنکم لا تؤمنون علی أنفسکم». هر کس این کا را بکند دیگر در امان نیست. چقدر مظلومیت یک امام جوان هست.

شهادت ایشان هم بسیار مظلومانه است. دوست خوبم، خطیب توانا، حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج‌آقای ذوالفقاری به خوبی عرض ادب کردند من هم می‌خواهم بی بهره نباشم. شهادت ایشان هم بسیار مظلومانه است. ۲۹ سال دارد این جوان و تنها یک پسر پنج ساله. نه این پسر آماده‌ی شهادت پدر است، به دید ظاهری، نه این پدر وقت شهادتش است، تازه حضرت پنج سال است بچه دار شده است، راوی می‌گوید این چند روز، سم بدن حضرت را فرا گرفته بود. بدن حضرت نحیف شده بوده، لاغر شده بود، افتاده شده بود، آثار مسمومیت در بدن امام حسن عسکری هویدا بود، حضرت در روز جمعه، که اتفاقا روز شهادتشان هم روز جمعه بوده است، در سحرگاه، نماز صبح را خواندند در حالی که این پسر پنج‌ساله به ایشان اقتدا کرده بود، نمازز که تمام شد فرمود پسرم آبی برای من [بیاور]. حضرت حجت تشریف بردند آبی آوردند برای پدر، حضرت لب به آب نزد به قولی، جگرشان می‌سوخت، به نقلی خوردند، به نقلی آب را کنار زدند، سرشان را گذاشتند روی دامن این پسر، ولی اینجا کربلا نبود، اینجا دیگر مثل کربلا نشد، آنجا هم یک پدری بود، یک نگاهی کرد نه علی اکبری وجود دارد، زین العابدین مریض [است]، نه علی اصغری [وجود دارد]، قد حال العطش بینه و بین السماء حسین نگاهی به آسمان کرد دیگر آسمان را تیره و تار می‌دید… الا لعنه الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.
الآن هم شیعیان امام عسکری مظلومیت حضرت را به وضوح درک می‌کنند. عزیزانی که از کربلا برگشتند به حتما می‌دانند حتما باید از دور دوباره سلام بدهند، امام عسکری هنوز درون عسکر زندانی سات، به کربلا می‌روند، به نجف می‌روند، ولی وقتی می‌خواهند برگردند ایران با یک چشم حسرتی می‌گویند السلام علیک یا ابا محمد سامرا را نمی‌بینند، هنوز حضرت زندانی است، امیدواریم خدای متعال با قلع و قمع اشغالگران عراق، با قلع و قمع وهابیت خبیث راه زیارت امام عسکری را باز بکند. ان شائ الله همه مان عارفا بحقه بتوانیم از نزدیک عرض ادب بکنیم خدمت حضرتشان، ان شائ الله.

خطبه را طول دادم عذر می‌خواهم از شما. مهم‌ترین مسأله سیاسی بعد از شهادت امام عسکری تا الآن مسأله غیبت حضرت حجت سلام الله علیه و روحی فداه هست. هیچ مسأله سیاسی، هیچ مسأله فرهنگی، مهم‌تر از اینکه امام ما، صاحب ما، کسی که اختیار دار دین و دنیای ماست، الآن پیش ما نیست، غایب است از چشمان ما، هیچ مسأله‌ای مهم‌تر از این وجود ندارد و نخواهد داشت. مهمترین مسأله برای جامعه انسانی، نه برای جامعه شیعی برای جامعه انسانی این است. لذا امام عسکری، امام هادی، امام جواد و حتی امام رضا علیه السلام، آماده کردند کم کم جامعه را برای پذیرش این مسأله مهم.

غیبت امام عصر چیزی است که بیشترش مربوط می‌شود به عدم آمادگی جامعه. بارها عرض کردیم مرحوم سید مرتضی رضوان الله علیه فرمود «وجوده لطف و تصرفه لطف آخر»، اینکه امامی وجود دارد الآن، نه این که مثل عیسی بن مریم در آسمانها باشد، «هو یطأ وسطکم» می‌آید روی فرش‌های شما می‌نشیند، امام در بین شماست، اینکه این چنین امامی را ما از وجودشان و از تصرفشان، از مدیریتشان محرومیم. فرمود «عدمه منا»، عدمش به ما برمی‌گردد. جامعه آماده نیست.

مهم‌ترین رسالت مسؤولین جمهوری اسلامی، مردم عزیز ما، این است که جامعه، را جامعه جهانی را، جامعه شیعه را، آماده پذیرش ولایت معصوم بکنند. فرمود «اللهم إنا نشکو إلیک فقد نبینا و غیبه ولینا» خدایا ما از این وضعیت از این زمانه شاکی هستیم. ما شکایت می‌کنیم از نبود پیغمبر در میان ما از نبود ولی در میان ما این وضع برای آنهایی که اهل معرفتند قابل تحمل نیست. اگر ما معرفت عباسی داشته باشیم این وضع قابل تحمل نیست. او نیست، او می‌خواهد ما نباشیم، ما برویم، بیعت را برداشته، ولی معرفت عباسی می‌گوید، آقا وقتی تو نباشی چه فرقی می‌کند من باشم یا نباشم.

وقتی تو نیستی، بود و نبود من چه فرقی می‌کند. «اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه» خدایا ما رغبت داریم به این دولت کریمه‌ای که قرار است حضرت حجت علیه السلام بر بالای سر آن دولت باشد. «تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله». عزت اسلام و مسلمین در ظهور حضرت حجت است. ذلت مستکبرین در ظهور حضرت حجت است ان شاء الله. باید جهان را آماده بکنیم. رسالت همه ما، رسالت سیاسیون ما، رسالت اهالی فرهنگ، این باشد انا شاء الله.

آخرین عرضم باشد. مولاجان! میدانیم تقصیر ماست، شما دارید این همه آوارگی را تحمل می‌کنید، معلوم نیست حضرتی که صاحب جمعه است، صاحب جماعات است الآن نمازشان را در کجا اقامه می‌کنند. این از بی عرضه‌گی ما ست، از بی دینی ما ست، از بی معرفتی ماست، ولی آقا جان حرف ما به شما همان حرف برادران یوسف است «یاایها العزیز… یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر» آقاجان دیگر به قحطی خوردیم، گرفتار تنگنا هستیم، مشکل داریم، مشکلات دینی داریم، مشکلات روحی داریم، مشکلات معیشتی داریم، ما واقعا دچار قحطی هستیم «وجئنا ببضاعه مزجاه» سرمایه این مردم محبت شما خاندان است، این مردم سرمایه‌ای جز این ندارند، «فأوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین»

شرکت عناصر گروهک تروریستی منافقین در مراسم دفن شارون

دیدار امام جمعه کن از امامزاده کابل الحسین و مزار شهید گمنام

روایت ( م.و )از درگیری و تیراندازی با محمود کریمی

به دنبال اتفاق اتوبان بابایی درباره محمود کریمی و وارونه نمایی این حادثه از سوی رسانه های بیگانه و دنباله های داخلی آنها، ندای انقلاب روایت اصلی این ماجرا را با تیتر"جزئیات حمله اراذل و اوباش به محمود کریمی و ماجرای تیراندازی" از زبان یکی از نزدیکان این مداح اهل بیت منتشر و سناریوی از پیش طراحی شده سایت بدنام و فیلتر شده آقازاده فتنه گر با سایت های صهیونیستی بالاترین و بخش فارسی شبکه رژیم سلطنتی انگلیس"بی بی سی" و چند سایت و روزنامه زنجیره ای اصلاح طلب را خنثی کرد. امروز روزنامه زنجیره ای اعتماد در مصاحبه ای با (م.و) یکی از رانندگان خودروهای دخیل در این ماجرا به صورت تلویحی خبر ندای انقلاب را تائید کرد.

در ذیل محورهای این مصاحبه که صحت خبر ندای انقلاب را تائید می کند از نظر می گذرانید:

1- در حالی که رسانه های ضدانقلاب و سایت فیلتر شده آینده آنلاین تلاش کردند تعداد خودروی دخیل در این ماجرا را یک خودرو با سرنشینان سوسول! عنوان کنند (م.و) درباره تعداد خودروهای دخیل در این ماجرا به روزنامه زنجیره ای اعتماد می گوید: "در تاريخ ۵ دي ماه ساعت ۵:۱۲ شب در اتوبان شهيد بابايي به همراه همسرم در خودروي ۲۰۶ مان به همراه دو خودروي ديگر در مسير، در حال تردد بوديم". ندای انقلاب در روایت نزدیکان محمود کریمی از این ماجرا نوشته بود: "محمود کریمی مداح اهل بیت که بامداد چند روز پیش در یکی از اتوبان های تهران در حال حرکت بود از سوی سرنشینان چند خودرو مورد تهدید قرار گرفت".

2- این فرد که "اعتمادی ها" او را با اسم مخفف (م.و) خطاب قرار داده اند، درباره دلیل این اتفاق برخلاف ادعاهای سایت های حامی جریان فتنه و ضد انقلاب که تصادف را عامل اصلی این ماجرا معرفی کرده بودند، می گوید: "من با خودرو ام يك لحظه سبقت گرفتم و بعد دوباره كنار آمدم". ندای انقلاب نیز در روایت اصلی ماجرا گزارش کرده بود: "در این جریان سرنشینان این خودروها با ویراژ دادن اطراف خودرو حاج محمود کریمی وی را مجبور به توقف در حاشیه اتوبان می کنند".

3- رسانه های ضد انقلاب و روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب که مدعی شده بودند به دنبال بروز این حادثه محمود کریمی 5 گلوله به قسمت جلوی ماشین پژو 206 شلیک کرده است اما (م.و) در روایتی متفاوت در این خصوص می گوید: "در حال حركت بوديم كه به در عقب ماشين سمت پايين شليك شد... البته من ابتدا متوجه شليك نشدم؛ كمي كه از صداي عجيبي كه شنيده شد گذشت و ما مسافتي را همچنان ادامه مي داديم كه ايشان چراغ زدند و ما هم به كنار اتوبان آمديم و توقف كرديم. تازه آنجا متوجه شديم كه به خودروي مان شليك شده است". ندای انقلاب نیز در این باره تصریح کرده بود که "کریمی یک گلوله به سمت لاستیک ماشین یکی از این افراد مزاحم شلیک می کند".

4- (م.و) برخلاف روایت های جعلی و وارونه رسانه های ضد انقلاب و زنجیره ای درباره سرنشینان خودرو محمود کریمی که آنها را نه خانواده او بلکه برخی افراد دیگر عنوان کرده بودند، می گوید: "ايشان سوار يك ماشين شاسي بلند بودند كه سمت جلو پسرشان نشسته بودند و صندلي عقب هم دو خانم نشسته بودند". در گزارش ندای انقلاب نیز سرنشینان خودرو کریمی خانواده وی عنوان شده بودند.

بر اساس این گزارش، البته (م.و) در این مصاحبه شیطنت هایی نیز کرده است، آنجا که در تناقضی آشکار روزنامه زنجیره ای اعتماد نیز آن را به عنوان زیر تیتر صفحه اصلی خود انتخاب کرده، مدعی می شود که همسرم هنوز استرس دارد و می ترسد. این فرد در حالی می کوشد که صدای گلوله را موجب ناراحتی همسر خود تاکنون، معرفی کند که در ابتدای این مصاحبه گفته است: "اصلا نمي دانستم صداي گلوله چطور است، اصلا متوجه نشدم كه به سمت خودرو گلوله شليك شده و صدايي شبيه صداي ترقه را در حين حركت شنيدم".

به گزارش ندای انقلاب، در جای جای مصاحبه روزنامه زنجیره ای اعتماد با (م.و)، به صورت شفاف و بعضاً تلویحی بر اصل گزارش ندای انقلاب از ماجرای محمود کریمی اذعان شده است و سناریوی هماهنگ رسانه های ضد انقلاب خارجی و دنباله های داخلی آنها که احتمالا انحراف اذهان عمومی از رسیدگی به پرونده آقازاده فتنه گر -که در رسانه ها از او به عنوان شاه کلید فتنه 88 یاد می شود-، و زیر سئوال بردن هیات های سیاسی و هجمه به محرم و عاشورای حسینی بوده، برملا شد.

منبع:ندای انقلاب

گزارش تصویری نماز جمعه کن و حومه20/10/92(بخش اول)

منبع تصاویر:ستاد اقامه نماز جمعه کن و حومه

ذکری که حضرت صاحب الامر(عج) توصیه فرمود

آیت الله مظاهری در درس اخلاق خود گفت: بر اساس روايات فراوان و نيز طبق تصريح زيارت جامعه که بهترين و صحيح ترينِ زيارات است، واسطه فيض عالم، امام زمان(عج) هستند. گرچه همه چهارده معصوم(ع) واسطه فيض‌اند، اما در زمان ما، واسطه فيض عالم، امام زمان(عج) هستند.

آیت الله مظاهری در تبیین امامت امام زمان(عج) به نقل داستانی پرداخته است که در پی می آید:
 
يکي از علماي بزرگ، در زمان قديم در تخت فولاد خدمت امام زمان«ارواحنا‌فداه» رسيده بود و از آن حضرت درخواست «علم اکسير»کرده بود. در حالي که ياد گرفتن علوم غريبه حرام است و گفت و شنود و تعليم و تعلّمش نيز حرام است. آن حضرت به او فرموده بودند: علوم غريبه به تو چه ربطي دارد؟ من به جاي آن ختمي به تو ياد مي‌دهم که بهتر از اکسير است. بعد فرموده بودند: به پنج تن و امام زمان«ارواحنا‌فداه»توسّل پيدا کن و در توسّل‌هايت بگو: «يا محمّد يا علي يا فاطمه يا حسن يا حسين، ‌يا صاحب الزمان ادرکني و لا تهلکني».
 
آن عالم نقل مي‌کند: وقتي حضرت فرمودند:«ادرکني»، به ذهنم خطور کرد که بايد بفرمايند:«ادرکوني»، يعني براي درخواست کمک از پنج نور مقدّس، بايد فعل جمع به کار ببريم، پس چرا ايشان فعل مفرد به کار برده و مي‌فرمايند: «ادرکني و لاتهلکني»؟! وقتي چنين تصوّري کردم، امام زمان«ارواحنا‌فداه» تبسّم کردند و فرمودند: همين است که گفتم. براي اينکه واسطه فيض اين عالم، فعلاً من هستم.
 
يعني اگر در زمان حاضر توسّلي به پيغمبراکرم«ص»يا ساير حضرات معصومين«ع»بشود، فيض الهي به واسطه وجود مقدّس امام زمان«ارواحنا‌فداه»به بندگان مي‌رسد: «بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمُ وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ يَكْشِفُ الضُّر»
 
از همه به خصوص جوانان تقاضا دارم که با اين ختم، به امام زمان متوسّل شويد و اين ختم را زياد بخوانيد. همه افراد، حتي کساني که ‌سواد و تحصيلات کافي ندارند هم مي‌توانند اين ختم را بخوانند و به پنج تن آل عبا و امام زمان متوسّل شوند: «يا محمّد،‌ يا علي، يا فاطمه، يا حسن، يا حسين، يا صاحب الزمان أدرکني و لا تهلکني». اين ختم، علاوه بر آنکه آسان است، براي رفع هر حاجتي خوب، مؤثر و مجرّب مي‌باشد.

زنی که در نهم ربیع الاول رسالت زینبی داشت

شهادت امام حسن عسکری(ع)، در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری در شهر مدینه و نیز معرفی امام بعد از ایشان به مردم را از حوادث مهم تاریخ جهان اسلام در دوران عمر با سعادت «سلیل خاتون»مادر بزگوار امام حسن عسگری(ع) بود.

زهرا حسین نژاد در گفت‌وگویی "حورا"، به زنان تاریخ سازی اشاره کرد که همچون زینب کبرا سلام الله رسالت عظیمی بر دوش داشتند.

کارشناس تاریخ تمدن اسلامی ادامه داد: مادر امام حسن عسگری(ع)، در شرایط سخت سیاسی در زمان حیات فرزند بزرگوارش همواره در جهت نشر ارزش های اسلامی و احادیث ائمه اطهار می کوشید.

وی، شهادت امام حسن عسکری(ع)، در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری در شهر مدینه و نیز معرفی امام بعد از ایشان به مردم را از حوادث مهم تاریخ جهان اسلام برشمرد که در دوران عمر با سعادت این بانوی مکرمه بود.

حسین نژاد، به تشریح رسالت تاریخی «سلیل» پرداخت و عنوان کرد: مادر امام حسن عسگری(ع) بعد از شنیدن شهادت فرزند بزرگوارش به سامرا عزیمت میکند و در محکمه با نشان دادن وصیت نامه امام، اموال ایشان را از جعفر کذاب پس می‌گیرد.

