خطبه های نماز جمعه کن و حومه 92/10/13

خطبه اول:
عزیزان من نماز گزاران عزیز جمعه، خواهران و برادران خودم و همهی شما خوبان و گرامیان را به تقوای الهی پرهیز از محرمات، نزدیک نشدن به محرمات، دوری از هر چه که خدای متعال بندگان خودش را از آنها نهی کرده، و عمل دقیق و منظم به واجبات، و ترک مکروهاتی که حریم محرمات محسوب میشوند و انجام مستحبات که یکی از رموز قبولی واجباتند، دعوت میکنم. امیدوارم خدای متعال به گوینده و شنونده توفیق تقوا و ایمان و عمل صالح کرامت بفرماید. ان شاء الله.
روح تقوا این است که انسان دل به دنیا نبندد و دل در گر. آخرت داشته باشد. «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام». مراد از تقوا زندگی نکردن نیست، بهره نگرفتن از معیشت دنیوی و تنعمات دنیوی نیست. مراد از تقوا این است که انسان دل بسته به دنیا نشود. چه ما دل ببندیم، چه دل نبندیم رفتنی هستیم. همه رفتنی اند. لذا خدای متعال انبیاء و ائمه تاکیدشان بر این است که بر این چیزی که ماندنی نیست دل نبندیم. همه حرف همین است. امام کاظم علیه السلام میفرماید دنیا و تنعماتش مثل آب شور میماند، هر چه قدر انسان بخورد و باز بخورد و باز بخورد تشنهتر میشود. و اینقدر میخورد که همین خوردن علت مرگش میشود. خیلیها اگر اصرار بر ثروتمند شدن نداشته باشند، بیشتر عمر میکنند. خیلیها اگر اصرار بر سفرهای آنچنانی نداشته باشند، بیشتر زنده میمانند. گاهی وقتها به تعبیر حدیث نبوی، انسان به قدری دقیق برنامهریزی میکند که زود میمیرد. یعنی اگر برنامهریزی نمیکرد، امور را میگذاشت به عهدهی خدا، بیشتر زنده میماند. «حتی یکون الحدس فی التدبیر». انسان به گونهای گاهی اوقات برنامهریزی میکند، به سرعت خودش را به طرف مرگ، میبرد که اگر میگذاشت به عهده تقدیر چنین چیزی اتفاق نمیافتاد.
نفع انسان در چیست؟ در دراز مدت نفع انسان در آخرتمداری است. چقدر زیبا امیر مؤمنان علی علیه السلام میفرماید: «الهی عظم بلائی و افرط بی سوء حالی و قصرت بی اعمالی و قعدت بی اغلالی و حبسنی عن نفعی بعد آمالی» خدایا من انقدر در دنیا آرزوهای درو دراز کردم که من را از آن نفع حقیقی از آن سود حقیقی که میتوانستم ببرم محروم کرد. آرزوهای دور و دراز سبک زندگی را خراب میکند. ماهیت دنیا عزیزان اینست. چقدر قشنگ میفرماید مولای ما امام صادق علیه السلام: «الدنیا -از امیرالمؤمنین هم نقل شده [است] عین این فرمایش- تغرّ و تضرّ و تمرّ.» دنیا روشش این است میفریبد، خب انسان را دچار غرور و فریب مِیکند، و تضرّ ضرر میزند و تمرّ عبور میکند، نمیماند. لذا ما باید کاری بکنیم سبک زندگیمان جوری باشد که به نفع اصلی، به سود اصلی، که سودهای اخروی، نفعهای اخروی است برسیم.
قرار شد از هفته قبل که من به صورت واضح و مصداقی بعضی چیزها را که با تقوا منافات دارد در زندگی ما ایرانیها، عرض بکنم. حالا ممکن است این یکی دو هفته هم طول بکشد.
