از صفا، آیینه منظور نظرها می شود

انسان خودش را در آیینه تمام قد می بیند و زمانی که آیینه تکه تکه می شود تصویر شکسته انسان حکایت از شکستی او در برابر معبود دارد.این همان تفسیر معنوی است که استادان آیینه کار بقعه ها و امامزاده ها و اماکن متبرکه از هنر آیینه کاری خود می کنند.انعکاس نور و تصویر شکسته آدمی حکایت از پیوند عبد و معبود دارد که هر چه آدمی بیشتر بشکند  و از منیت خود درآید تلالو و نورانیتش بیشتر می شود. استاد علی همتی مردی که بسیاری از امامزاده های منطقه را به هنر آیینه کاری خود مزین کرده است از همان ابتدای صحبت هایش تفسیری معنوی و عرفانی از حرفه اش می دهد واینکه زندگی او در امامزاده ها و مساجد خلاصه شده است و بیش از ۲۲ است که سر خم کرده و آیینه ها را برش می زند و با اشکال هندسی طرح عشق بر روی دیوار های امامزاده ها برجای می گذارد.

بقعه امامزاده شعیب(ع) در محله کن این روزها در میان انعکاس نور آیینه ها بیش از پیش می درخشد و صفای این امامزاده قدیمی را در میان باغ های کن بیشتر می کند.سایه چنار پیر بر دیوار های کاهگلی امامزاده افتاده است و در های سبز رنگ امامزاده بر روی زائران باز است.

استاد سرخم کرده بر روی آیینه ها. سال هاست خود را در آیینه می بیند و با هر برشی که برآیینه می زند گویی وجود خود را می شکند و دگر بار متولد می شود.او به همراه شاگردانش که در میان آنها پسرانش هم شاگردی می کنند از اردیبهشت امسال به امامزاده شعیب (ع) آمدند تا صحن حرم و حسینیه را آیینه کاری کنند. خودش می گوید:« این امامزاده را می شناختم و قبلا هم برای زیارت اینجاآمدم.حالت قدیمی و سکوت اینجا قربت خاصی به امامزاده داده است .وقتی با من تماس گرفتند برای آیینه کاری ، بی درنگ قبول کردم.به خصوص وقتی شنیدم جوانی که حاجت خود را از امامزاده گرفته بانی خیر شده است.»

زندگی در آیینه ها
روح استاد با هنرش عجین شده است و به گفته خودش حرف و قلم و دست و دلش در این آیینه ها خلاصه می شود :« تا یادم می آید صبح و شب کاری من در اما کن متبرکه بوده است. از این امامزاده به آن مسجد و از این شهر به آن شهر ، این را از خوش شانسی خود می دانم که حرفه ای را دنبال می کنم جدا از کسب روزی حلال برایم حس و حال معنوی به همراه دارد .راستش وقتی کارتمام می شود و خود را در شکستگی و انعکاس نور آیینه ها می بینم بیشتر کوچکی خود را در برابر خداوند احساس می کنم.»
مردی که زندگی اش با آیینه عجین شده است معتقد است مزد خود را سال هاست که از خداوند گرفته است:« فرزندان سالم ، زندگی خوب و همسری متدین و مهربان مزد من از کارم است .من در لحظه به لحظه زندگیم حضور این بزرگواران را حس کرده ام.»

هنر آیینه کاری ، هنر موروثی خانواده
هنر آیینه کاری در خانواده همتی موروثی است .همچنان که او و  برادرانش از استادان این حرفه هستند.می گوید:« در روستای استوه چندین خانواده که اتفاقا همه از اقوامم هستند در این حرفه مشغولن .پسر عمو ها و پسر خاله و برادر و دیگران.خودم در کنار برادرم شاگردی کردم و او نیز از شاگردان استاد معروف آیینه کاری استاد محمدرضا نوید بود.» این روزها فرزندان استاد همتی نیز این هنر را درکنار پدر پیش می برند:«۳ پسر دارم و که ۲ تای آنها شاگردم هستند.هر دو تحصیل می کنند و در رشته معماری و عمران  مشغول هستند.ولی به خاطر علاقه ای که به این هنر دارند وقت بیکاری در کنارمن کا رمی کنند.»همتی از اینکه فرزندانش این هنر را دوست دارند خوشحال است و می گوید:« مگر من و دیگر استادان تا چند سال دیگر می توانیم فعالیت کنیم این هنر نباید روی زمین بماند.الان ۳۰ و ۴۰ جوان در کنارم کارمی کنند و به یقین استادان فردا خواهند بود.الان هم در این مکان مقدس هر جوانی که مراجعه کند من حاضرم به او آموزش بدهم.هم هنر است و هم کسب وکار.»به گفته استاد ممارست و صبرو حوصله از اصلی ترین رموز موفقیت دراین هنر است و حداقل ۱۰ تا ۱۵ سال زمان می خواهد تا فرد تبحر پیدا کند .هرچند این هنر پایانی ندارد.