وی در ادامه، افزود: سلیل خاتون، این بانوی با بصیرت و بزرگوار، با نقل روایات معتبر اهل بیت(ع) درباره امامت امام عصر(عج)، ماهیت جعفر کذاب را برای عموم مردم برملا می کند.

کارشناس تاریخ تمدن اسلامی در پایان، با اشاره به اولین بشارت دهنده آغاز امامت امام زمان به همت یک زن غیور و شجاع گفت: سلیل اولین کسی بود که آغاز امامت حضرت حجت(عج) در نهم ربیع الاول سال 260 هجری قمری، بشارت داد.

به گزارش حورا؛ امام هادی(ع) درباره‌ همسرش «سلیل» فرمود: سلیل از هر آفت و عیب و نقص منزه است.(منتهی الامال، ج 2، ص 264)

برنامه هفتگی مراسمات مسجد المهدی کن

برنامه هفتگی مسجد المهدی کن شب ها بعد از نماز مغرب وعشا بدین شرح می باشد:

 

شنبه ها و یکشنبه ها:سخنرانی حجت السلام و المسلمین مصطفوی

 

دوشنبه ها:مراسم دعای توسل

 

سه شنبه ها:زیارت عاشورا

 

چهارشنبه ها:سخنرانی و پا منبرحجت السلام و المسلمین مصطفوی

 

پنجشنبه ها:دعای کمیل

 

جمعه ها:بعد از نماز صبح دعای ندبه

برنامه هیئت محبان روح الله به مناسبت شهادت امام حسن عسگری

هیئت محبان روح الله به مناسبت شهادت امام حسن عسگری برگزار می کند:

سخنران:حجت السلام و المسلمین کاشانی

ذاکر:کربلایی مجتبی رشوند

زمان:پنجشنبه ساعت 19

مکان:کن.محله اسمائیلیان.پایین تر از مسجد 14 معصوم-علامت پرچم

خطبه های نماز جمعه کن و حومه 92/10/13



خطبه اول:

عزیزان من نماز گزاران عزیز جمعه، خواهران و برادران خودم و همه‌ی شما خوبان و گرامیان را به تقوای الهی پرهیز از محرمات، نزدیک نشدن به محرمات، دوری از هر چه که خدای متعال بندگان خودش را از آن‌ها نهی کرده، و عمل دقیق و منظم به واجبات، و ترک مکروهاتی که حریم محرمات محسوب می‌شوند و انجام مستحبات که یکی از رموز قبولی واجباتند، دعوت میکنم. امیدوارم خدای متعال به گوینده و شنونده توفیق تقوا و ایمان و عمل صالح کرامت بفرماید. ان شاء الله.

روح تقوا این است که انسان دل به دنیا نبندد و دل در گر. آخرت داشته باشد. «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام». مراد از تقوا زندگی نکردن نیست، بهره نگرفتن از معیشت دنیوی و تنعمات دنیوی نیست. مراد از تقوا این است که انسان دل بسته به دنیا نشود. چه ما دل ببندیم، چه دل نبندیم رفتنی هستیم. همه رفتنی اند. لذا خدای متعال انبیاء و ائمه تاکیدشان بر این است که بر این چیزی که ماندنی نیست دل نبندیم. همه حرف همین است. امام کاظم علیه السلام می‌فرماید دنیا و تنعماتش مثل آب شور می‌ماند، هر چه قدر انسان بخورد و باز بخورد و باز بخورد تشنه‌تر می‌شود. و این‌قدر می‌خورد که همین خوردن علت مرگش می‌شود. خیلی‌ها اگر اصرار بر ثروتمند شدن نداشته باشند، بیشتر عمر می‌کنند. خیلی‌ها اگر اصرار بر سفرهای آنچنانی نداشته باشند، بیشتر زنده می‌مانند. گاهی وقت‌ها به تعبیر حدیث نبوی، انسان به قدری دقیق برنامه‌ریزی می‌کند که زود می‌میرد. یعنی اگر برنامه‌ریزی نمی‌کرد، امور را می‌گذاشت به عهده‌ی خدا، بیشتر زنده می‌ماند. «حتی یکون الحدس فی التدبیر». انسان به گونه‌ای گاهی اوقات برنامه‌ریزی می‌کند، به سرعت خودش را به طرف مرگ، می‌برد که اگر می‌گذاشت به عهده تقدیر چنین چیزی اتفاق نمی‌افتاد.

نفع انسان در چیست؟ در دراز مدت نفع انسان در آخرت‌مداری است. چقدر زیبا امیر مؤمنان علی علیه السلام می‌فرماید: «الهی عظم بلائی و افرط بی سوء حالی و قصرت بی اعمالی و قعدت بی اغلالی و حبسنی عن نفعی بعد آمالی» خدایا من انقدر در دنیا آرزوهای درو دراز کردم که من را از آن نفع حقیقی از آن سود حقیقی که می‌توانستم ببرم محروم کرد. آرزوهای دور و دراز سبک زندگی را خراب می‌کند. ماهیت دنیا عزیزان این‌ست. چقدر قشنگ می‌فرماید مولای ما امام صادق علیه السلام: «الدنیا -از امیرالمؤمنین هم نقل شده [است] عین این فرمایش- تغرّ و تضرّ و تمرّ.» دنیا روشش این است می‌فریبد، خب انسان را دچار غرور و فریب مِی‌کند، و تضرّ ضرر می‌زند و تمرّ عبور می‌کند، نمی‌ماند. لذا ما باید کاری بکنیم سبک زندگیمان جوری باشد که به نفع اصلی، به سود اصلی، که سودهای اخروی، نفع‌های اخروی است برسیم.

قرار شد از هفته قبل که من به صورت واضح و مصداقی بعضی چیزها را که با تقوا منافات دارد در زندگی ما ایرانی‌ها، عرض بکنم. حالا ممکن است این یکی دو هفته هم طول بکشد.

یکی از چیزهایی که در زندگی ما ایرانیها به نوعی یک روش جا افتاده غلط هست، یکی از روش‌های غلط در زندگی ما ایرانیها، اشتباه گرفتن پول و رزق و کار است. اینکه ما فکر می‌کنیم هرچه بیشتر دنبال پول بدویم بهتر است، چون خدا گفته [است] «من لا معاش له لا معاد له» مثلا. یا گفته تولید ثروت بکنید، بعد انفاق کنید صدقه بدهید، به دیگران کمک بکنید. عزیزان من! چیزی که در اسلام ارزش دارد کار است. رسول خدا –میدانید همه ما و شما می‌رویم قم، خدمت مراجع تقلید، یا خدمت مقام معظم رهبری، بوسه می‌زنیم بر دست این بزرگواران- ولی رسول گرامی اسلام بر دست یک کارگر، بوسه زد، نه به خاطر اینکه او پول در می‌‌آورد، به خاطر اینکه کار می‌کرد. آنی که در اسلام ارزش است پول نیست، این را به اشتباه نگیرند عزیزان من، گاهی به اشتباه گفته می‌شود، که الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله» آنی که برای عیال خودش زحمت بکشد، مثل مجاهد در راه خداست. این حرف درستی است. ولی الکاد لعیاله یعنی آنی که زحمت می‌کشد نه لزوما کسی که از هر طریقی پول کسب می‌کند. آنی که ارزش است کار است. خب، اگر کار ارزش شد، دیگر ما جوانانی نداریم که یک شبه دنبال پول‌دار شدن باشند. این را به عنوان یک ارزش بدانند. یک شبه پول‌دار شدن ارزش نیست، ضد ارزش است. روایت دراد هیچ کاخی یک دفعه بالا نمی‌رود مگر اینکه کنارش کوخ‌هایی خانه‌هایی خراب بشود. مطمئن باشید هر کس یک شبه پول‌دار شد، عده‌ی زیادی را بدبخت کرده است.

پول عده‌ی زیادی را، حق عده‌ی زیادی را خورده [است]. مگر پول حلال به راحتی جمع می‌شود. خیلی سخت است جمع شدنش. لذا آنی که در زندگی ما ایرانی‌ها، باید دنبالش باشیم، کار است عزیزان من! نباید جوری بشود که ما برای بعضی کارها حتما از مهاجران کشورهای خارجی استفاده بکنیم. خوشبختی هم راحتی نیست، این باید تصحیح بشود در زندگی‌های ما. خوش‌بختی یعنی شما یک کاری داشته‌ باشی ولو آن کار سخت باشد، ولی زندگی خودت را بچرخانی و جامعه را برایش یک کار مفید انجام بدهی. این یعنی خوشبختی. نشستن در خانه و از حساب بانکی روزی خوردن خوشبختی نیست. اگر این خوشبختی بود، پس همه انبیاء و اولیاء بدبخت بودند. چون پیغمبر تا دم آخر کار می‌کرد، امیرالمؤمنین تا دم آخر کار می‌کرد، همین مرحوم حضرت آیت الله حاج ملاعلی کنی که دوستمان از موقوفاتش گفت، ایشان اهل کار بود، همه کار کردند، کار خوشبختی است. بیکاری بدبختی است ولو انسان ثروتمند ترین مرد دنیا باشد. این تصورات باید در زندگی ما اصلاح بشود. همه کارها هم رفتن دنبال نفع نیست. کتاب خواندن هم یک کار است. وقت بگذارند عزیزان من برای کتاب خواندن. حتما لزومی ندارد انسان برای کاری که انجام می‌دهد، چیزی گیرش بیاید، یک چیز مادی. زیارت رفتن کار است. پیش عالمی رفتن و نشستن و گوش کردن کار است. قرآن خواندن و قرآن گوش کردن کار است. حتی به موزه رفتن که خیلی از متدینین ما هم این کار را نمی‌کنند، [کار است].

قرآن می‌فرماید «سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین.» انسان نمی‌تواند سیر فی‌الارض بکند، برود به موزه تماشا بکند آن‌هایی که خیلی دارا بودند الآن کجا هستند. این برای انسان درس آموز است. حتی زیارت رفتن را به عنوان کاری کردیم که به شکل مادی در آمده. دوستان خوب ما، خواهران و برادران ما، در مکه و مدینه، -به کرات بنده مشاهده کردم- همه مسلمین، اهل سنت، دارند می‌روند مسجد النبی نماز بخوانند، عده‌ای از ایرانی‌ها نشسته‌اند که بازاری که تعطیل شده به احترام نماز دوباره باز بشود تا بروند خریدهایشان را بکنند. خیلی بد است. آبروی امیر المؤمنین در میان است، آبروی حسین بن علی در میان است. «کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا.» این به خاطر سبک غلط است. از همان اول که کاروانهای عمره و کربلا، می‌خواهد راه بیفتد، می‌گوید حاج‌آقا بازار خوبش کجاست؟ این سبک غلط را می‌رساند. وقتی بر می‌گردانند، می‌خواهند برگردند از فرودگاه‌ها، به قدری بارها زیاد است که گاها برای بارها هواپیمای جدا می‌گیرد، هواپیمایی جمهوری اسلامی. خب اینها چیزهایی است که باید اصلاح بشود. آن هم چه جنس‌هایی جنس‌هایی که به جیب کفار می‌رود درآمدهایش.

یکی دیگر هم عرض بکنم. پس نکته اول که در سبک زندگی ما اصلاح باید بشود که تقوا بیاورد، جدا کردن رزق و کار از پول است. لزوما خداوند وقتی رزاق است به این معنا نیست که پول می‌رساند. حضرت فرمود اللهم لاترزقنی فوق الکفاف، امام سجاد می‌گوید خدایا فوق کفاف من به من چیزی نده! به اندازه‌ای بده که قدر کفاف باشد، به خودم برسم، خانواده‌ام برسم، بیش‌تر گاهی اوقات انسان به دستش برسد، خودش را گم می‌کند.

دومین نکته‌ای که –حالا بقیه را می‌گذارم برای هفته‌های بعد- باید در زندگی ما ایرانی‌ها اصلاح بشود، اجتماعی فکر نکردن است. برای خود فکر کردن، خودبین بودن، خود را دیدن و دیگران را ندیدن که الی ما شاء الله این مطلب زیاد است. ما می‌رویم بیرون، از ماشین مان خیلی راحت آشغال می‌ریزیم بیرون. انگار نه انگار که این بیرون عده‌ای انسان دارند زندگی می‌کنند، عبور و مرور می‌کنند، کنار دریای خزر بهار و تابستان تشریف می‌برید، هر خانواده‌ای چند کیلو آشغال با خودش می‌برد، انگار نه انگار که اینجا یک محیط زیباست باید از آن پاسداری کرد. همین دو ساعت باید خوش بگذرانم بقیه‌اش دیگر مهم نیست. بعضی شهرهای شمال فاجعه زده است به خاطر زباله، یعنی همه همت شهرداری در بهار و تابستان جمع کردن زباله است. دریا آلوده است، قسمت ایرانی دریای خزر به شدت آلوده است از نظر محیط زیستی، سبک غلط را می‌رساند باید اصلاح بشود. در کن که این معابر بسیار تنگ و گاها غیر قابل تحمل وجود دارد، هر هفته برای من نامه می‌آید تقریبا، آقا دوبله پارک می‌کند، نه یکی، نه دو نفر، نه سه نفر،… . خانه در معرض خراب شدن است، خانه‌ی خشتی از پنجاه شصت سال قبل آمده وسط کوچه خانه را عقب نمی‌کشد ببرد، یک مقدار مردم کوچه راحت باشند. خیابان الغدیر کن، می‌رسی به یک جایی مغازه ها وسط خیابان [است]. بنابر نظر فقهی بنده که نظر فقهی همه مراجع تقریبا همین است، اگر مسجدی در سر راه مسلمین باشد باید تخریب بشود اگر مسجدی سر راه مسلمین باشد باید تخریب بشود، چه برسد به قبرستان، چه برسد به مغازه. این همه ترافیک مسلمین در این منطقه به خاطر چیست؟ چرا عقب نمی‌کشند؟ چرا خانه‌هاشان را بازسازی نمی‌کنند؟ شهرداری محترم خوش حسابی بکند، کاری بکند که مردم رغبت داشته باشند. این وضع بد است.

اگر عزیزان من! اگر قرار نیست دیگران به شما رحم کنند شما هم نمی‌خواهید به خودتان رحم بکنید؟ چیه این همه تجاری وسط یک خیابان؟ برای چی؟ همه خلاف ساز، همه بدون مجوز. اینها باید تخریب بشود، جاده باز بشود. نفس این منطقه باز بشود ان شاء الله. اجتماعی فکر بکنیم. آقا چون ملک خودش است آمده وسط کن قهوه خانه زده است. خیلی خب، نوش جانش. همسایه‌ها کلی به ما نامه دادند از دود و دمی که در این قهوه‌خانه راه می‌افتد. این خلاف تقواست. این گناه است. این آخرت شما را ویران می‌کند. فرض کنید دور و بر یک امامزاده‌ای چندتا قهوه‌خانه وجود دارد، همسایه‌ها شب و روز از دود و دم این قهوه‌خانه آسایش ندارند. این خلاف تقواست. این ایراد داره، باید درست بشود. اینها همه به خاطر اینست که من خودم را می‌بینم. بعضی از این جوان‌های نادان، چون فکر می‌کند ماشین مال خودش است می‌تواند در خیلی از روزهای سال موسیقی حرام را با صدای بلند باز کند. چون فکر می کند ماشین مال خودش است. دین که ندارد هیچ، انقدر فرهنگش پایین است نمی فهمد که این محیط یک محیط اجتماعی است. اگر دین ندارند لااقل فرهنگشان را بالا ببرند. متشخص باشند، مؤدب باشند، احترام سرشان بشود. خانم چون موهای خودش است باید بگذارد بیرون، شما با این مو گذاشتن بیرون، جو منطقه را به هم می‌زنی، بی احترامی می‌:نی به همهف حرمت مردان را می‌شکنی، حرمت زنان را می‌شکنی، غیر از اینکه حرمت دین را می‌شکنی. بله، موهای خودت است، ملک خودت است، ماشین خودت است، ولی نمی‌توانی دیگران را نادیده بگیری، دیگران هستند در جامعه. اینها همه به خاطر اینست که ما اجتماعی فکر نمی‌کنیم، خودمان فکر می‌کنیم، خودمان را می‌بینیم نه دیگران را.

امیدوارم ان شاء الله خدای متعال به ما دین و فرهنگ را توأما عطا بفرماید. به ما توفیق خدمت به دیگران، توفیق دیدن دیگران، توفیق فهم حقوق دیگران ار عطا بفرماید ان شاء الله. ما را در عمل به وظایفی که داریم موفق بفرماید ان شاء الله.