یکی از چیزهایی که در زندگی ما ایرانیها به نوعی یک روش جا افتاده غلط هست، یکی از روشهای غلط در زندگی ما ایرانیها، اشتباه گرفتن پول و رزق و کار است. اینکه ما فکر میکنیم هرچه بیشتر دنبال پول بدویم بهتر است، چون خدا گفته [است] «من لا معاش له لا معاد له» مثلا. یا گفته تولید ثروت بکنید، بعد انفاق کنید صدقه بدهید، به دیگران کمک بکنید. عزیزان من! چیزی که در اسلام ارزش دارد کار است. رسول خدا –میدانید همه ما و شما میرویم قم، خدمت مراجع تقلید، یا خدمت مقام معظم رهبری، بوسه میزنیم بر دست این بزرگواران- ولی رسول گرامی اسلام بر دست یک کارگر، بوسه زد، نه به خاطر اینکه او پول در میآورد، به خاطر اینکه کار میکرد. آنی که در اسلام ارزش است پول نیست، این را به اشتباه نگیرند عزیزان من، گاهی به اشتباه گفته میشود، که الکاد لعیاله کالمجاهد فی سبیل الله» آنی که برای عیال خودش زحمت بکشد، مثل مجاهد در راه خداست. این حرف درستی است. ولی الکاد لعیاله یعنی آنی که زحمت میکشد نه لزوما کسی که از هر طریقی پول کسب میکند. آنی که ارزش است کار است. خب، اگر کار ارزش شد، دیگر ما جوانانی نداریم که یک شبه دنبال پولدار شدن باشند. این را به عنوان یک ارزش بدانند. یک شبه پولدار شدن ارزش نیست، ضد ارزش است. روایت دراد هیچ کاخی یک دفعه بالا نمیرود مگر اینکه کنارش کوخهایی خانههایی خراب بشود. مطمئن باشید هر کس یک شبه پولدار شد، عدهی زیادی را بدبخت کرده است.
پول عدهی زیادی را، حق عدهی زیادی را خورده [است]. مگر پول حلال به راحتی جمع میشود. خیلی سخت است جمع شدنش. لذا آنی که در زندگی ما ایرانیها، باید دنبالش باشیم، کار است عزیزان من! نباید جوری بشود که ما برای بعضی کارها حتما از مهاجران کشورهای خارجی استفاده بکنیم. خوشبختی هم راحتی نیست، این باید تصحیح بشود در زندگیهای ما. خوشبختی یعنی شما یک کاری داشته باشی ولو آن کار سخت باشد، ولی زندگی خودت را بچرخانی و جامعه را برایش یک کار مفید انجام بدهی. این یعنی خوشبختی. نشستن در خانه و از حساب بانکی روزی خوردن خوشبختی نیست. اگر این خوشبختی بود، پس همه انبیاء و اولیاء بدبخت بودند. چون پیغمبر تا دم آخر کار میکرد، امیرالمؤمنین تا دم آخر کار میکرد، همین مرحوم حضرت آیت الله حاج ملاعلی کنی که دوستمان از موقوفاتش گفت، ایشان اهل کار بود، همه کار کردند، کار خوشبختی است. بیکاری بدبختی است ولو انسان ثروتمند ترین مرد دنیا باشد. این تصورات باید در زندگی ما اصلاح بشود. همه کارها هم رفتن دنبال نفع نیست. کتاب خواندن هم یک کار است. وقت بگذارند عزیزان من برای کتاب خواندن. حتما لزومی ندارد انسان برای کاری که انجام میدهد، چیزی گیرش بیاید، یک چیز مادی. زیارت رفتن کار است. پیش عالمی رفتن و نشستن و گوش کردن کار است. قرآن خواندن و قرآن گوش کردن کار است. حتی به موزه رفتن که خیلی از متدینین ما هم این کار را نمیکنند، [کار است].
قرآن میفرماید «سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین.» انسان نمیتواند سیر فیالارض بکند، برود به موزه تماشا بکند آنهایی که خیلی دارا بودند الآن کجا هستند. این برای انسان درس آموز است. حتی زیارت رفتن را به عنوان کاری کردیم که به شکل مادی در آمده. دوستان خوب ما، خواهران و برادران ما، در مکه و مدینه، -به کرات بنده مشاهده کردم- همه مسلمین، اهل سنت، دارند میروند مسجد النبی نماز بخوانند، عدهای از ایرانیها نشستهاند که بازاری که تعطیل شده به احترام نماز دوباره باز بشود تا بروند خریدهایشان را بکنند. خیلی بد است. آبروی امیر المؤمنین در میان است، آبروی حسین بن علی در میان است. «کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا.» این به خاطر سبک غلط است. از همان اول که کاروانهای عمره و کربلا، میخواهد راه بیفتد، میگوید حاجآقا بازار خوبش کجاست؟ این سبک غلط را میرساند. وقتی بر میگردانند، میخواهند برگردند از فرودگاهها، به قدری بارها زیاد است که گاها برای بارها هواپیمای جدا میگیرد، هواپیمایی جمهوری اسلامی. خب اینها چیزهایی است که باید اصلاح بشود. آن هم چه جنسهایی جنسهایی که به جیب کفار میرود درآمدهایش.