آداب و معنویت آیینه کاری
آداب کار در اماکن متبرکه فرق می کند.همیشه من و کارگرهایم با وضو وارد می شویم و عادت دارم درحین کار ذکرو دعا بخوانم.در حقیقت این معنویت کاراست که هنر آیینه کاری را جان می دهد. در غیر این صورت مسئولان میراث فرهنگی وهنری حتی نیم نگاهی نیز به ما نمی اندازند.»
از حرف های استاد می شود فهمید که بی توجهی مسئولان به هنر آیینه کاری باعث شده آنها بیمه نباشند و کسی هم مشکلاتشان را جوابگو نیست. او می گوید: « در گذشته این هنر در خانه ها و معماری ایرانی جایگاه ویژه ای داشت ولی الان همه ترجیح می دهند خانه هایشان را با سنگ های ایتالیایی و   اجناس خارجی تزئین کنند .»

رویای صادق
«آرزویم آیینه کاری حرم امام حسین (ع) بود .حتی اگر بخش کوچی رابه من می سپردند.» استاد بغضی می کند و ادامه حرفش را می گیرد و می گوید:« زمانی که کار آیینه کاری حرم امام حسین (ع) را شروع کردند از من هم دعوت شد تا بخشی از کار را انجام دهم ولی کارچند امام زاده در ایران مانده بود .نمی توانستم آنها را رها کنم.»
او در پایان، معنویت کارش را به ذکر یک خاطره می سپارد تا به ما بفهماند دلش همچون شفافیت آیینه ها ست.«زمانی که کار آیینه کاری امامزاده حسن (ع) در محله آذری تهران را انجام می دادیم باید دری از دیوار قطور و قدیمی آنجا به سمت زیارتگاه  باز می کردیم. مهندسان ومعماران زیادی گفتند این کار خطر دارد و باعث خرابی سقف می شود.نا امید به خانه رفتیم . نزدیک اذان صبح خواب دیدم امام بزرگوار از زیارتگاه به سمت من می آید و من را با خود می برد به سمت دیوار و بخشی از آن را نشان می دهد.بیدار که شدم بعد از نماز صبح بی درنگ به سمت امامزاده رفتم.کارگرهایم همانجا می خوابیدن.گفتم کلنگ و تیشه را بردارید و این بخش دیوار را خراب کنید.خدا شاهد است از سقف خاک می آمد و دیوار می لرزید ولی هیچ چیز تکان نخورد و به لطف خدا در باز شد و مشکلی ایجاد نشد.»

اشاره :
نقش آیینه های استاد در امامزاده های منطقه
استاد علی همتی در روستای استوه در نزدیکی شهر اراک متولد شده است .هنر آیینه کار ی را نزد برادر خود رد سن ۱۵ سالگی فرا می گیرد و بیش از ۲۲ سال است که در این حرفه مشق عشق می کند.۲۶ سال پیش به تهران می آید و این روزها ساکن محله پیروزی است .آیینه کاری بخشی از حرح حضرت عبدالعظیم (ع)، آیینه کاری امامزاده حسن در محله آذری، ایینه کاری بقعه شیخ صدوق و بسیاری از بقعه ها و مساجد داخل تهران و شهرهای دیگر کشور را انجام داده است .بسیاری از امامزاده های منطقه ۵ نیز با دستان توانای این استاد ایینه کاری شده اند .آیینه کاری حرم های امامزاده جعفر(ع) در محله کن ،‌امام زاده عینعلی و زینعلی (ع) در محله پونک ، امامزاده حمیده خاتون(س)  و سید جعفر(ع)  در محله باغ فیض را می توان نمونه های دیدنی هنر آیینه کاری  استاد نام برد.این روزها دوباره استاد به منطقه ما بازگشته اند و مشغول آیینه کاری امامزاده شعیب (ع) در محله کن هستند.