خطبه دوم:

آرزوی قبولی طاعات و عبادات و عزاداری‌های عزیزانم را دارم که در دو ماه محرم و صفر به حرمت ثارالله، به حرمت خاندان اهل بیت، جشن و عقد و عروسی‌هایشان را تعطیل کردند؛ شادی‌هایشان را ولو که شادی‌های مهمی بود کنار گذاشتند، غم‌دار شدند به غم اهل بیت، غم‌دار شدند به حزن و عزای اهل بیت. امیدوارم خدای متعال این ملت خوب را، این ملت نجیب را، این ملت بافرهنگ را، این ملت حسینی را، پیوسته با ابی‌عبدالله محشور بفرماید و امیدواریم خدای متعال به برکت یاد و نام ابی‌عبدالله روز به روز بر عزت این ملت و عزت این کشور بیفزاید. عزیزان من مطمئن باشید که تا وقتی یاد و نام حسین‌بن علی علیه‌السلام در این کشور زنده است هیچ مستکبری، هیچ عربده‌کش جهانی یاری این را ندارد که نگاه چپ به این ملت بکند. بگذارید همه‌ی گزینه‌هایشان روی میز باشد و ما از همین‌جا و از همه‌ی تریبون‌های نماز جمعه اعلام می‌کنیم به همه‌ی دشمنان اهل بیت، به همه‌ی دشمنان اسلام و ایران که گزینه‌‌ی عاشورا الی‌الابد روی میزهای ماست.

تبریک عرض می‌کنیم ماه پر خیر و برکت ربیع‌المولود را که آغازش مشحون از یاد و نام سردار بزرگ اسلام امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام هست. در این شب اول ماه که خود را فدای رسول خدا کرد و جانش مساوی با جان رسول خدا شد، هم‌تراز جان رسول خدا شد. فرمود «علی منی بمنزلة نفسی» احادیث متعدد «علی منی بمنزلة روحی من جسدی». و وسط این ماه یاد و نام رسول بزرگوار و گرامی اسلام حضرت محمدبن عبدالله و امام صادق علیه‌السلام شیخ‌الائمه و رئیس مذهب هست. امیدوارم ان‌شاالله هیأت‌های عزاداری که در ماه محرم و صفر به خوبی اقامه‌ی عزا کردند، ان‌شاالله در این ایام مبارک ربیع و جمادی هم به خوبی اقامه‌ی شادی خاندان اهل بیت را داشته باشند. چرا که فرمود: «شیعتنا منا، یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا» ان‌شاالله مجالس شاد، مجالس پر از شور و شعف برای جوان‌ها، برای آقایان و خواهرها حتماً دایر بشود و در این مجالس شرکت بشود.

البته یک اشاره‌ی خیلی گذرا عرض می‌کنم که شادی اهل بیت را با بعضی از کارهایی که در مرام اهل بیت نیست سبک نکنند. من این را بارها عرض کرده‌ام. عیدالزهرا روز ولادت رسول اکرم است، عیدالزهرا عید غدیر است، عیدالزهرا روز ولادت امام مجتبی و سیدالشهداست، این‌هاست. خاندان اهل بین این‌طور هستند. حالا رفتن یک کسی با همه‌ی ظلم‌هایی که کرد آن‌قدر ارزش ندارد که آدم آن روز را آن‌قدر بزرگ کند به خاطر رفتن یکی از دشمنان اهل بیت که کم هم نبودند طواغیت در طول دوران‌ها. ان‌شاالله امیدواریم که حفظ حریم اهل بیت در شادی‌ها و در نحوه‌ی شادی‌ها [بشود] و در این‌که چه‌کار کنیم که هرکس به ما نگاه می‌کند بگوید آفرین بر علی بن ابی طالب که چنین شیعیانی دارد. آفرین بر زهرای مرضیه که چنین محبانی دارد. کاری بکنیم که ان‌شاالله همه از دیدن ما به یاد اهل بیت بیفتند. ان‌شاالله کارهای سبک انجام نشود؛ کارهایی که در شأن اهل بیت نیست ترک شود ان‌شاالله.

بحث بعدی که دوست داشتم صحبت شود راجع به بحث وقف بود که دوست بزرگوارم حضرت حجت‌السلام و المسلمین هاشمی کاشانی که در واقع باید بگویم هاشمی کنی کاشانی عنایت فرمودند صحبت‌های بسیار جامع، بسیار خوب، بسیار شیوا فرمودند و همه استفاده کردیم. من چند نکته فقط عرض بکنم. اولاً این منطقه یکی از افتخاراتش همین اوقاف فراوان است. هرجایی سنت وقف زیاد مراعات شده باشد، زیاد جاری شده باشد، یعنی آن منطقه، منطقه‌ی متدینی است. منطقه‌ی بافرهنگی است. بحمدلله کن و حومه و کلیت منطقه‌ی غرب تهران موقوفات بسیار زیادی دارد. که این نشان از تدین مردم عزیز این منطقه است. سعی بشود ان‌شاالله این سنت ترک نشود. گاهاً نامه‌هایی به ما و دفتر ما می‌رسد برای این که این سنت در بین جدیدی‌های منطقه آن‌طوری که بین قدیمی‌ها رسم بود رسم نیست که این مناسب این منطقه نیست.

آقای هاشمی و دوستانی که مسئولیت داشتند و دارند سعی بکنند ان‌شاالله اوقاف حتماً شناسنامه‌دار بشود. خیلی از نامه‌هایی که آمده حاکی از این است که بعضاً آن‌قدر یک منطقه‌ی وقفی متروک واقع شده که توسط زمین‌خواران بلعیده شده. ان‌شاالله این‌ها شناسنامه‌دار بشوند. جلوی این زمین‌ها زده شود و آماده شود برای کارهایی که به درد عموم مردم ان‌شاالله خواهد خورد. شفاف‌سازی بشود کما این که شما امروز خیلی خوب این شفاف‌سازی را انجام دادید. بعضی از موقوفات هم کارایی خودشان را از دست داده‌اند. مثلاً در همین نزدیک مصلای ما یک حمام هست. این زمان خودش خیلی خوب بوده. حتماً دایر بوده. به درد مردم می‌خورده. ولی شاید الآن قسمتی از معضل ترافیک اطراف مصلی ناشی از همین باشد. ما لزومی نمی‌بینیم بعضی از اوقافی که در گذشته خیلی کارایی داشته‌اند بمانند. همان‌طور که فرمودید. کما این که نظر خود ما این است، نظر عموم مراجع معظم تقلید همین است که وقفی که کاراییش را از دست داده و تبدیل به یک مشکل شده گاهاً، این باید تبدیل به احسن بشود ان‌شاالله. من خواهشم این است و حضرت‌عالی را مأمور می‌کنم که این چیزی را که الآن عرض می‌کنم پیگیری بکند. حتماً موقوفات منطقه را پشتیبان فعالیت‌های فرهنگی منطقه قرار دهد. این منطقه مصلا ندارد. مصلایی که در شأن مردم عزیز منطقه‌ی کن و حومه باشد، و حوزه‌ی علمیه ندارد. عزم جدی بنده این است که حوزه‌ی علمیه‌ی کن که یادآور آیات عظام بزرگ کنی است احیا بشود. این منطقه از نعمت دانشگاه محروم است. دانشگاهی در شأن این منطقه حتماً زده شود. مساجد و حسینیه‌ها باید احیا بشوند. موقوفات باید در خدمت بسیج باشد نه این که بسیج یک قسمتی دارد و به اوقاف اجاره می‌دهد. کار فرهنگی را بسیج انجام می‌دهد. اوقاف باید پشتیبان بسیج باشد نه این که اجاره بگیرد. این‌ها را ان‌شاالله خود حضرت‌عالی پیگیری بفرمایید.

آخرین مطلب ۱۷ دی ماه سال‌روز واقعه‌ی شوم و شیطانی کشف حجاب توسط رضاخان قلدر خبیث علیه لعنة الله ابدالآبدین هست. امیدواریم خدای متعال توفیق فرهنگ حجاب را، فهم حجاب را به زنان ما و مردان ما عطا بکند. همان‌طور که بارها عرض کردیم حجاب فقط برای خانم‌ها نیست. برای مردان هم حجاب مطرح است. باید به این مطلب که اصالتاً به عفاف بر می‌گردد مراجعه بشود. این مطلب هم زوری نیست. همه‌ی عزیزان ما بدانند که حجاب نه به زور برداشته می‌شود و نه به زور می‌شود یک قومی را محجبه کرد. حجاب یک فرهنگ است. این باید جا بیفتد. خدا رحمت کند استاد بزرگواری در حوزه‌ی علمیه‌ی قم یک وقتی می‌فرمود که حجاب برمی‌گردد به این که انسان تلقی‌ش از خودش چطور است. اگر انسان تلقی‌اش از خود یک انسان شصت هفتاد ساله است خیلی لزومی به حجاب نیست. ولی اگر انسان تلقی‌اش از خودش یک انسان بی‌نهایت است، انسانی که قرار است در این دنیا زندگی بکند و بعد به سرای باقی برود و زیبایی‌های اصلی این زندگی در جهان آخرت است [حجاب مفهوم پیدا می‌کند]. این‌گونه دیگر حجاب خیلی راحت می‌شود. پس تلقی را عوض بکنید. اگر در منطقه بدحجابی وجود دارد باید با او صحبت کرد. تلقی‌اش را از خودش عوض کرد. البته خیلی‌ها در این مسئله شبهه‌ی علمی ندارند. شهوت عملی دارند که ما دعا می‌کنیم که خدای متعال همه‌ی ما را از شر شهوات‌مان نجات بدهد ان‌شاالله. امیدواریم همه‌ی ما با انسانیت‌مان و نه با جنسیت‌مان در جامعه حضور داشته باشیم.

همه‌ی خواست اسلام هم همین است. می‌گوید انسان (زن و مرد) با انسانیتش در اجتماع حاضر شود نه با جنسیتش. جنسیت باید در کانون خانواده صرف استمرار خانواده و پایداری محیط و کانون گرم خانواده بشود ان‌شاالله. چند دعا بکنم. خدایا فرج امام عصر را برسان. ما را از یاوران حضرتش قرار بده. ما را لحظه‌ای و کم‌تر از لحظه‌ای از خودت و اهل بیت عصمت و طهارت جدا مفرما. توفیق خدمت به دین، خدمت به نظام، خدمت به انقلاب، خدمت به رهبری، خدمت به این مردم شریف و نجیب به همه‌ی ما عطا بفرما. گذشتگان ما، گذشتگان از این منطقه ببخش و بیامرز. مراجع عظام تقلید گذشته، حضرت امام که همه‌ی ما دین‌مان را مدیون این بزرگواران هستیم همه را مشمول رحمت خودت قرار بده. مقام معظم رهبری سایه‌ی بلند بالایشان را بر سر این ملت و این کشور مستدام بدار. خدمت‌گذاران این نظام تأیید فرما. آن‌هایی که خیانت می‌کنند به این نظام –خواسته یا ناخواسته- اگر قابل هدایتند هدایت فرما، مستکبرینی که خواهان زمین‌خوردن این نظام هستند، زمین بزن و ما را الساعة مشمول ادعیه‌ی ذاکیه‌ی مولامان و آقایمان و همه‌چیزمان حضرت بقیة‌الله الاعظم ارواحنا فداه قرار بده.

پیمان گردشگری بین عربستان و رژیم صهیونیستی

اصل خبر:
با امضای پیمان گردشگری بین عربستان و رژیم صهیونیستی توریست های صهیونیست وارد مدینه می شوند.

تا کور شود هر آنکه نتواند دید...

اخیرا موجی رسانه ای برای خراب کردن ذاکر اهل بیت حاج محمود کریمی شروع شده.

فقط خواستم بگم کسی که حسین ابن علی او را بلند کند هیچ احدی نمیتواند زمینش بزند

پس تا کور شود هر آنکه نتواند دید...



کاریکاتور/جیش العدل

امامزاده شعیب (بخش دوم)

بخش دوم از معرفی امامزاده شعیب تهیه و آماده گردیده است.جهت مشاهده بخش اول اینجا را کلیک کنید.

در غرب ایوان انباری و در طبقه بالای آن اطاق سرایداری است. روی دیوار انباری یک تابلوی اعلانات، برای اطلاع رسانی برنامه های مختلف، نصب شده است. در ایوان، کتابخانه چوبی سه طبقه¬ای است که، در آن، کتب ادعیه، قرآن و سایر کتب اسلامی و اخلاقی نگهداری می¬شود.
در ورودی حرم، در جنوب ایوان و صحن، چوبی، دولنگه، سبزرنگ و به ارتفاع یک متر و نود و پنج سانتی¬متر و عرض هر لنگه پنجاه و چهار سانتی¬متر است. پس از گذشتن از در ورودی گنبدخانه، فضایی دالان مانند است که به گنبدخانه راه دارد. طول این دالان یک¬ متر و ده سانتی¬متر، عرض آن یک متر و هجده سانتی¬متر و ارتفاع آن از کف تا سقف دو متر است.
داخل گنبدخانه به صورت هشت ضلعی است که در جداره¬های آن هشت طاق نما و چهار غرفه وجود دارد. فضای داخلی گنبدخانه، گچ کاری است که روی آن با رنگ سبز پوشانده شده است. ازاره¬ای از سیمان رنگی نیز به ارتفاع پنجاه سانتی¬متر در آن دیده می¬شود. سقف آن مسطح و گچ کاری است.
فضای گنبدخانه کوچک است. در چهار جهت اصلی آن چهار در وجود دارد که طول و عرض همه آن¬ها یکسان است. در شمالی گنبدخانه به ایوان شمالی باز می¬شود که در اصلی ورود به گنبدخانه است. در جنوبی به کوچه باغ جنوبی بنا منتهی می¬گردد که در حال حاضر بسته است. از درهای شرقی و غربی نیز برای رفت و آمد استفاده نمی¬شود.
دو طاقچه در اضلاع شمال غربی و شمال شرقی حرم وجود دارد که ابعاد هر دو یکسان است. عرض طاقچه¬ها، هفتاد و شش سانتی¬متر، عمق نود سانتی¬متر و ارتفاع آن¬ها یک متر و سی و هفت سانتی¬متر است. در طاقچه¬ی ضلع شما غربی، قاب شمایلی از حضرت رسول اکرم(ص) قرار دارد. از سقف هر دو طاقچه نیز لوستری آویزان است. کف موزاییکی با فرش و موکت و قالیچه پوشانده شده است. ضریح در وسط فضای گنبدخانه قرار گرفته و، به دلیل کوچک بودن فضای حرم، گنبدخانه به زنانه و مردانه تقسیم نشده است. روی دیوار ها، به فاصله، قاب¬هایی از شمایل ائمه ی اطهار، دعا و زیارت¬¬نامه نصب شده¬اند. در فضای گنبدخانه، هیچ¬گونه تزیینی، اعم از آیینه کاری، گچ¬بری و غیره، دیده نمی¬شود.
ضریح، در مرکز گنبدخانه، دارای شش پنجره در طول و چهار پنجره در عرض و از جنس آب طلا و نقره است و روی پایه¬ای سنگی به ارتفاع سی و هشت سانتی ¬متر قرار گرفته است.
طول آن در حدود یک متر و نود سانتی¬متر، عرض آن یک متر و شانزده سانتی¬متر و ارتفاع آن بدون پایه¬ی سنگی یک متر و هفتاد سانتی-متر است. ارتفاع هر پنجره¬ی ضریح یک متر و بیست و هشت سانتی¬متر و عرض آن شصت و پنج سانتی¬متر است. در ضریح، در ضلع شمالی آن و به ابعاد صد و دو سانتی¬متر در پنجاه سانتی¬متر است و روی آن نوشته شده است: «بسمه تعالی، ضریح مطهر امامزاده شعیب(ع) با نظارت اداراه اوقاف و امور خیریه کن، به سال 1382هـ.ش ساخته و نصب گردید. سازنده ابوالفضل ابوالحسنی میبدی»
دور تا دور  فضای بالایی پنجره¬های ضریح به فاصله، قسمت¬هایی از ترکیب بند محتشم کاشانی حک شده و در میان این ابیات نام یکی از ائمه اطهار(ع) یا یکی از اسماء الهی نوشته شده است.
« باز این چه شورش است که در خلق عالم است، یا الله          باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است،محمد...»
در مینا کاری تاج ضریح آیات سوره¬ی اعلی از « بسم الله الرحمن الرحیم» آمده است. روی تاج سی پلاک، به فاصله، وجود دارد که در مینا کاری وسط آن¬ها نام یکی از ائمه اطهار(ع) یا یکی از اسماء الهی حک شده است. بین هر دو پلاک نیز چراغ¬ها یا جاشمعی¬هایی برای قرار دادن لامپ و روشن کردن آن دیده می¬شود. در چهار گوشه¬ی ضریح چهار گلدان طلایی فلزی با گل¬های مصنوعی قرار دارند. سقف ضریح حالت گنبدی دارد و با پارچه¬ی مخمل سبز رنگ پوشانده شده است.
سنگ قبر از مرمر سفید است به طول یک متر و عرض چهل و پنج سانتی¬متر که روی یک پایه¬ی سنگی به ارتفاع بیست سانتی متر قرار گرفته است و روی آن با پارچه سبز گل¬داری پوشانده شده است. یک جلد قرآن، چند شاخه گل، گلدان و شمشیری دو تیغه روی سنگ قرار دارد. روی تیغه¬ی شمشیر حک شده است:« لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار، ساخت زنجان» این شمشیر به تازگی ساخته شده و جزء نذورات مردم است.
در ماه مبارک رمضان سال 1384 هـ.ش یک جلد قرآن خطی با امضای عربی به همراه پرچم معطر گنبد حرم حضرت عباس(ع) به همت هیئتی که به کربلا رفته بودند به امامزاده منتقل می¬شود که در حال حاضر این پرچم و قرآن روی سنگ¬ قبر و درون ضریح قرار دارد. در صفحه¬ی اول جلد این قرآن متنی عربی بدین شرح نوشته شده است: « هدیة الی امامزاده شعیب (ع) الجمهوریه الاسلامیه ایران مهدات فی الروضه الحسینیه کربلاء
مکتب الروضه الحسینه المقدسه الجمعه، 24 رمضان 1426 قمری»
طبق گفته راویان، این قرآن و پرچم را خادمان حرم حضرت عباس (ع) به عده ای از زائران ایرانی در کربلا اهدا کرده اند تا به امامزاده شعیب بیاورند .
سقف نهایی گنبدخانه فلزی، سبز رنگ و به صورت شیب دار یا رک دار و با خیز کم است. سقف ایوان و فضای جمعی آن به صورت شیروانی و فلزی است. قطر داخلی گنبد 4 متر است. ارتفاع نوک سقف شیب دار بقعه تا کف در حدود شش متر و چهل سانتی متر و سقف گنبدخانه از داخل مسطح و گچ کاری است .
طرح بقعه به صورت بنای منفرد است که فقط از یک گنبدخانه و ایوان ورودی و فضای جانبی تشکیل شده است. ساختمان بقعه قدیمی است. با این حال، به نظر می رسد که گنبدخانه قدمت بیشتری دارد و ایوان بعدها بدان اضافه شده است؛ شکل کامل گنبدخانه از بیرون و چوبی بودن سازه ایوان این نظریه را تائید می¬کند. برخی اندود کاری ها، نمادسازی ¬ها و نیز پوشش نهایی سقف جدید است. بنای بقعه سالم است و آسیب دیدگی خاصی در آن دیده نمی¬شود.