یکی دیگر هم عرض بکنم. پس نکته اول که در سبک زندگی ما اصلاح باید بشود که تقوا بیاورد، جدا کردن رزق و کار از پول است. لزوما خداوند وقتی رزاق است به این معنا نیست که پول میرساند. حضرت فرمود اللهم لاترزقنی فوق الکفاف، امام سجاد میگوید خدایا فوق کفاف من به من چیزی نده! به اندازهای بده که قدر کفاف باشد، به خودم برسم، خانوادهام برسم، بیشتر گاهی اوقات انسان به دستش برسد، خودش را گم میکند.
دومین نکتهای که –حالا بقیه را میگذارم برای هفتههای بعد- باید در زندگی ما ایرانیها اصلاح بشود، اجتماعی فکر نکردن است. برای خود فکر کردن، خودبین بودن، خود را دیدن و دیگران را ندیدن که الی ما شاء الله این مطلب زیاد است. ما میرویم بیرون، از ماشین مان خیلی راحت آشغال میریزیم بیرون. انگار نه انگار که این بیرون عدهای انسان دارند زندگی میکنند، عبور و مرور میکنند، کنار دریای خزر بهار و تابستان تشریف میبرید، هر خانوادهای چند کیلو آشغال با خودش میبرد، انگار نه انگار که اینجا یک محیط زیباست باید از آن پاسداری کرد. همین دو ساعت باید خوش بگذرانم بقیهاش دیگر مهم نیست. بعضی شهرهای شمال فاجعه زده است به خاطر زباله، یعنی همه همت شهرداری در بهار و تابستان جمع کردن زباله است. دریا آلوده است، قسمت ایرانی دریای خزر به شدت آلوده است از نظر محیط زیستی، سبک غلط را میرساند باید اصلاح بشود. در کن که این معابر بسیار تنگ و گاها غیر قابل تحمل وجود دارد، هر هفته برای من نامه میآید تقریبا، آقا دوبله پارک میکند، نه یکی، نه دو نفر، نه سه نفر،… . خانه در معرض خراب شدن است، خانهی خشتی از پنجاه شصت سال قبل آمده وسط کوچه خانه را عقب نمیکشد ببرد، یک مقدار مردم کوچه راحت باشند. خیابان الغدیر کن، میرسی به یک جایی مغازه ها وسط خیابان [است]. بنابر نظر فقهی بنده که نظر فقهی همه مراجع تقریبا همین است، اگر مسجدی در سر راه مسلمین باشد باید تخریب بشود اگر مسجدی سر راه مسلمین باشد باید تخریب بشود، چه برسد به قبرستان، چه برسد به مغازه. این همه ترافیک مسلمین در این منطقه به خاطر چیست؟ چرا عقب نمیکشند؟ چرا خانههاشان را بازسازی نمیکنند؟ شهرداری محترم خوش حسابی بکند، کاری بکند که مردم رغبت داشته باشند. این وضع بد است.
اگر عزیزان من! اگر قرار نیست دیگران به شما رحم کنند شما هم نمیخواهید به خودتان رحم بکنید؟ چیه این همه تجاری وسط یک خیابان؟ برای چی؟ همه خلاف ساز، همه بدون مجوز. اینها باید تخریب بشود، جاده باز بشود. نفس این منطقه باز بشود ان شاء الله. اجتماعی فکر بکنیم. آقا چون ملک خودش است آمده وسط کن قهوه خانه زده است. خیلی خب، نوش جانش. همسایهها کلی به ما نامه دادند از دود و دمی که در این قهوهخانه راه میافتد. این خلاف تقواست. این گناه است. این آخرت شما را ویران میکند. فرض کنید دور و بر یک امامزادهای چندتا قهوهخانه وجود دارد، همسایهها شب و روز از دود و دم این قهوهخانه آسایش ندارند. این خلاف تقواست. این ایراد داره، باید درست بشود. اینها همه به خاطر اینست که من خودم را میبینم. بعضی از این جوانهای نادان، چون فکر میکند ماشین مال خودش است میتواند در خیلی از روزهای سال موسیقی حرام را با صدای بلند باز کند. چون فکر می کند ماشین مال خودش است. دین که ندارد هیچ، انقدر فرهنگش پایین است نمی فهمد که این محیط یک محیط اجتماعی است. اگر دین ندارند لااقل فرهنگشان را بالا ببرند. متشخص باشند، مؤدب باشند، احترام سرشان بشود. خانم چون موهای خودش است باید بگذارد بیرون، شما با این مو گذاشتن بیرون، جو منطقه را به هم میزنی، بی احترامی می:نی به همهف حرمت مردان را میشکنی، حرمت زنان را میشکنی، غیر از اینکه حرمت دین را میشکنی. بله، موهای خودت است، ملک خودت است، ماشین خودت است، ولی نمیتوانی دیگران را نادیده بگیری، دیگران هستند در جامعه. اینها همه به خاطر اینست که ما اجتماعی فکر نمیکنیم، خودمان فکر میکنیم، خودمان را میبینیم نه دیگران را.
امیدوارم ان شاء الله خدای متعال به ما دین و فرهنگ را توأما عطا بفرماید. به ما توفیق خدمت به دیگران، توفیق دیدن دیگران، توفیق فهم حقوق دیگران ار عطا بفرماید ان شاء الله. ما را در عمل به وظایفی که داریم موفق بفرماید ان شاء الله.
خطبه دوم:
آرزوی قبولی طاعات و عبادات و عزاداریهای عزیزانم را دارم که در دو ماه محرم و صفر به حرمت ثارالله، به حرمت خاندان اهل بیت، جشن و عقد و عروسیهایشان را تعطیل کردند؛ شادیهایشان را ولو که شادیهای مهمی بود کنار گذاشتند، غمدار شدند به غم اهل بیت، غمدار شدند به حزن و عزای اهل بیت. امیدوارم خدای متعال این ملت خوب را، این ملت نجیب را، این ملت بافرهنگ را، این ملت حسینی را، پیوسته با ابیعبدالله محشور بفرماید و امیدواریم خدای متعال به برکت یاد و نام ابیعبدالله روز به روز بر عزت این ملت و عزت این کشور بیفزاید. عزیزان من مطمئن باشید که تا وقتی یاد و نام حسینبن علی علیهالسلام در این کشور زنده است هیچ مستکبری، هیچ عربدهکش جهانی یاری این را ندارد که نگاه چپ به این ملت بکند. بگذارید همهی گزینههایشان روی میز باشد و ما از همینجا و از همهی تریبونهای نماز جمعه اعلام میکنیم به همهی دشمنان اهل بیت، به همهی دشمنان اسلام و ایران که گزینهی عاشورا الیالابد روی میزهای ماست.
تبریک عرض میکنیم ماه پر خیر و برکت ربیعالمولود را که آغازش مشحون از یاد و نام سردار بزرگ اسلام امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام هست. در این شب اول ماه که خود را فدای رسول خدا کرد و جانش مساوی با جان رسول خدا شد، همتراز جان رسول خدا شد. فرمود «علی منی بمنزلة نفسی» احادیث متعدد «علی منی بمنزلة روحی من جسدی». و وسط این ماه یاد و نام رسول بزرگوار و گرامی اسلام حضرت محمدبن عبدالله و امام صادق علیهالسلام شیخالائمه و رئیس مذهب هست. امیدوارم انشاالله هیأتهای عزاداری که در ماه محرم و صفر به خوبی اقامهی عزا کردند، انشاالله در این ایام مبارک ربیع و جمادی هم به خوبی اقامهی شادی خاندان اهل بیت را داشته باشند. چرا که فرمود: «شیعتنا منا، یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا» انشاالله مجالس شاد، مجالس پر از شور و شعف برای جوانها، برای آقایان و خواهرها حتماً دایر بشود و در این مجالس شرکت بشود.