توضیحات تکمیلی و ملاحظات


1.زائران:
زیارت نامه ای که زائران امامزاده شعیب در هنگام زیارت می¬خوانند :
« بسم الله الرحمن الرحیم»
السلام علیک ایها السید الزکی الطاهر الولی و الداعی الحفی اشهد انک قلت و نطقت حقاً و صدقاً ودعوه الی مولای و مولاک علانیه وسرافاز متبعک و مصدقک و خاب وخسر مکذبک و المختلف عنک اشهد لی بهذه الشهادة عندک لا کون من الفائزین الماخوذ عنه، اتیتک زائراناً و حاجاتی لک مستودعاً و ها انا ذا استودعک دینی و امانتی و خواتیم عملی و جوامع املی الی منتهی عجلی السلام علیک و رحمة الله و برکاة .


«بسم الله الرحمن الرحیم»
السلام علی جدک المصطفی، السلام علی ابیک المرتضی الرضا، السلام علی السیدین الحسن و الحسین السلام علی خدیجه ام سیدة نساء العالمین السلام علی فاطمة الزهرا ام الائمة الطاهرین السلام علی النفوس الفاخرة بحورالعلوم ازاخرة شفعایی فی الدنیا والاخره و اولیایی عند عود الروح علی العظام الناخرة ائمة الخلق و ولاة الحق السلام علیک ایها السید الشریف الطاهر الکریم یا شاهزاده شعیب، اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمداً عبده و رسوله و مصطفی و ان علیاً ولی و مجتباه و ان الائمه من ولد الی یوم الدین نعلم ذلک علم الیقین و نحن لذلک معتقدون و فی نصرهم مجتهدون و رحمةالله و برکاته .»
در پایان آن آمده است :
« سید محسن حاجی محمدی خادم الحسین
به تاریخ دهم محرم سال 1418 هـ ق »
مردم اعتقاد بسیار زیادی به شخصیت والای امامزاده شعیب (ع) دارند و او را، به دلیل اینکه یکی از برادران امام رضا (ع) است بسیار دوست دارند و احترامی دو چندان برای ایشان قائل اند .
دخیل بستن از قدیم در این مکان رایج بوده است و در حال حاضر نیز پارچه های سبز رنگی را که به شبکه های ضریح گره خورده است می توان مشاهده کرد .
محمود بنگری، از اهالی قدیمی محله که ارادت بسیار زیادی به امامزاده شعیب (ع) و سایر امامزاده های محله دارد چند بیتی را در وصف مقام ایشان سروده است :
« این بارگاه نوگل آل عبا بود                         
نوباوه رسول شه لا فتی بود
در خاک کن خفته چون دری گرانبها                
خاکش به چشم زائر او طوطیا بود
می خواست مدعی که زند ریشه را زبن                    
زین بوستان که سر و قدش مصطفی بود
غیر علی و آل که فریاد ما رسد                        
در روز رستخیز که وقت صلا بود
خوانید حمد و سوره برای گذشتگان                        
بهتر زهر کرامت و جود و سخا بود »


2. نذورات :
بیشتر نذورات یا وجه نقد است که در ضریح و صندوق اوقاف ریخته می¬شود یا وسایل آشپزی، دیگ، اجاق، استکان، کتب ادعیه، قرآن، مهر، جانماز، تسبیح، پارچه سبز و غیره. تهیه مواد اولیه برای پختن غذاهای نذری در ایام و مناسبت¬های خاص و اهدای پول برای تعمیر و بازسازی بنای بقعه توسط افراد خیر نیز جزء نذورات است. گاهی اوقات  بانوان محله در امامزاده سفره نذری، شامل نان، پنیر، خرما، سبزی، آش و کاچی می¬گسترند و گاه مردم  شمع¬های نذری خود را در محل مخصوص آن¬ها، مجاور کوچه¬ی امامزاده و کنار درخت چنار قدیمی، روشن می¬کنند.

3. موقوفات:
 طبق گفته خادمان امامزاده، امامزاده در حدود چند هزار متر باغ وقفی دارد که در شمال بقعه واقع شده است و هم اکنون از این باغ¬ها استفاده¬ای نمی¬شود.


4. مراسم:
بنابر گفته راویان، در گذشته و در زمان رضا خان که عزاداری امام حسین(ع) ممنوع شده بود، اهالی محله دیگر نمی توانستند در مسجد و حسینیه محل عزاداری کنند؛ به همین دلیل پنهانی و در مکان¬هایی دور از روستا هیئت عزاداری به راه می¬انداختند. در آن دوران، جوانان محل دور هم جمع می¬شدند و شبانه به امامزاده شعیب می¬آمدند. این بقعه، به دلیل اینکه در محدوده باغ¬های محله قرار داشت و دور از فضا¬های اصلی محله بود، محل مناسبی برای تشکیل هیئت در چنین شرایطی بود. هیئت به امامزاده می¬آمد و ساعت¬ها در اینجا عزاداری می¬کرد، بدون اینکه مأموران از حضور آن¬ها در این مکان اطلاعی داشته باشند. در حال حاضر، به دلیل زیبایی فضای اطراف بقعه و بنای ساده و باصفای آن، گاهی اوقات بخشهایی از برخی فیلم¬ها و سریال¬های تلویزیونی در این مکان تصویر برداری می¬شود.
در ایام محرم، صفر، رمضان، فاطمیه و سایر ولادت¬ها و شهادت¬های ائمه اطهار (س) مردم برنامه¬های ویژه¬ای به رسم قدیم در امامزاده برگزار می¬کنند که با شکوه¬ترین آن¬ها مراسم دهه اول محرم به ویژه ظهر عاشورا است. مراسم احیا نیز در شب¬های قدر در صحن و گنبدخانه برپا است. یکی از برنامه¬های امامزاده که در مهر ماه و شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال1384 برگزار شد، مراسم اهدای پرچم گنبد حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) به امامزاده شعیب(ع) و چرخاندن پرچم در محله بود.
در شب نوزدهم، تمام هیئت¬های عزاداری محله کن در ایستگاه یخچال جمع شدند و به همراه سایر اهالی در حال عزاداری و سینه زنی، پرچم پاک حرم حضرت عباس(ع) را به سمت امامزاده شعیب بردند.
اهالی معتقدند امامزاده شعیب ارادت بسیار زیادی به حضرت عباس(ع) دارند و انتقال این پرچم از کربلا به این امامزاده غریب و گمنام نیز از جمله کرامات ایشان است.
مردم تقریباً همه روزه برای زیارت به امامزاده می¬آیند. اما بقعه در شب¬ها و روزهای جمعه و سایر ایام تعطیل و ماه¬های خاص چون محرم، صفر، شعبان، رمضان و ایام فاطمیه شلوغ¬تر است. گاهی اوقات شب¬های جمعه مراسم دعای کمیل، پنج شنبه ها زیارت عاشورا و سه شنبه¬ها مراسم دعای توسل در امامزاده برگزار می¬شود.
در این امامزاده نماز جماعت به صورت مستمر برگزار نمی¬شود، به دلیل اینکه تعداد زائران آن نامشخص است و مکان امامزاده نیز از خانه-های مسکونی فاصله دارد. تنها در مواقع خاصی که بقعه شلوغ باشد، احتمال دارد مراسم نماز جماعت برپا شود.


5. دفن شدگان:
از جمله قبرهای موجود در امامزاده، قبر حاج محمد تقی حسینعلی میرزا نامی( وفات: 1359هـ ش) است.

6. بانیان و هنرمندان:
سازنده ضریح ابوالفضل ابوالحسنی میبدی است.


7. متولیان و خادمان:
 در گذشته، بقعه به صورت مردمی و به همت چند تن از معتمدان محله اداره می¬شد. اما در حال حاضر، مدیر امامزاده محمدالله راد و خادم آن مجید نمازی است.
راویان محلی: محمد باقر بزرگی/ محمود بنگری/ فاطمه حسینی/ نسرین صیفی/ مجید عبادی /  ربابه موذن پور/ زهرا محمدیان؛( تحقیق میدانی: 1384)

تصاویری از غربت مسجد النبی

لولو جان نیا

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-10/03/78591_662.jpg

حمله عربستان به ایران و سوریه

شما از چه جایگاهی پیشنهاداتی از طرف ملت ایران به دولت آمریکا داده‌اید؟

در پی مصاحبه اخیر یوسف صانعی با روزنامه نیویورک تایمز درباره رابطه ایران و آمریکا، کانون همبستگی فرزندان شاهد به نمایندگی از 24 تشکل شاهد عضو، بیانیه‌ای صادر کرد.

در این بیانیه آمده است: جناب آیت‌الله صانعی آیا واقعا فراموش کرده‌اید؟! «یکی از سیاست‌های اساسی‌مان قطع رابطه با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلی ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشوری، با هر دولتی داشته باشیم. مسئله این است که شرایط این دولت به گونه‌ای است که رابطه با او برای ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر کشوری به دنبال تعریف یک منفعتی ایجاد می‌کند؛ آنجایی که برای ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمی‌رویم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولی دنبال رابطه نمی‌رویم. می‌نشینند آقایان وراجی کردن و حرف زدن و استدلال کردن که، نبود رابطه با آمریکا برای ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه با آمریکا برای ما مفید است. آن روزی که رابطه با آمریکا مفید باشد، اول کسی که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.» مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان دانشگاه‌های استان یزد سال 86

این بیانیه تصریح می‌کند: در پی مصاحبه آیت‌الله صانعی با روزنامه نیویورک تایمز که در آن «دولتمردان ایران و آمریکا و سایرین را به گذشت از هم و زندگی دوستانه دعوت کرده‌اند»، کانون فرزندان شاهد وظیفه خود می‌داند نکاتی را بیان کند.

این بیانیه ادامه می‌دهد: اولین سوالی که ذهن مخاطب را به خود مشغول می‌کند این است که جناب آیت‌الله صانعی از چه جایگاهی این پیشنهاد را ارائه کرده‌اند؟ آیا ایشان از طرف ملت شهید پرور و مقاوم ایران وکالت دارند؟ در واقع چه جایگاهی در کشور عزیز ما ایران حق دارد چنین پیشنهاداتی را ارائه کند؟

این بیانیه تصریح می‌کند: به فرض که ایشان خود را در جایگاهی ببینند که از ملت ایران بخواهند تا آمریکای جهان خوار را بعد از 60 سال ظلم و ستمی که بر این ملت روا داشته ببخشند؛ آیا ایشان قبل از ارائه این پیشنهاد لیست جنایت‌های امپریالیسم آمریکا علیه ملت ایران را در ذهن خود مرور کرده‌اند؟ آیا واقعا ایشان بر این اعتقادند که ملت غیور و شهادت‌طلب ایران می‌تواند جنایت‌های امپریالیسم آمریکا را (قریب به شش دهه گذشته که هنوز هم ادامه دارد) نادیده گرفته و گذشت کنند؟ آیا در لیست جنایت‌های آمریکا (اگر در خاطر ایشان هست!) اثری از سازمان ساواک نیز مانده است؟ آیا ایشان تحقیر ملت ایران در تصویب قانون کاپیتولاسیون، تفرقه‌های قومیتی در کشور، حمایت از سازمان تروریستی منافقین را از یاد برده‌اند؟ آیا کسی هست که ایرانی باشد و هشت سال جنگ تحمیلی علیه این ملت را که با حمایت آشکار آمریکا به وقوع پیوست را فراموش کرده باشد؟ آیا ایشان شلیک موشک ناو آمریکایی به هواپیمای ایرباس مسافربری ایران و شهادت 290 نفر بی‌گناه را فراموش کرده‌اند؟ موارد ذکر شده تنها گوشه‌ای از جنایات آمریکای منفور در جهان است که نسبت به ایران عزیز و هموطنانمان روا داشته است. جناب آیت‌الله صانعی آیا هنگام ارائه پیشنهاد بعید خود، هیچ‌یک از موارد ذکر شده از خاطر شریفتان نگذشت؟

«به فرض که ملت ایران تمامی ظلم‌های آمریکا در طول شصت سال گذشته را فراموش کند و آنها را ببخشد، جناب آیت الله آقای صانعی می‌بایست به این سوال پاسخ گویند که شیطان بزرگ از کدامین ظلم ملت ایران باید گذشت کند؟ آقای صانعی در ذهن خود کدامین گناه ملت ایران را مرور کرده‌اند که پیشنهاد گذشت به آمریکایی‌ها را داده است؟ آیا دفاع شصت ساله ملت مظلوم ایران در برابر اقدامات ددمنشانه امپریالیسم آمریکا از نظر آقای صانعی جرم است که نیاز به گذشت داشته باشد؟ کاش ایشان این مسئله را برای ما باز می‌کردند.»

کانون همبستگی فرزندان شاهد در این بیانیه می‌افزاید: ملتی که در راستای اعتلای ایران اسلامی بارها متحمل صدماتی شده و یا عزیزان خود در این راه تقدیم کرده است، هرگز حاضر نمی‌شود با توصیه‌های نامسئولانه و بی‌دلیل، آرمان‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی را فراموش کرده و ظلم‌های روا داشته شده را ببخشد؛ به‌زعم این ملت شهید پرور که در طول چهار دهه گذشته در همه صحنه‌های سخت و تاریخ‌ساز، تنها و تنها چشم به سخنان گهربار جایگاه استوار ولایت مطلقه فقیه داشته، تنها جایگاهی که حق ورود به این مسئله دارد مقام عظمای ولایت است.

امامزاده شعیب (بخش اول)


نام و نسب:

شعیب فرزند امام موسی کاظم (ع)/نشانی: تهران،کن، خیابان سر آسیاب، امتداد خیابان شهید حبیب الله روستایی، محله درقاضی، کوچه امامزاده(منطقه 5 شهرداری)/ تاریخ نخستین بنا: حدود قرن ششم هجری/دایر /مدیریت: اداره اوقاف و امور خیریه کن
موقعیت بقعه
بقعه امامزاده شعیب در گستره کن قرار گرفته و راه دسترسی به بنا از طریق بزرگراه همت غرب،ورودی کن.جاده کن ،میدان یخچال،سه راه غریب آباد،دره زرنو، انتهای کوچه باغ میسر است .
بقعه در امتداد چند کوچه تو در تو و در میان باغهای میوه، در کوچه امامزاده، قرار دارد و در فضایی بسیار باصفا و با درختان کوچک و بزرگ خرمالو احاطه شده است. قرار گرفتن این بقعه در حاشیه محله و در میان باغهای میوه، رفت و آمد به این مکان را در ساعات خلوت روز و شبها با مشکلات بسیار همراه کرده است و برای گذر اهالی به ویژه بانوان چندان آسان نیست؛ به خصوص در فصولی از سال که باغ ها برای برداشت محصول به فعال می شوند. طبق گفته اهالی محل، اتاق حدود یکی دو سال پیش مسیر بقعه¬، خاکی و بسیار ناهموار بوده، چندسالی است که آسفالت و هموار شده است. برای رفتن به این مکان مقدس می توان از وسایل نقلیه عمومی و شخصی استفاده نمود. در اطراف امامزاده چند قهوه خانه به وجود آمده است که سبب شده است فضای معنوی حاکم بر اطراف این امامزاده از بین برود. محله کن از نظر فضاهای مذهبی و معنوی بسیار غنی است .
در این محدوده چندین امامزاده وجود دارد که هر کدام از آنها نقش بسیار مهمی در تقویت باورها و عقاید دینی و اسلامی مردم محله ایفا می کند.
تاریخچه بقعه
الف ) نام و نشان صاحب بقعه :
 در کتابهای معتبر نسب شناسی، شعیب از فرزندان و نوادگان امام موسی  کاظم (ع) شمرده می شود. پس از هجرت امام رضا (ع)، شعیب نیز مانند بسیاری از امامزاد گان دیگر که به سمت خراسان هجرت کرده بودند، رو به جانب طوس می گذارد. منابع تاریخی به شهادت آن امامزاده در نواحی سبزوار اشاره می کنند. اما، طبق روایتهای شفاهی محلی ،وی ، به علت تعقیب مخالفان و معاندان آل علی (ع)، به روستای کن آمده و در مکان فعلی به شهادت رسیده است همچنین این روایتها تصریح دارند که درخت چنار قدیمی کنار امامزاده پس از شهادت این بزرگوار در کنار مزار کاشته شده است .
ب ) سابقه بنا و حدود ثغور آن :
بنا به اعتقاد اهالی کن و تایید کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، قدمت بنای این امامزاده به بیش از هشتصد و پنجاه سال پیش می رسد. بنا برگفته راویان، در گذشته امامزاده تنها یک اتاق کاهگلی و بسیار کوچک بوده که صندوقی چوبی روی قبر آن قرار داشت. نوع معماری بنا بسیار ساده و محقرانه بوده؛ اتاقکی چهار گوش و کوچک از جنس کاهگل که بعدها، برای جلو گیری از خرابی آن بر اثر باد و باران، تعمیر و، در بازسازی آن، از مصالح جدید ساختمانی مانند آهن، آجر، سیمان و سنگ استفاده شده است .
در حدود سی یا چهل سال پیش، با آغاز تعمیر، بازسازی و تو سعه حرم، برای بقعه صحن و حصاری ساخته می شود. بقعه از گذشته فاقد گنبد بوده و سقف آن حالت شیروانی داشته است. در چند سال اخیر، ضریح وسنگ قبر کنونی جایگزین ضریح و سنگ قبر قبلی شده است .

محوطه و معماری کنونی بقعه

بقعه امامزاده شعیب (ع) در امتداد یک کوچه باغ قراردارد. در شرق کوچه، درخت چنار بسیار بزرگ و قدیمی دیده میشود که عده ای از اهالی معتقدند قدمت آن به حدود هزار و دویست سال قبل بر می گردد. طرح فعلی بقعه از یک گنبد خانه و یک ایوان ورودی، در شمال شرق گنبد خانه، تشکیل شده است . اتاقکی نیز در جنوب شرق ایوان ودر ارتباط با آن قراردارد. فضای باز صحن امامزاده در شمال شرقی آن واقع است. مساحت بنای بقعه در طبقه همکف آن نود متر مربع، مساحت عرصه آن دویست و هفتاد متر مربع و ارتفاع نمای ایوان ورودی چهار متر و شصت سانتیمتر است. گچ، رنگ، چوب، سیمان، کاهگلو حلبی از جمله مصالح استفاده شده در این بنا هستند .
امامزاده دارای دو ورودی است. ورودی اصلی آن،در ضلع شرقی صحن، دری سبز رنگ و فلزی است. ارتفاع این در دو متر و عرض هر لنگه آن شصت و شش سانتیمتر و عرض کلی آن یک متر و سی و هفت سانتیمتر است. در محدوده بالای در کتیبه ای با طرح فلز نصب است که بر روی آن " بسم الله الرحمن الرحیم، امامزاده شعیب (ع) "نوشته شده است هم چنین بالای در از سمت داخل نوشته شده است :" اسلام علیکم یا ائمة المعصومین "
ورودی دیگر در غرب بنا و در محدوده صحن جنوبی  آن قرار گرفته است. این در چوبی دو لنگه به طول یک متر و چهل سانتیمتر است ،عرض هر لنگه آن نیز هفتاد سانتیمتر است. در حال حاضر، این در بسته است وی از آن استفاده نمی شود.
با ورود به کوچه امامزاده ابتدا بنای بقعه که شامل گنبد خانه و ایوان است دیده می شود. و در جنوبی گنبد خانه که مستقیمآ به فضای باز گشوده میشود در این قسمت قرار دارد که در حال حاضر بسته است  و از آن برای رفت و آمد به داخل حرم استفاده نمی شود .
این محدوده هم جزء صحن به شمار می آید، اما دور تا دور آن هیچ حصاری وجود ندارد. صحن اصلی در شمال بقعه قرار گرفته است که در ورودی شرقی بدان گشوده میشود. حصار صحن دیواری سیمانی به ارتفاع دو متر و بیست سانتیمتر است که روی آن با رنگ و روغن نوشته هایی دیده می شود.

صحن شمال شرقی فضایی است که ساختمان بقعه در جنوب غربی آن قرار گرفته است. کف صحن موزاییک و در قسمت¬هایی هم سیمانی است. در ضلع شمالی صحن، یک حوض آب بیضی به رنگ آبی دیده می¬شود که عمق آن تقریباً چهل سانتی متر است.
در شمال غربی صحن، اتاقی کوچک وجود دارد که در گذشته دفتر مدیریت امامزاده بوده است. اما در حال حاضر از آن به عنوان انباری استفاده می¬شود. تقریباً نیمی از فضای صحن سرپوشیده است. قسمتی از این فضای سرپوشیده همان ایوان بقعه است و قسمت دیگر که سقف موقت برزنتی و شیروانی دارد متصل به ایوان است و برای استفاده زائران در هنگام برگزاری برنامه¬های خاص ساخته شده است.این ایوان با ستون¬ها و داربست¬های فلزی به ایوان اصلی متصل شده است.
روی دیوارهای صحن با استفاده از رنگ مطالبی نوشته شده است. در شمال صحن و در کنار حوض آب،  درخت دیده می¬شود. دو سرویس بهداشتی با درهای فلزی سبز رنگ در گوشه شمال غربی صحن قرار دارد. آب این بقعه از طریق منبع آبی که در پشت بام سرویس¬هاست تامین می¬شود. یک دستگاه آب سرد کن هم درهمین ضلع قرار دارد. همچنین یک تانکر بزرگ آب، در ضلع غربی صحن است. در زاویه شمال شرقی صحن، دو فضا به عنوان اجاق هیزم سوخت است که در آن غذاهای نذری پخته می¬شود.
در همین ضلع و سمت راست در ورودی صحن نیز سکویی سیمانی است که روی آن سه عدد اجاق گاز و چند دیگ مسی بزرگ قرار دارد. این فضا، در واقع آشپزخانه امامزاده است. در گوشه جنوب غربی صحن، منزل سرایداری قرار دارد که هفت پله از صحن پایین¬تر است. نماهای ظاهری بنای امامزاده ساده با اندود کاهگل است. امامزاده ایوانی ساده و بدون تزیین در ضلع جنوبی صحن قرار دارد که سقف آن ازجنس گچ و مسطح است. کف ایوان موزاییک شده و با فرش و قالیچه پوشیده شده است. دیوارها نیز گچی و در برخی قسمت¬ها  رنگ-آمیزی شده اند. در این عزاداری، دیوارها را با پارچه¬ای مشکی از کف تا سقف می¬پوشانند و روی آن تعداد زیادی پرچم با رنگ¬ها و شعارهای گوناگون به همراه تعدادی قاب عکس قرار میدهند. در ایوان تابلویی که شرح زندگی امامزاده در آن آمده، نصب شده است.

در گوشه جنوب شرقی ایوان منبری چوبی با سه پله به ارتفاع یک متر و سی سانتی¬متر قرار دارد. این منبر به رنگ قهوه¬ای و کنده کاری آن بسیار ساده است و قدمت چندانی ندارد.

کلاس های آموزشی بسیج جوانان سلمان کن

به همت بسیج جوانان سلمان کن کلاس های آموزشی دروس دبیرستان ویژه برادران برگزار می گردد.

علاقمندان میتوانند جهت ثبت نام چهارشنبه ها از ساعت 18 الی 20 به پایگاه سلمان کن واقع در کن-سرآسیاب روبروی حسینیه سرآسیاب مراجعه کنند و یا با شماره 09195935601 تماس حاصل فرمایند.

یادش بخیر اون وختا

سَر که پایین باشد، اشک، مسیرش را بهتر پیدا می کند!

مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رضوان الله تعالی علیه، در کتاب شریف المراقبات، روش هایی برای ایجاد «رقت قلب» در مواجهه با عظمت خداوند متعال ذکر کرده اند که در این شب های گرانقدر، بیشتر به کارمان می آیند: «از کارهایی که باعث برانگیختن رقت و بوجود آمدن گریه و ترسی که از جهت بزرگی خداست می شود، می توان از بستن دست به گردن، پوشیدن لباس مویین، ریختن خاک بر سر، به خاک افتادن، گذاشتن صورت بر خاک، گذاشتن سر بر دیوار، راه رفتن و ایستادن، فریاد زدن و ساکت شدن، در خاک غلتیدن و خود را در روز قیامت فرض کردن و آنگاه با آنچه درباره ی ملامت مجرمین وارد شده است، خود را ملامت کردن، نام برد...»

سفارش ویژه مجری برای رئیس جمهور

برنجی که موش ها نمی خورند

 

حکایتی جالب از رفتار کریمانه ی پیغمبر مکرم اسلام (ص)

آورده اند که در یکى از جنگ ها رسول اکرم(ص) از لشکر کناره گرفت و در روى تپه‏ اى در حدود اردوگاه خودش استراحت کرد و به خواب رفت. اتفاقاً یکى از افراد شجاع دشمن در حالی که مسلّح بود و گردش مى‏کرد نگاهش به رسول الله(ص) افتاد و او را شناخت و بسیار خوشحال شد از این که او را تنها یافته و الآن او را خواهد کشت. در حالی که رسول الله(ص) خوابیده بود وى بالاى سرش ایستاد و فریاد کشید: محمد! تو هستى؟ حضرت نگاهى کرد و فرمود: آرى من هستم. گفت: چه کسى مى‏تواند ترا از دست من نجات دهد؟ رسول الله(ص) بدون درنگ فرمود: خدا! آن مرد که چنین انتظارى نداشت، گفت: الآن به تو نشان خواهم داد و یک قدم عقب رفت تا ضربت‏ خود را قوى ‏تر بزند، ناگهان پایش به سنگى اصابت نموده و محکم به زمین خورد! حضرت به سرعت از جاى برخاست و بالاى سرش ایستاد و فرمود: چه کسى ترا از دست من مى‏تواند نجات بدهد؟ اینجا بود که آن مرد از روى فتانت پاسخ داد: کرم تو! و رسول الله(ص) او را عفو فرمود.

غیرت

یک وقت یک کسی به من گفت: من در ماشین بودم، به راننده گفتم: برای نماز نگه دار! نگه نداشت، نمازم قضا شد. گناه کرده‌ام؟ گفتم: چطوری گفتی؟ گفت: گفتم آقای راننده نگه دار نماز بخوانیم، او هم گفت بنشین خبرت می‌دهم. من هم نشستم و خبر نداد. رفت و نمازم قضا شد. گفتم: نه! اگر یک ساکی، چمدانی از داخل ماشین به بیرون پرت می‌شد، ساک تو از ماشین بیرون می‌افتاد، چطور می‌گفتی؟ می‌گفتی: آقای راننده، ساک من افتاده است، می‌شود نگه داری؟ او هم می‌گفت: نه! ساک را مشت می‌کوبی، آقای راننده! آقای راننده! ساکم افتاد! ساکت را این طور نمی‌گفتی؟ گفت: چرا! گفتم: پس ببین! غیرتت برای ساکت، بیش از غیرتت برای نمازت است!

 

حجت الاسلام قرائتی

حکایتی از حضرت عیسی درباره ی صدقه

حضرت عیسی علیه السلام از مقابل خانه ای که در آن عروسی بود، عبور می کردند؛ در این موقع به همراهان خود فرمودند: امشب عروس می میرد و عروسی آن ها به عزا مبدل می شود!

فردای آن روز، حضرت از مقابل همان خانه عبور کردند، اما اثری از عزا دیده نشد. پرس و جو کردند و اطلاع یافتند که عروس سالم است. پس از آن، از صاحب خانه اجازه گرفتند و داخل خانه شدند. رو به اطرافیان کرده و گفتند: رختخواب عروس را بردارید! رختخواب را برداشتند، دیدند مار بزرگی خوابیده است. حضرت فرمودند: این مار، مأمور بود که دیشب عروس را بکشد، اینک از عروس بپرسید که چکار کرده است. جویا شدند و از عروس شنیدند: فقیری پشت درِ خانه صدا می زد که غذایی به من بدهید،‌ اما کسی جوابش را نمی داد، تا اینکه خودم خوراکم را برداشتم و بردم به او دادم... حضرت فرمودند: با این کار مرگ را از خود دور ساختی!

تعزیه خوانی در محله کن

به مناسبت ماه عزاداری بر سید الشهدا مراسم تعزیه خوانی در حسینیه نور(دارقاضی) برگزار می گردد.

این مراسم از دوشنبه آغاز و به مدت ۱۰ شب از ساعت ۱۹:۳۰ الی ۲۲ادامه خواهد داشت.

امامزاده محمد نور بخش(بخش دوم)

سيدمحمد در جايي خود را هاشمي قريشي مي‌داند و با ذكر علوي و فاطمي اشاره مي‌كند كه از فرزندان علي (ع) و فاطمه – سلام الله عليها- است و با قيد حسيني و كاظمي به نحوة انتساب دو جانبه‌اي اشاره مي‌كند. بيشتر كساني كه با اين كلام سيد برخورد كرده‌اند چنين استنباط كرده‌اند كه وي از سادات موسوي است و نسبت سيادتش به امام موسي كاظم مي‌رسد و عنوان حسيني به لحاظ اين است كه امام كاظم نيز به حضرت ابا عبدالله الحسين مي‌رسد. اما اشتباه كرده‌اند؛ زيرا در نقل شجرة انتساب سادات اصولاً رسم چنين بوده است كه هر نسبتي به امام معصوم (ع) رسيد به همان جا ختم مي‌كنند و ادامه‌اش را نقل نمي‌نمايند. در اين صورت وقتي فرموده است: «نسبت من قريشي و هاشمي، علوي و فاطمي، حسيني و كاظمي است» به دو نسبت سيادت خود كه از ناحيه مادر و پدر است اشاره كرده.