البته یک اشارهی خیلی گذرا عرض میکنم که شادی اهل بیت را با بعضی از کارهایی که در مرام اهل بیت نیست سبک نکنند. من این را بارها عرض کردهام. عیدالزهرا روز ولادت رسول اکرم است، عیدالزهرا عید غدیر است، عیدالزهرا روز ولادت امام مجتبی و سیدالشهداست، اینهاست. خاندان اهل بین اینطور هستند. حالا رفتن یک کسی با همهی ظلمهایی که کرد آنقدر ارزش ندارد که آدم آن روز را آنقدر بزرگ کند به خاطر رفتن یکی از دشمنان اهل بیت که کم هم نبودند طواغیت در طول دورانها. انشاالله امیدواریم که حفظ حریم اهل بیت در شادیها و در نحوهی شادیها [بشود] و در اینکه چهکار کنیم که هرکس به ما نگاه میکند بگوید آفرین بر علی بن ابی طالب که چنین شیعیانی دارد. آفرین بر زهرای مرضیه که چنین محبانی دارد. کاری بکنیم که انشاالله همه از دیدن ما به یاد اهل بیت بیفتند. انشاالله کارهای سبک انجام نشود؛ کارهایی که در شأن اهل بیت نیست ترک شود انشاالله.
بحث بعدی که دوست داشتم صحبت شود راجع به بحث وقف بود که دوست بزرگوارم حضرت حجتالسلام و المسلمین هاشمی کاشانی که در واقع باید بگویم هاشمی کنی کاشانی عنایت فرمودند صحبتهای بسیار جامع، بسیار خوب، بسیار شیوا فرمودند و همه استفاده کردیم. من چند نکته فقط عرض بکنم. اولاً این منطقه یکی از افتخاراتش همین اوقاف فراوان است. هرجایی سنت وقف زیاد مراعات شده باشد، زیاد جاری شده باشد، یعنی آن منطقه، منطقهی متدینی است. منطقهی بافرهنگی است. بحمدلله کن و حومه و کلیت منطقهی غرب تهران موقوفات بسیار زیادی دارد. که این نشان از تدین مردم عزیز این منطقه است. سعی بشود انشاالله این سنت ترک نشود. گاهاً نامههایی به ما و دفتر ما میرسد برای این که این سنت در بین جدیدیهای منطقه آنطوری که بین قدیمیها رسم بود رسم نیست که این مناسب این منطقه نیست.
آقای هاشمی و دوستانی که مسئولیت داشتند و دارند سعی بکنند انشاالله اوقاف حتماً شناسنامهدار بشود. خیلی از نامههایی که آمده حاکی از این است که بعضاً آنقدر یک منطقهی وقفی متروک واقع شده که توسط زمینخواران بلعیده شده. انشاالله اینها شناسنامهدار بشوند. جلوی این زمینها زده شود و آماده شود برای کارهایی که به درد عموم مردم انشاالله خواهد خورد. شفافسازی بشود کما این که شما امروز خیلی خوب این شفافسازی را انجام دادید. بعضی از موقوفات هم کارایی خودشان را از دست دادهاند. مثلاً در همین نزدیک مصلای ما یک حمام هست. این زمان خودش خیلی خوب بوده. حتماً دایر بوده. به درد مردم میخورده. ولی شاید الآن قسمتی از معضل ترافیک اطراف مصلی ناشی از همین باشد. ما لزومی نمیبینیم بعضی از اوقافی که در گذشته خیلی کارایی داشتهاند بمانند. همانطور که فرمودید. کما این که نظر خود ما این است، نظر عموم مراجع معظم تقلید همین است که وقفی که کاراییش را از دست داده و تبدیل به یک مشکل شده گاهاً، این باید تبدیل به احسن بشود انشاالله. من خواهشم این است و حضرتعالی را مأمور میکنم که این چیزی را که الآن عرض میکنم پیگیری بکند. حتماً موقوفات منطقه را پشتیبان فعالیتهای فرهنگی منطقه قرار دهد. این منطقه مصلا ندارد. مصلایی که در شأن مردم عزیز منطقهی کن و حومه باشد، و حوزهی علمیه ندارد. عزم جدی بنده این است که حوزهی علمیهی کن که یادآور آیات عظام بزرگ کنی است احیا بشود. این منطقه از نعمت دانشگاه محروم است. دانشگاهی در شأن این منطقه حتماً زده شود. مساجد و حسینیهها باید احیا بشوند. موقوفات باید در خدمت بسیج باشد نه این که بسیج یک قسمتی دارد و به اوقاف اجاره میدهد. کار فرهنگی را بسیج انجام میدهد. اوقاف باید پشتیبان بسیج باشد نه این که اجاره بگیرد. اینها را انشاالله خود حضرتعالی پیگیری بفرمایید.