امامزاده محمد نور بخش-کن

اگر منظور از «حسيني و كاظمي» اشاره به يك انتساب بود مي‌بايست مي‌گفت: «كاظمي حسيني» ابتدا لفظ كاظمي را مي‌آورد و سپس به نسبت امام كاظم اشاره مي‌كرد، علاوه بر آن نمي‌بايد به امام حسين (ع) ختم مي‌نمود بلكه به علي بن ابيطالب ختم مي‌كرد و مهم تر اينكه مفهوم فاصله انداختن بين «كاظمي» و «حسيني» دو نسبت است.
بايد گفت نسبت پدري وي همان است كه علامه نسابه، سيد احمد بن محمدبن عبدالرحمن كياگيلاني، به آن اشاره كرده و به تأييد علامة فقيه نسابه، آية الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي – عليه الرحمة- رسيده است و تحت عنوان «نسب شريف سيد حسيب نسيب شاه قاسم نوربخش» چنين مي‌نويسد:‌ «ابوعبدالله محمد مشهور به نوبخش بن ابوالفياض محمد بن عبدالله بن علي النقيب ابن ابوالحسن محمد بن ابوالفتح علي بن نقي الدين محمد النقي بن نجم الدين اسامة بن ابو عبدالله احمد بن ابوالحسن علي بن ابوطالب محمد بن ابو علي عمر بن يحيي النسابة بن حسين الشبيه بن احمد المحدث بن يحيي بن حسين ذوالعبرة زيد الشهيد بن امام زين العابدين عليه السلام»
نسب مادري سيد محمد نيز در كتاب شريف مناقب آل نوربخش چنين آمده است: 
شهاب الدين حيدر علي بن سيد جلال الدين كبير بن مير صالح شجاع بن شاه قطب الدين سيد احمد بن صلاح الدين سيد رشيد بن نجم الدين سيد محمد بن سيد عرض شاه خواص من فيروز شاه سيد زرين كلاه بن رحمت الدين سيد شرف شاه بن سيد حسين تاج الدين بن سيد محمد مير صدرالدين من سيد ابراهيم مير مجدالدين بن سيد جعفر بن سيد محمد بن سيد اسماعيل بن سيد محمد ناصرالدين بن سيد احمد بن سيد فخرالدين بن سيد محمد اعرابي بن سيد ابوالقاسم حمزة بن شاهزاده ابوالقاسم حمزة بن حضرت امام موسي بن جعفر كاظم عليه السلام.» (عابدي، صص 71-736)
بر اساس گفتة ستوده، يكي از نوادگان محمد نوربخش شاه قاسم است. شاه قاسم فرزند سيد محمد فرزند سيد محمد نوربخش است كه نزد شاه طهماسب صفوي مقام ارجمندي داشته و رياست قطبية سلسلة نوربخشيه با او بوده است ودر ري املاك و مستغلات بسياري داشته (ستوده، ج 1، ص 578).
امامزاده محمد نور بخش-کن
بر اساس گفته‌هاي عابدي، مدرسان حوزة علمية خراسان اور ا تشويق به درك محضر علامه جلال الدين ابوالعباس احمد بن شمس الدين محمد بن فهد اسدي حلي كه از مفاخر و بزرگان و مشاهير علماي اماميه قرن نهم، فقيه و محدث، عالم و زاهد، و عابد كم نظيري بود كردند. بنابراين، سيد محمد خود را به حله رساند و در محضر زيدبن علي هلال جزايري، محقق كركريف ابن ابي جمهور احسائي، علي بن محمد طائي، عبدالسميع بن فياض اسدي حلي، رضي الدين حسين مشهور به ابن راشد قطيفي، زين الدين علي بن محمد بن عاملي، علي بن فضل بن هيكل حلي و سيد محمد بن فلاح موسوي به فراگيري پرداخت و از مشاهير و مفاخر حوزه ابن فهد حلي گرديد و از محضر سيد علي شريف شيرازي كه در فنون حكمت و عربيت مهارت خاص داشت بهره برد و به سرعت در همة علوم عصر تبحر يافت. با گذشت زمان آراي او مورد بحث قرار گرفت. در فقه به مقام پيشوايي رسيد، شمس شموس فقاهت لقب گرفت (صص 35-36). از موضوعاتي كه دربارة سيد محمد مطرح شده، مسئله گرايش او به تصوف است. گروهي از متصوفه وي را صوفي دانسته‌اند. حتي برخي گفته‌اند سيدمحمد امامزاده نيست بلكه درويش است. از آثار نظم و نثر وي مي‌توان فهيمد كه وي در زمرة اكابر علما و مشاهير عرفاي عصر خويش بوده، ولي بايد توجه داشت در كنار عده‌اي كه عرفان و تصوف را يك مقوله مي‌دانند عده‌اي از شخصيت‌هاي علمي عالي رتبة شيعي بوده‌اند كه تصوف را با عرفان مخلوط نكرده، وعارف را صوفي ندانسته‌اند.
علامه شهيد مرتضي مطهري به نام عده‌آي كه عارف بوده اما به تصوف فرقه‌اي گرايش نداشته‌اند اشاره كرده است، و امير سيد محمدنوربخش از اين تبار است؛ تا آنجا كه مي‌نويسد: «بدان اي سالك راه حق در اينعالم ناسوت حقايق زيادي به سبب تصوف زير خاك پنهان شده است» او تفهيم مي‌كند كه تصوف رانپذيرفته، آنچه مورد نظر وي بوده عرفانناب برگرفته از عملكرد چهارده معصوم (ع) است.
سيدمحمد از اطلاق نام صوفي به خود بيزار بوده و مي‌نويسد: «در هر مزان مثل زمان من خواهد بود كه اهل حق زير خاك خواهند رفت و صاحب دل كم و براي عارف مقام غم خواهدآمد و اهل سلوك تمام خواهند شد و تصوف در قشرهاي مختلف درخواهدآمد» (عابدي، صص 66-68).
عابدي مي‌گويد تشيع در خاندان امامزاده سيد محمدنوربخش از لحاظ وراثت بدان دليل كه از فرزندان موسي بن جعفر بوده و از لحاظ نسبت سيادت به حضرت علي بن الحسين سيد الساجدين (ع) مسلم و حتمي است. همچنين امير سيد علي همداني و سيد اسحاق ختلاني، دو شيعة نامي عصر تيموري، او را به ايجاد يك حكومت شيعي در مقابل دستگاه گوركانيان تشويق و تحريك كرده‌آند. وي دربارة نسبت خويش مي‌گويد: «نسبت من قريشي و هاشمي و علوي و فاطمي و حسيني و كاظمي است و درعلوم شريفه جعفري پيرو آدم الاولياء حضرت علي مرتضي (ع) هستم» (عابدي، ص 36)
مريدان سيد را نوربخشيه مي‌نامند چنان كه شيرازي گفته: «چون ترتيب سلسلة كبروية ذهبيه از مير سيد علي همداني به خواجه احمد اسحق ختلاني رسيد وي با سيد محمدنوربخش بيعت نمود و او را خليفة الخلفاء خود فرمود و لقب نوربخش به وي مرحمت فرمود و چون سيد عبدالله مشهدي كه از اصحاب خواجه اسحق بود اين بشنيد گفت: «اگر خواجه با او بيعت كرده ما از خواجه برگشتيم و خواجه در كوه تيري كه از قلاع ولايت ختلان است، همان لحظه از روي مكاشفه فهميد و گفت درويشان مير عبدالله مرتد شده و اين زمان خود را دصدد ارشاد مي‌دارد و بيعت به دست او باطل است و الحال در خراسانمريدان سيد عبدالله را صوفيه مي‌گويند و مريدان سيدمحمد را كه باتفاق خليفة خواجه اسحق ختلاني هستند نوربخشيه مي‌خوانند و ميان مريدان اين دو طايفه در اثبات و نفي خلافت سيد عبدالله مشهدي برزش آبادي مناقشات بسيار است» (معصوم شيرازي، صص 319-320).
در بهشت سولقان آمده است كه، وي عاقبت پس از يك عمر مجاهدت و مخالفت با جائران عصر و تربيت شاگرداني شايسته كه قسمتي از تاريخ دورة خويش را به خود اختصاص داده‌اند در هفتاد و سه سالگي، روز پنجشنبه چهاردهم ربيع الاول 869 هـ ق ، جان به جان آفرين تسليم كرد. پيكرش را در باغي كه احداث كرده بود به خاك سپردند. 
در تاريخ رحلتش گفته‌آند:
«آفتاب اوج دانش نور چشم اهل دين
نوربخش جسم و جان آن قهرمان ماء وطين
سال عمرش بود هفتاد و سه سال اندر وفات
هشتصد و شصت و نه و ماهش ربيع الاولين»
(عابدي، صص 51-52)
عابدي معتقد است، در زمان‌هايي كه سلاطين غير شيعي بر ايران حكومت مي‌كردند با اينكه مركز علويان و شيعيان بوده، ولي دين رسمي تشيع نبوده است. در چنين دوراني سيد محمد نه تنها از مشاهير و نوابغ علمي جهان تشيع به شمار مي‌رفته، بلكه از مدافعان سرسخت حقوقاهل بيت عصمت محسوب مي‌شده است. سياه پوشيدن را كه بهانة لباس عباسيان بود، و شيعيان در ايام عزاي عاشورا ترك مي‌كردند و از حيله و نيرنگ‌هاي دشمنان خاندان رسالت بود، لباس جنبش نوربخشي ساخت و اعلام كرد ما در پي واقعة هزار غصة كربلا هنوز عزادار هستيم. به همين دليل عده‌اي ظهور اين امامزاده را در زمان خويش نوعي نهضتتشيع دانسته‌اند و او را در ظهور تشيع ايران مؤثر دانسته‌اند (عابدي، صص 38-39)
دركتاب بهشت سولقان آمده است كه سيد اسحاق ختلاني؛ شيعي مشهور و متعصب، درصدد بود تا عليه تيموريان قيام كند و براي اين جنبش سيد محمد نوربخش را رهبر كرد تا عليه پادشاهي مقتدر و عوام فريب تيموريان قيام كند. ولي جاسوسان، قبل از قيام، شاهرخ ميرزا تيموري (779-850) ، شاهزادة تيموري و چهارمين پسر و جانشين واقعي امير تيمور، را آگاه كردند و جنبش عقيم ماند. شاهرخ فرمان قتل اعضاي جنبش نوربخشي را صادر كرد. اما دچار دل درد شديدي شد و طبيب را پذيرفت و از قتل سيد محمد منصرف شد و هم زمان با همين اتفاقات درد شكمش آرام شد و امر كرد كه سيد به هرات برود. آوازة اين كرامت در دور دست ترين اجتماعات پيجيد و اقبال مردم به سيد محمد بيش از پيش شد. به همين دليل وي به مدت هجده روز در چاه آن حصار از دسترس مردم كه شور حضورش را داشتند پنهان بود ولي به دستور شاهرخ، سيد را به شيراز تبعيد كردند. اما بعد دستور داد به هر كجا كه مي‌خواهد برود وس يد به بصره و شوشتر رفت و بعد به حله و سپس به گيلان رفت. شاهرخ از اين رفت و آمدها و اقبال مردم مضطرب شد و فرمان بازداشت وي را صادر كرد و او را به آذربايجان، كه اردوي شاهرخ در آنجا بود، فرستاد. سيد متوجه شد كه مي‌خواهند او را به شهادت برسانند. به همين دليل فرار كرد و به كوه رفت. سپس به خلخال آمد. والي آنجا وي را تحويل شاهرخ داد و او را به مدت پنجاه و سه روز در چاه افكندند. سپس او را بيرون آوردند و به هرات بردند. وي دستور داد روز جمعه كه اقامة نماز جمعه مي‌شود منبر برود، از دعوي خلافت تبرا جويد. سيد اين پيشنهاد را پذيرفت و با غل و زنجير كه بر پاهايش بود به منبر رفت و فرمود: «از اين فقير سخني مي‌گويند، اگر گفتيم و اگر نگفتيم ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرين» سپس فاتحه خواند و از منبر پايين آمد.

امامزاده محمد نوربخش(بخش اول)

از اتوبان نیایش که به سمت غرب تهران می‌آییم، انتهای اتوبان وارد خیابان کوهسار می‌شویم. در طول مسیر، تابلو امامزاده داوود به چشم می‌خورد. بعد از پیمودن تقریبا ۱۰ کیلومتر، به روستای سولقان می‌رسیم. روستا را که به سمت جاده امامزاده داوود طی می‌کنیم، در سمت راست و در بین باغ‌هایی که عمدتا درختان گیلاس است، گنبد مخروطی شکل و طلایی امامزاده به چشم می‌خورد.

امامزاده محمد نوربخش

امامزاده محمد نوربخش

نام و نسب: محمد نوربخش از طرف پدر منسوب به امام زين العابدين عليه السلام و از طرف مادرمنسوب به امام موسي كاظم عليه السلام  نشاني: تهران، بخش كن، دهستان سولقان، ده پايين، كوچة امامزاده، (منطقه 5 شهرداري) تاريخ نخستين بنا: قرن نهم هجري، بازسازي: 1361 هـ ش/ باني: بي بي كوكب كاكويي، حسن حيدرخاني داير/ مديريت: اداره اوقاف و امور خيريه كن

موقعيت بقعه

بقعة امامزاده محمدنوربخش در دهستان سولقان قرار گرفته است. اين بقعه، به دليل موقعيت خاص مكاني از لحاظ آب و هوا و جذابيت صحن و بقعه، در ايام تعطيل و نيز در فصل تابستان زائران بسياري دارد. مسير دسترسي به بقعه بزرگراه آيت الله كاشاني، ميدان زيباشهر، خيابان فرخي يزدي، جادة سولقان- سنگان (جادة امامزاده داوود)، جادة سولقان، روستاي سولقان پايين، شرق رودخانة سولقان و كوچة امامزاده است. وسايل نقليه به راحتي تا ضلع جنوبي كوچة امامزاده در رفت و آمدند. به دليل باريك بودن كوچة امامزاده اين مسير بايد پياده طي شود. د رايام زيارتي امامزاده، مراجعة زياد مردم، رفت و آمد در اين كوچه را كند و دشوار مي‌كند در نزديكي بقعه مسجدسيدالشهدا، مسجد امام حسين (ع) و حسينة سيدالشهداي سولقان همچنين يك كتابخانة عمومي در وسط ده به نام مهدية شهيد مجتبي حاجيان قرار دارند. در ضلع جنوبي زيارتگاه چند مغازة عرضة مواد غذايي و ميوه و تره‌بار وجود دارد. اهالي سولقان اغلب از دو طايفة شيرين و بيده هستند. اطراف بقعه واحدهاي مسكوني نوسازي قرار گرفته كه داراي ارزش معماري بالايي نيستند.

تاريخچه بقعه

الف) نام و نشان صاحب بقعه: سيد محمد نوربخش در نيمة شعبان سال 759 هـ ق/ 1357 م در شهر قائن از ايالت قهستان، پا به عرصه وجود گذاشت. پس از گذشت دوران طفوليت، تحت سرپرستي پدر كه محل رجوع مردم زادگاهش بود، عمر را مي‌گذراند. از سن هفت سالگي به آموختن و حفظ قرآن كريم پرداخت.

از همان كودكي تحت تعليم يكي از استادان خوب قائن قرار گرفت. سپس به حوزة‌ علمية‌ خراسان رفت. در خراسان بود كه فاضلي زبردست گرديد. شور و هيجان او به هنگام مباحثات علمي و ذوق و شوقش براي بيشتر فهميدن او را پر آوازه كرد؛ تا جايي كه اغلب مدارس علوم ديني با نام او آشنايي داشتند (عابدي، صص 34-35). كتيبه‌اي به خط نستعليق كه شامل خلاصه‌اي از زندگينامه امامزاده مي‌باشد و در بقعه موجود است مي‌نويسد: بسم الله له الحمد حضرت مولانا امير سيد محمدنوربخش كه نسب شريفش به هفده واسطه به امام العالمين حضرت موسي الكاظم عليه السلام مي‌رسد، در سال 795 قمري در قائن پا به عرصه امكان نهاد. در حوزه علمي علامه كبير ابن فهد حلي و ديگر شخصيت‌هاي بلند پايه عالم تشيع تلمذ نموده با گذشت اندك زماني در تمامي علوم متداول آن روز متبحر و فريد زمان خويش گشت و چون سر پرسودا و دل سوز پرورش آرام و قرا نگرفت دست ارادت به عارف كامل مكمل خواجه شهيد سيد اسحاق ختلاني داده در سير سلوك نيز به مقصد اقصي رسد و وحيد عصر خود به شمار رفت. رياضات و مجاهدات جهاد با نفس او را از جهاد با كفر وظ لم بازنداشت به همين جهت براي برقراري حكومتي شيعي با ارادتمندان و معتقدان برعليه شاهرخ ميرزا تيموري قيام نمود از آن پس در تبعيدها و زندان‌ها و سياهچال‌هاي تيموري بسر برد تا در سال 850 با مرگ شاهرخ ميرزا بهس ولقان رحل اقامت افكند و عاقبت در هفدهم ربيع الاول سنة 869 قمري به قاف عزت به پرواز درآمد. «التماس دعا سازنده كاشي مهاجري»

بر اساس اظهارات عابدي، پيش از تولدش امير سيد علي همداني از بيدارگران زمان خويش، در عالم مشاهده زيارتش مي‌كند و از ظهورش در جهان تشيع خبر مي‌دهد و مي‌گويد: «اين سلاله ولايت آل رسول، دستار سياه را كه نشانة تشيع ماست جامة عزاي حسين بن علي سيدالشهداء كند و به اين تدابير دواي درد شيعه مظلوم را كرده تشيع خفته در جان شيعيان را بيدار مي‌نمايد و به اين ترتيب دوستداران آل علي را منتظر او مي‌سازد» (عابدي، ص 31).

خاندان پدري و مادري سيد از مشاهير طايفه‌هاي سرشناس و خوش نام قطيف بوده‌اند و قسمتي از تاريخ سادات اين سرزمين را به خود اختصاص داده‌اند. سرشناس‌ترين و برجسته‌ترين شخصيت طايفة پدري او در قرن هفتم هجري،سيد عبدالله بن محمد قطيفي لحساوي معروف به شريف قطيف، خانه‌اش محل پناه ستمديدگان و دادرسي مظلوماني بوده كه مورد تعدي قرار مي‌گرفته‌اند. همين موقعيت موجب شده بود صاحب منصبان و امراي حكومتي محلي از هر گونه بي‌حرمتي نسبت به او روي‌گردان باشند؛ زيرا ديده بودند سالي كه شريف قطيف عازم بيت الله الحرام گرديد تعداد زيادي اعيان واشراف در كنار ساير طبقات قطيف التزام ركابش را غنيمت شمردند و با شعار حج اكبر است عازم برگزاري مناسك حج شدند.

سيد محمد، جد اعلاي سيد، كه در قطيف به دنيا آمد و در همان جا عمري را سپري كرده بود، بنا بر دعوت شيعيان لحساء در حدود سال 1202 م وارد لحساء شد و مورد توجه خاص و عام قرار گرفت . پس از اين هجرت به لحساء بود كه خداوند به محمد قطيفي و همسرش كه از متدينين سادات طباطبائي بود فرزندي عنايت كرد كه نامش را عبدالله نهادند. سيد عبدالله بن محمد قطيفي تا دوران جواني در لحساء تحت تعليم و تربيت پدر بود و فراگيري‌هاي مقدمات علمي را در حوزه‌هاي علمي آنجا آغاز كرد و پس از مرگ پدرش، شريف قطيف، عازم استان بوسي علي بن موسي شد و سپس به قائن در قهستان رفت و آنجا را براي زندگي انتخاب كرد. خلق خوش و موقعيت علمي او موجب شد در زماني كوتاه مورد توجه خاص اهل قائن قرار گيرد. حسن شهرت و آوازة شخصيت او موجب شده بود كه طوايف سرشناس قائن آرزوي دامادي او را داشته باشند و عاقبت خانواده‌اي از سادات موسوي او را به دامادي قبول كردند (عابدي، صص 32-33).

پخش مداحی امیر ترابیان از رادیو معارف

 روز شنبه شبکه رادیویی معارف اقدام به پخش مداحی به سبک واحد از مداح هیئت دیوانگان امام حسن و حسینیه سرآسیاب آقای امیر ترابیان کرد.به شخصه برای این مداح جوان کنی آرزوی موفقیت و ترقی می کنم. 

قابل ذکر است از دیگر مداحان کنی از آقای رشوند میتوان نام برد که قبلا صدایشان بر روی مستند های ساخته شده توسط خودشان قرار داده بودند و از تلویزیون پخش شده بود

تل زینبیه کجاست؟

تل به معنای تپه، توده خاك و ریگ است. سرزمین كربلا، ناهموار و دارای تل و تپه بوده است. در حادثه كربلا تپه‌ ای مشرف بر محل شهادت شهدای كربلا وجود داشته كه حضرت زینب سلام الله علیها بالای آن می‌آمدند تا وضعیت برادر عزیزشان حضرت امام حسین علیه السلام را در میدان نبرد بررسی كنند.













تصویر سرداب حرم حضرت ابوالفضل (ع) و راز پاکیزگی آب آن

از ویژگی های آب موجود در سرداب مطهر حرم حضرت عباس(ع)، شیرینی، خلوص، شورنبودن و پاکی منحصر به فرد آن است که برخلاف تمامی آب های زیرزمینی، پس از ورود به سرداب، تمام این ویژگی را حفظ می کند.
تحقیقات علمی برای یافتن دلیل این ویژگی های معجزه گون، بی نتیجه مانده است و تنها راه پاسخ به این سوال بزرگ، تفسیر غیبی و ماورائی آن و ارتباط این آب با صاحب باکرامت این مکان مقدس است. گویی این آب، قصد آن کرده که با عرضه خود به محضر علمدار کربلا، عطش لحظه های دل شکن غربتش را، آن هنگام که بر شریعه ی فرات، لب های خشک و عطشانش را به یاد سید و مولا و امامش، تشنه نگاه داشت، برطرف کند! و آیا این آب با چنین هدف گران سنگی، جز پاکی و خلوص و شیرینی می تواند ویژگی هایی دیگری داشته باشد؟!




ویژگی های سرداب مقدس:

 بنای سرداب مقدس که مساحت آن برابر با مساحت حرم مطهر و رواق های موجود در آن است، مربوط به اواسط قرن هشتم هجری است و دارای دیوارهای ضخیم تر نسبت به دیوارهای موجود در حرم مقدس است و در طول تاریخ بارها بر ضخامت آن افزوده شده تا بتواند وزن بالای بنای فوقانی را تحمل نماید. این در حالی است که در فناوری های جدید برای تحمل بنای فوقانی، ضخامت دیوارهای بنای تحتانی می بایست تنها کمی ضخیم تر باشد. همین مسئله باعث شده راهروهای موجود در سرداب مطهر، به دلیل ضخامت بیش از اندازه ی دیوارهای موجود، تبدیل به راهروهای تنگ و کم عرض شود. با توجه به این مسئله، آستان مقدس حرم حضرت ابالفضل (علیه السلام) از سال 2008 میلادی، مقاوم سازی و بهینه سازی سرداب مقدس را در دستور کار خود قرار داده است.
 
تلاش خواهیم کرد این سرداب مطهر را پیش از توسعه آن توسط شرکت آب های معدنی عراق و تحت اشراف بخش امور مهندسی و فنی آستان قدس عباسی از تاریخ 2/1/2008 توصیف کنیم.
و همچنین تلاش خواهیم کرد صفات این سرداب را پس از طرح توسعه آن نیز بیان کنیم. طرحی که مدیریت آستان قدس عباسی در آن نسبت به حفظ طراحی معماری این سرداب علی رغم انجام عملیات شهری وسیع برای تقویت دیوارها و سقف آن تاکید داشته است.
 
ورود به سرداب

درب ورودی به سرداب مقدس از ناحیه شمال شرقی حرم باشکوه حضرت عباس(علیه السلام) و از دربی چوبی است. با ورود به این درب، به اتاقی می رسیم که دارای عرض 3.18 متری است و دارای عمق 2 متر است و تمامی آن با سنگ های مرمر سفید و آیینه کاری هایی نفیس، ضمن عملیات یاد شده در سال 2008 پوشانیده شده است. پس از ورود به اتاق، به درب دیگری می رسیم که از جنس طلاست و در سال 2007 جایگزین دربی از جنس نقره گردیده است. پس از گذر از این دو درب، به دربی آهنی بر روی سطح زمین می رسیم. برای ورود به محوطه ی سرداب، از این درب با نردبانی که دارای 8 پله است، به سرداب منتقل می شویم.
این نردبان کاملا با مرمر پوشیده شده و به ابتدای راهرویی به طول چهار متر و به عرض 1.38 متر متصل می شود. این راهرو به راهرویی که زیر رواق های حرم مطهر حضرت عباس دور می زند، منتهی می شود همین راهرو منتهی  به آخرین راهرویی است که آغاز سرداب حضرت عباس(علیه السلام) محسوب می شود.
 
راهروی زیر رواق های حرم حضرت عباس(ع) که می توان نام رواق سفلی به آن داد- از یک طرف تنگ است و از طرف دیگر به اندازه ای گشاد است که قابل رؤیت نیست. عرض این راهرو 1.27متر یا 1.38متر است و دیوار رواق سفلی که به قبر نزدیک تر است، دارای ایوان هایی مسقف است که سقف آنها اندکی قوسی شکل می باشد. سقف راهروی رواق های سفلی به اندازه سقف ایوان های دیوار نزدیک به مقبره حضرت عباس(ع) قوسی شکل است.
 
در برخی از این ایوان ها، قبوری وجود دارد که همسطح زمین است. این ایوان ها در زمان های گذشته از طریق  ایجاد دیواری روبروی آنها، ناپدید شده بودند. اما این دیوار اکنون برداشته شده و ایوان ها نمودار  است.سپس دیوار ضخیمی به جای آن ایجاد شد و در آنها سوراخ هایی برای تهویه آن ایوان ها قرار داده شد. عرض این راهرو اندکی و به میزان کمتر از ده سانتیمتر پس از پوشش آن با مرمرتنگ شده است. تمامی این اعمال در چارچوب طرح توسعه یادشده صورت گرفت.
 
تعداد آن ایوان ها 15 تا است که اضلاعی نابرابر دارند. دو تا از این ایوانها در راهروی شمالی و در شرق و غرب راهروی تهویه شمالی قرار گرفته است (راهروهای تهویه بعدا ذکر خواهد شد) سه تا در راهروی شرقی و در جنوب راهروی تهویه غربی، چهارتا در راهروی شرقی که دو تا از این چهارتا در شمال راهروی تهویه شرقی و دو تا در جنوب آن قرار دارند و چهار ایوان نیز در راهروی جنوبی واقع است که بین شرق و غرب به صورت مساوی تقسیم شده است.
 
زاویه شمال شرقی رواق پایینی، نقطه ورود به این رواق از صحن حضرت عباس(ع) است که از طریق راهرویی که با پله های ذکر شده وارد آن می شوند، انجام می گیرد. این زاویه نود درجه است در حالی که زوایای رواق های دیگر نسبت به راهروی اصلی اضلاعی با زاویه 45 درجه و طول های مختلفی دارند. طول دیوار زاویه نزدیکتر به صحن شریف در گوشه شمال غربی 3.33متر و طول آن در زاویه جنوب غربی 3.09 متر و در زاویه جنوب شرقی 3.35متر است. در هرکدام از گوشه های راهرویی که رواق های پایینی را تشکیل می دهند، راهرویی با زاویه نود درجه را نسبت به رواقی که از آن منشعب می شود، می بینیم که تا مسافت دوری امتداد یافته و به شکافی مشرف بر  صحن شریف برای تهویه منتهی می شود. تمامی رواق ها به جز رواق جنوبی دارای این شکاف هستند.
عرض راهروی تهویه شمالی ، 1.71متر و طول آن 6.85 متر و عرض راهروی تهویه شرقی 1.60متر و طول آن 6.86متر و عرض راهروی تهویه شرقی 1.60متر و طول آن 6.86متر و عرض راهروی تهویه غربی نیز 1.75متر و طول آن 6.90متر می باشد.
 
می توان از طریق این راهروی موجود در زیر رواق ها به راهروی دیگری که در تمامی جهات با آن همسان بوده و طول آن کمتر و به مقبره شریف نزدیکتر است، وارد شد. این راهرو زیر راهروی موجود در حرم فوقانی است که زائران در آن پیرامون ضریح مقدس طواف می کنند. بنابرانی می توان نام حرم اسفل یا حرم پایینی به آن داد. دیوارها و کف این حرم در دهه نود قرن بیست با مرمر پوشیده شده و با پیچ هایی بر یک اسکلت آلومینیومی نصب شده بودند. و بر دیوار اصلی تثبیت شده و بین آن و بین مرمر، یک جای خالی کوچکی است که باعث تنگی ابعاد آن شده است که هم اکنون عرض آن 0.72متر است و احتمالا عرض این راهرو پیش از پوشاندن آن با مرمر، حدود یک متر بوده است و اکنون کف آن تا سقف با مرمر پوشیده شده و سقف های آن به صورت هم سطح با زوایای 45 درجه نسبت به دو طرف به نظر می رسد.
بعید نیست که سقف این راهرو قبل از پوشش آن همانند رواق های قبلی اندکی قوسی شکل بوده باشد. عملیات استحکام و توسعه به زودی بر راهروی حرم اسفل و راهروهای منتهی به آن نیز انجام خواهد شد امری که ایجاب می کند، این شبکه فلزی و مرمری که روی آن است برداشته شود.
 از طریق سه راهرو می توان وارد راهروی حرم اسفل شد که دوتا از آنها در دو ضلع شرقی و غربی عمود بر راهروی رواق های پایینی است و راهروی سومی اندکی منحنی بر آن است که همان راهروی شمالی است و ارتفاع کف آن از ارتفاع کف راهروی حرم اسفل بیشتر از نیم متر است و ارتفاع آن از دو راهروی دیگر بلندتر است. ارتفاع این راهرو تا سقف آن کمتر از ارتفاع کف دو راهروی دیگر تا سقف آنها است و ارتفاع آن1.1) متر است که تنها می توان  به صورت خم شونده در آن حرکت کرد. علاوه بر این برخلاف دو راهروی دیگر به خاطر پیچ در پیچ بودن، هرکسی نمی تواند وارد آن شود و شاید کودکی لاغر قادر به حرکت درآن باشد.
 
هرکدام از این راهروها روبروی گذرگاه تهویه قرار دارد که پیشتر ذکر شد. ویژگی راهروهای منتهی به راهروی رواق های پایینی این است که ابتدای آنها عریض است آنگاه تنگ می گردد ابتدای راهروی شمالی 0.5متر و عمق آن تقریبا 0.5متر است سپس تنگ شده و به همین شکل ادامه می یابد تا به عرض تقریبا 0.35متر می رسد. عرض راهروی غربی 0.42متر و طول آن 7.42م است عرض این راهرو در ابتدا 0.64متر  است و سپس 0.28متر تنگ می شود تا اینکه به میزان ذکر شده می رسد. اما عرض راهروی شرقی هم اکنون 0.52متر و طول آن 7.28متر است عرض آن در ابتدا1.55متر بود سپس پس از مسافتی به میزان 1.45متر تنگ شده و به میزان مذکور می رسد.
 
ارتفاع سقف این راهروها اندکی از راهروی رواق های پایینی کمتر و از راهروی حرم اسفل بیشتر است و تقریبا به دو برابر ارتفاع سابق آن پیش از طرح توسعه می رسد. بنابراین کسی که وارد این سرداب می شود، در سه سطح حرکت می کند، اول سطح بلند، سپس کوتاه تر و در نهایت سطح کوتاهتر پیش از طرح توسعه مذکور.
 
سقف سرداب، کف حرم فوقانی و رواق های آن محسوب می شود؛ این سقف در راهروی تمامی رواق ها در یک سطح می باشد غیر از سقف راهروی تهویه شرقی که تقریبا 15 سانتی مترکوتاهتر از بقیه بخش های سقف راهرو رواق های پایینی است. که شاید دلیل آن اضافه شدن لایه های بتنی به آن در زمان تعمیر باشد که باعث کوتاه تر شدن آن شده است.  سقف راهروی رواق ها و راهروهای تهویه قوسی شکل و تقریبا همانند قوس سقف ایوان های موجود در دیوار رواق های نزدیک به قبر شریف است.
دیوارهای اصلی داخلی سرداب(غیر از دیوارهای جدید در طرح توسعه و تعمیرات سابق) با آجرهای فرشی قدیمی ساخته شده که در بین لایه های آن، آهک، گچ و یا گل رسی که به دوران های سابق بازمی گردد، قرار گرفته شده است. در دوران ترمیم سابق دیوارهایی که از عرض کنونی راهرو (قبل از طرح توسعه) تنگتر است، به این سرداب اضافه شده است وبه نظر می رسد که نمای برخی دیوارها اخیرا با آجر و سیمان بازسازی شده است و یا شاید هم نمای قدیم این دیوارها را به هدف تقویت آنها پوشیده باشند.
از جمله دیوارهایی که نما و ظاهرشان پوشیده شده است، دیوار اطراف راهروی رواق هایی است که از مقبره حضرت عباس(علیه السلام)دورتر هستند. که زیرساخت آن باقی مانده و در طرح توسعه حرم، نمای پوسیده دیوار های سرداب تا عمق 24 سانتی متر و 48 ساتی متر غیر از ستون شمال شرقی رواق سفلی و نزدیکتر به قبر برداشته شد. از این ستون به دلیل پوسیدگی، 60 سانتی متر و بیشتر برداشته شد و با دیوار جدیدی از آجر سوراخ دار و به همان ضخامت دیوار برداشته شده، جایگزین شد و پس از چندی با یک دیوار بتنی عوض شد که جلوی آن با شبکه ای از آهن پوشیده شد و ضخامت این دیوار 10 ساتنتی متر است که اخیرا با مواد عایقی روکش شده است.
 