آخرین مطلب ۱۷ دی ماه سالروز واقعهی شوم و شیطانی کشف حجاب توسط رضاخان قلدر خبیث علیه لعنة الله ابدالآبدین هست. امیدواریم خدای متعال توفیق فرهنگ حجاب را، فهم حجاب را به زنان ما و مردان ما عطا بکند. همانطور که بارها عرض کردیم حجاب فقط برای خانمها نیست. برای مردان هم حجاب مطرح است. باید به این مطلب که اصالتاً به عفاف بر میگردد مراجعه بشود. این مطلب هم زوری نیست. همهی عزیزان ما بدانند که حجاب نه به زور برداشته میشود و نه به زور میشود یک قومی را محجبه کرد. حجاب یک فرهنگ است. این باید جا بیفتد. خدا رحمت کند استاد بزرگواری در حوزهی علمیهی قم یک وقتی میفرمود که حجاب برمیگردد به این که انسان تلقیش از خودش چطور است. اگر انسان تلقیاش از خود یک انسان شصت هفتاد ساله است خیلی لزومی به حجاب نیست. ولی اگر انسان تلقیاش از خودش یک انسان بینهایت است، انسانی که قرار است در این دنیا زندگی بکند و بعد به سرای باقی برود و زیباییهای اصلی این زندگی در جهان آخرت است [حجاب مفهوم پیدا میکند]. اینگونه دیگر حجاب خیلی راحت میشود. پس تلقی را عوض بکنید. اگر در منطقه بدحجابی وجود دارد باید با او صحبت کرد. تلقیاش را از خودش عوض کرد. البته خیلیها در این مسئله شبههی علمی ندارند. شهوت عملی دارند که ما دعا میکنیم که خدای متعال همهی ما را از شر شهواتمان نجات بدهد انشاالله. امیدواریم همهی ما با انسانیتمان و نه با جنسیتمان در جامعه حضور داشته باشیم.
همهی خواست اسلام هم همین است. میگوید انسان (زن و مرد) با انسانیتش در اجتماع حاضر شود نه با جنسیتش. جنسیت باید در کانون خانواده صرف استمرار خانواده و پایداری محیط و کانون گرم خانواده بشود انشاالله. چند دعا بکنم. خدایا فرج امام عصر را برسان. ما را از یاوران حضرتش قرار بده. ما را لحظهای و کمتر از لحظهای از خودت و اهل بیت عصمت و طهارت جدا مفرما. توفیق خدمت به دین، خدمت به نظام، خدمت به انقلاب، خدمت به رهبری، خدمت به این مردم شریف و نجیب به همهی ما عطا بفرما. گذشتگان ما، گذشتگان از این منطقه ببخش و بیامرز. مراجع عظام تقلید گذشته، حضرت امام که همهی ما دینمان را مدیون این بزرگواران هستیم همه را مشمول رحمت خودت قرار بده. مقام معظم رهبری سایهی بلند بالایشان را بر سر این ملت و این کشور مستدام بدار. خدمتگذاران این نظام تأیید فرما. آنهایی که خیانت میکنند به این نظام –خواسته یا ناخواسته- اگر قابل هدایتند هدایت فرما، مستکبرینی که خواهان زمینخوردن این نظام هستند، زمین بزن و ما را الساعة مشمول ادعیهی ذاکیهی مولامان و آقایمان و همهچیزمان حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه قرار بده.
در این وبلاگ آخرین اخبار محله کن،نمازجمعه بخش کن،اخبار غرب تهران و سایر اخبار را می خوانیم