آنگاه با روکشی از آهن پوشش داده شد و با مرمر نوع اونیکس سفید رنگ پوشیده شد. سقف های سرداب نیز به همین شکل شدند و در طرح توسعه یاد شده، در فاصله بین سقفها و لایه ی عایقی(که جلوی آن حاوی یک شبکه آهنی است) با بتون پوشیده شد.
هنگامی که از راهروهای ورودی سه گانه فوق الذکر وارد حرم پایینی می شویم، با چهار دهلیز روبرو می شویم که از آن منشعب می شود و در دیوار برعکس دیوار ساختمانی که قبر شریف در آن قرار دارد، واقع شده است. دو تا از این دهلیزها در جنوب و دارای عمق 1.74متر هستند عرض دهلیز نزدیکتر به قبر شریف یک متر و دومی 1.02متر و حد فاصل بین آن دو 1.58متر است اما راهروی سوم در سمت شمال و روبروی راهروی دوم است که عرض آن 0.95متر  و عمق آن 1.72م بوده و در کنار آن است. روبروی راهروی اول، راهروی چهارم با عرض  0.95م است که عمق آن از دیگر راهروها کمتر است و ویژگی متمایز آن نسبت به دیگر راهروها این است که محل خروج راهروی شمالی ضریح است که برای رسیدن به راهروی رواق های پایینی از آن می گذرند.
مقبره شریف حضرت ابوالفضل در مرکز فضای مستطیلی شکلی واقع است که راهروی حرم اسفل آن را احاطه کرده است.  ابعاد این فضای مستطیلی شکل 5.5م در شمال و جنوب و 4.90م در شرق و غرب است. یک راهروی بسیار کوتاه با عرض 0.60متر از راهروی حرم اسفل بویژه در شرق آن به سمت مرکز مستطیلی شکل باز می شود. این راهرو  در سمت راست فردی قرار می گیرد که از راهروی شرقی منتهی به راهروی رواق های پایینی حرکت می کند.
همانطوری که پیشتر ذکر کردیم، دیوار این راهرو با مرمر پوشیده شده است. و عبارت است از 3 پله بالا رونده نسبتا بلند و پله چهارمی که ارتفاع آن از سه تای دیگر کوتاه تر است. این پله به یک شکاف کوچک مستطیلی شکلی منتهی می شود که به سختی یک انسان لاغر می تواند وارد آن شود. این شکاف نیز در دیواری است که با مرمرپوشیده شده و به یک فضای کم ارتفاعی منتهی می شود که نمی توان حتی خم شونده در آن ایستاد و تنها می توان در آن خزید. و لوستری کوچ و طلااندود از سقف آن آوریزان شده است. سقف این فضا، زمین شباک قبر شریف و کف آن، سقف اتاقی پایین آن است که شامل قبر شریف است و در آن پنجره ی شیشه ای و دربی با ابعاد بیست در چهل  سانتیمتر است که می توان از لابلای آن، درون اتاق مقدس را دید اتاقی که مقبره شریف حضرت عباس در وسط آن قرار دارد یعنی اینکه این شباک در سقف این اتاق قرار دارد. مساحت این فضا، حدود (3)متر مربع ارزیابی می شود اما این اتاق حدود (9)متر مربع تخمین زده شده است.
 
در دیوارهای این اتاق، شکاف هایی وجود دارد که به نظر می رسد برای تهویه به کار رفته است. زیرا به راهروی حرم اسفل منتهی می شود و از طریق آنهاآب داخل حرم می شود و زمانی که سطح آب بالا می آید، سطح قبر شرف را لمس می کند.  این شکاف ها به شرح زیر تقسیم می شوند:
سه شکاف در جلوی پله سوم منتهی به فضای یاد شده وجود دارد که دو تا از آنها با ارتفاع تقریبا بیست سانتی متر در مجاور یکدیگر قرار دارند و عرض آنها تقریبا 10 سانتی متر است. سومین شکاف نیز زیر این دو و تقریبا در وسط آندو قرار دارند و ارتفاع آن تقریبا 17 سانتی متر و عرض آن 10 سانتی متر است.
شیارهایی مجاور هم که در سمت راست درون راهروی شرقی منتهی به راهروی حرم اسفل قرار دارند که کوچکتر از شیارهای قبلی بوده و تقریبا به شمکل مربع و با ابعاد ده سانتی متر در ده سانتیمتر می باشد.
سه شیار( دو تا بالا و سه تا زیر آن دو و تقریبا وسط ) در سمت چپ داخل راهروی شرقی منتهی به راهروی حرم اسفل واقع است که همان مشخصات دو شیار قبلی را دارا است.
سقف این اتاق مقدس گنبدی شکل و به اصطلاح معماران پخ شده است و مرکز آن حدود 1.4 متر از قبر شریف بلندتر است و در مرکز کف اتاق قبر شریف واقع است که به نظر می رسد اندکی از اطرافش بلندتر است و تاکنون نتوانسته ایم دلیل این بلندی و مقدار آن را به خاطر مشکل دید تشخیص دهیم و کف پیرامون قبر با کاشی کربلایی سنگفرش شده است.
 
اکنون پس از سفر به سرداب قبر ابوالفضل العباس(ع) به سخن در باره راز آب آن می پردازیم و به اندازه ای که در درکمان بگنجد، از آن سخن می گوییم:
خداوند خصوصیت ها و نعمت هایی را به اولیای خاص خود  اختصاص داده که دیگر بندگانش از آن محروم هستند زیرا آنها در بندگی و قربت به وی خلوص نیت از خود نشان دادند.
از جمله اولیای مقرب و از جله بندگان صالح خداوند متعال، مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (ع) است. و این به خاطر اصل و نسب هاشمی و ادب علوی و علم الهی است که در خانه پدرش امام علی(ع) براساس آن پرورش یافت. علاوه برآن اخلاص، بندگی و وفاداری به امام حسین(ع) و امام حسن(ع) سرور جوانان اهل بهشت می باشد.
بنابراین می بینیم که خداوند به این دوست وفادار انواع و اقسام نعمت ها را از هر طرف ارزانی داشته و علاوه بر اینکه او را در خانه ی امام علی(ع) قرار داده، به او در بین مسلمانان از بیش از سیزده قرن و نیم ماندگاری عطا کرده است به طوری که ضرب المثل اخلاص و اطاعت از یک طرف و مورد ارج خدواند در دنیا و آخرت از طرف دیگر شده است.
 
از جمله نعمت ها و راز هایی عجیبی که خداوند به حضرت ابوالفضل العباس ارزانی داشته، همان آب مبارک و گوارایی است که پیرامون مقبره شریف او قرار داشته و در سرداب این مقبره جریان می یابد.
همگان می پرسند راز وجود این آب مبارک در چنین مکانی چیست و چرا چنین آبی در دیگر اماکن وجود ندارد؟
وجود چنین آب مبارکی در این مکان هیچ جای تعجبی ندارد زیرا این آب با مرقد شریفی در تماس است که پیکر مطهر نفس زکیه حضرت ابوالفضل العباس در آن قرار دارد و همین موضوع باعث پاکیزگی این آب و و عدم تغییر طعم آن شده و باعث شده است تا خدواند شفای عاجل را در آن قرار دهد. که بارها پس از سقوط صدام با این موضوع روبرو شده ایم.
امر تعجب برانگیز این است که اگر تنها چند متر از حرم مطهر خارج شده و به یکی از سرداب های ساختمان های مجاور برویم، که تنها چند متر از این سرداب فاصله دارد، در آن با آبی روبرو می شویم که بدرنگ و بدبو بوده و با جلبک و خزه پوشیده شده و بوی بدی که معمولا ازآب های راکد پخش می شود، از آن بلند می شود. و حتی رنگ این آب نیز متغیر است.
اگر این را نیز بیفزاییم که شهر کربلای معلی به دلیل کوتاهی های نظام های سابق بویژه نظام دیکتاتوری سرنگون شده صدام، بر دریاچه ای از آب های زیر زمینی مختلط به زه کشی های شبکه تصفیه آب های سبک و سنگین فرسایش یافته شناور است و اینکه زمین آن نیز بر نفوذ سریع این آبها به درون زمین کمک می کند، درک خواهیم کرد که  نوعی راز الهی وحود دارد که مانع از جریان یافتن آن آب ها به آب های این سرداب زیرزمینی و عدم مختلط شدن با آن از طریق لایه های خاک شکننده وجود دارد در حالی که زمین این صحن، پایینتر از سطح شهر کربلا و  سرداب نیز پایینتر از صحن قرار دارد.
 
یکی از فضلای حوزه علمیه نجف اشرف درباره راز آب سرداب قبر حضرت ابوالفضل العباس می گوید:
این آب برای کسی که پس از ورود به مکان آن در موردش  تامل کرده، خالی از کرامات نیست و تجربه کرامات آن را در زمینه شفای بیماران ثابت کرده است. اگر این امور اسراری داشته باشد، تنها از طریق آثار ارجمند ائمه اطهار(ع) می توان به کنه آن پی برد. گویا وجود این آب به رابطه گرم بین حضرت عباس(ع) و این آب در واقعه طف اشاره دارد. شاید مشیت الهی قبر شریف را با این آب مبارک متمایز کرده است.

تصاویری از داخل ضريح حضرت عباس (ع)


خوش بحال تو که زهرا به تماشای تو گفت:
پسرم در ره این عشق چه زیبا شده ای

از خجالت شده ای آب و یا از شمشیر
پس چگونه به چنین قبر کنون جا شده ای ؟

کاش می برد تو را تا به حرم اربابت
مثل تسبیح به هم ریخته ای وا شده ای

گرچه در کوچه نبودی که تلافی بکنی
جای محسن پسر حضرت زهرا شده ای ؟

ناگهان علقمه را عطر خوش یاس گرفت
فاطمه بر سر زانو سر عباس گرفت




اسم اعظم

مهر تو را به عالم امکان نمی دهم

این گنج پر بهاست من ارزان نمی دهم

نام تو را به نزد اجانب نمی برم

این اسم اعظم است به دیوان نمیدهم

تصاویر حرم حضرت رقیه(س)

قدوم رقيه

كسي كه علت ايجاد شيث و شمعون است
قسم به حضرت زهرا رقيه خاتون است

و منكران مقامش شبيه ابليسند
"اگر عمارت فقه اند تازه تاسيسند"

و گر كه چله نشينند به مسجد الاقصي
براي لحظه به لحظه اش گناه بنويسند

دخيل دست عطايش هزار قارون است
كسي كه شيعه به او تا هميشه مديون است

و آن مكان كه معروف به قاب قوسين است
در آرزوي قدوم رقيه خاتون است

برنامه هیئت عشاق الحسین در دهه اول محرم

ذاکر:کربلایی احمد محمدخانی(آ شیخ)

زمان:سه شنبه به مدت ۱۳ روز از ساعت :۱۵:۴۵

مکان:کن-محله اسمالون-پایین تر از بانک صادرات-پلاک ۲۸

 

توصیه استاد اخلاق برای ورود به جلسات عزاداری حسینی

حجت السلام و المسلمین فاطمی نیا در دیداری صمیمی درباره نحوه برگزاری مجلس عزاداری امام حسین(ع) به ایراد سخن پرداخت و درباره بهترین عمل معرفتی در این ایام محرم و صفر توصیه کرد که عزاداران امام حسین(ع) قبل از ورود به مجلس روضه این فراز زیارت اربعین که توسط امام صادق(ع) بیان شده را بخوانند و زمزمه کنند: «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ»؛ جان خود را در راه تو داد؛ تا بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانی و سرگردانی (در وادی) گمراهی برهاند.

این استاد اخلاق با بیان اینکه نهضت امام حسین(ع) نهضت علمی بوده است، خطاب به جوانان گفت: هر کجا علم و دانش دیدید نماینده امام حسین(ع) و هر کجا جهل و نادانی دیدید نماینده یزید است، چرا که امام حسین(ع) برای اینکه مردم را از نادانی برهاند، جان خود را فدا کرد.

فاطمی‌نیا با اشاره به مردمی بودن عزای حسینی، این گونه مراسم را مختص شیعه دانست و ابراز داشت: برای برگزاری هر راهپمایی نیاز به یک نهاد و سازمان و ستاد است، در حالی که برای اقامه عزای عاشورای حسینی در جهان نیازی به این امر نیست و دسته‌های عزاداری به صورت خودجوش راه می‌افتد و همه این‌ها به خاطر ابراز ارادت به سلطان عشق است.

 

یادش بخیر اونوختا

یادش بخیر اون وختا

مهمانان جدید از راه رسیدند

قابل توجه کنی های عزیز و مهمان نواز.پس از سکونت اقوام کرد و لر و لک و ترک و مشهدی و افغانی و.... در کن از این پس به لطف بعضی از کنی ها و دلالان مهمانانی از قوم عرب از نوع عراقی پذیرا خواهیم بود.این بچه محل های جدید که دیروز با یکی شون در نونوایی بالون به سختی و دست و پا شکسته همچنین با کمک 3 زبان (فارسی-عربی-انگلیسی)هم صحبت شدم که متوجه شدم از عراق به ایران اومده و با توجه به این که قیمت مسکن تو کن ازهمه جا کمتره بنابراین ساکن کن شده.خوبه دیگه جنسمون هم جور شد.فقط عرب از نوع عراقیش نداشتینم که اونم رسید.

ازکلیه دلالان و واسطه گران اولا تشکر میکنم که این نژاد را برایمان آوردند ثانیا درخواست میکنم لطفا تعداد محدودی از عرب ها رو به کن بیارید و جمعیتشان را هم کنترل کنید.مبادا حکایتشان مثل افغانی ها بشود که دیگر نتوانیم کنترلشان کنیم...

البته گفتگوی این اعراب با پبرمردهای کنی هم  میتواند جالب توجه از آب درمیاد...

اگر هاشمی پدر یک شهید بود، نمی‌گفت مرگ بر آمریکا را حذف کنیم

زهرا همایونی مادر شهیدان شاه آبادی در گفت‌‌وگو با خبرنگاران با بیان اینکه توهین نعیمه اشراقی به حضرت امام(ره) غیرقابل قبول است، گفت: اندیشه امام خمینی(ره) با توهین از بین رفتنی نیست چون خدای خمینی زنده است.

وی با بیان اینکه توهین به خانواده شهدا، توهین به ارزش های انقلاب اسلامی است، تصریح کرد: هتاکان به امام(ره) و تحریف‌کنندگان بیانات آن حضرت بدانند که خانواده شهدا نه حرف امام(ره) خود را بد تحویل می‌گیرند و نه بد تحویل می‌دهند.

مادر شهیدان شاه‌آبادی با بیان اینکه برخی می‌خواهند باورهای غلط خود را به نقل از حضرت امام(ره) به خورد مردم بدهند، افزود: برخی می‌خواهند با تبلیغات غلط و دروغین امام(ره) و خانواده شهدا را تخریب کنند و همانگونه می‌گفتند مگر علی(ع) نماز می‌خواند، بگویند مگر امام(ره) موافق شعار مرگ بر آمریکا بود.

شهید شاه‌آبادی یکی از فرزندان شهید خانوم همایونی

مادر شهیدان شاه آبادی با بیان اینکه نوه امام بودن دلیل صحت نقل قول از حضرت امام نمی‌شود، گفت: مگر حضرت نوح پیامبر خدا نبود؟ آیا فرزندنش در مسیر انبیای الهی بود؟

مادر شهیدان شاه آبادی با بیان اینکه موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) نباید در مقابل تحریف بیانات امام سکوت کند، گفت: با کسانی که حرف امام را تحریف می‌کنند طوری باید برخورد شود که آنها ارشاد شوند.

وی با اشاره به نقل قول هاشمی از حضرت امام(ره) مبنی بر اینکه امام(ره) موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بود، گفت: آقای هاشمی اگر فقط پدر یک شهید بود، نمی‌گفت شعار مرگ بر آمریکا باید حذف شود. ما تا تنفس داریم مرگ بر آمریکا خواهیم گفت چون این شعار شهدا و امام شهدا بوده است.

همایونی با بیان اینکه آمریکایی‌ها را قاتل فررزندان خود می‌داند، افزود: آمریکا خائن کل عالم است. خب برای هاشمی رفسنجانی چه فرق می‌کند که مرگ بر آمریکا بگوییم یا نه.