تصویری قدیمی از امامزاده داوود(ع)

در تصویری که در زیر مشاهده می کنید آستان مقدس امامزاده داوود را در دهه ۶۰ نشان می دهد.این تصویر توسط کیسی هوگلفینک عکاس زن آلمانی که در دهه ۶۰ در ایران مشغول به عکاسی بود تهیه شده است.

مشکلات امامزاده شعیب را جدی نمی گیرند

هادی سقا زاده ۲ و سال و نیم است که  به عنوان خادم امامزاده شعیب فعالیت می کند .او از ۹صبح تا ۸شب در خدمت زائران امزاده است و بعد از آن کاررا به مسئول شیفت شب می سپارد.سقازاده از گمنام بودن امامزاده می گوید و اینکه بارها برای نصب تابلو و یابنر تبلیغاتی به شهرداری منطقه مراجعه کرده اند.او می گوید:«روزهای ادی ۵ تا ۱۰ نفر زائر امامزاده هستند.وقت نماز ظهر و مغرب هم ۱۰ تا ۲۰ نفر از اهالی برای نماز به اینجا می آیند ولی اخر هفته ها بیش از ۸۰ نفر زائر داریم.خیلی ها این امامزاده باصفا را نمی شماسند وقتی برای اولین بار می آیند دیگر زائر همیشگی می شوند و حاجت دل می گیرند.راستش هیج کجای محله  و منطقه تابلویی نصب نشده تا نشانی و نامی از امامزاده های کن داشته باشد.فقط کافی است چند تابلو نصب کنند و ادرس و تلفن بدهند مسلما زائران امامزاده بیشتر می شود.نمی دانم چرا مسئولان شهردار یمنطقه این خواسته ما را که بسیار ساده هم هست جدی نگرفته اند.»

خادم امامزاده از تاریکی شبانه مسیر امازاده و آسفالت نبودن مسیر هم گله می کند و می گوید: «این تاریکی باعث شده شب ها نا امن شود.خب کسی جرات نم یکند از میان کوچه باغ ها رد شود.» اما در کنار این مشکلات که به مسولان مربوطه نیز بارها اعلام شده است مشکل سفره خانه ها را نیز باید اضافه کرد.در مسیر امامزاده شعیب در باغ های بزرگ تابلوی سفره خانه روزبه روز بیشتر می شود و به گفته سقازاده اینجا به پاتوق جوانان و افرادی که متاسفانه از نظر اخلاقی مناسب نیستندشده است.» این سفره خانه ها با مجوز به راحتی فعالیت می کنند و بافت طبیعی و معنوی و تاریخی محله را بر هم زده اند.مسلما وجود این سفره خانه ها در کنار امامزاده (ع) فضای معنوی این بقعه متبرکه را بر هم می زند

زیارت از امام زاده سید محمد رضا محله میانده

پنج شنبه آخر ماه رمضان، مهمان امامزاده سیدمحمدرضا(س) در محله کن بودیم.

صدای لااله الا الله از خیابان می‌آید. هرچه به پیچ کوچه نزدیک‌تر می‌شوم صدا واضح‌تر می‌شود. جماعتی از دور سیاه پوش پیش می‌آیند. جنازه‌ای روی دوش اهالی به سوی قبرستان محل می‌رود؛ به سوی سرای ابدی. زنان بازوی زنی را گرفته‌اند که شیون می‌کند. در خانه‌ها یکی پس از دیگری باز می‌شود، زنان و مردان بیرون می‌آیند و کم کم به خیل جمعیت افزوده می‌شوند. رهگذری می‌پرسد چه کسی مرده؟ و زنی ریز جواب می‌دهد: حاجی بزرگ.

 همین چند هفته پیش بود که شاهد تشییع پیکر مردی بر دوش اهالی محله بودم. رسم سنتی تشییع مردگان در خیابان‌های مدرن زندگی شهری گم شده و امروز جای خود را به آمبولانس سفید بهشت زهرا(س) داده است. حضور آمبولانس جلوی در هر خانه‌ای نشان می‌دهد که بنده‌ای مرده و قرار است برای مراسم کفن و دفن راهی بهشت زهرا(س) شود. اما اینجا در محله‌های قدیمی منطقه ما به خصوص در محله کن رسم تشییع جنازه هنوز پابرجاست. هنوز می‌شود در خانه نشست و از صدای لااله‌الاالله اهالی فهمید انسانی به سرای ابدی رفته است. اینجا در محله‌های قدیمی پیکر مردگان بردوش همسایه‌گان تا قبرستان محل بدرقه می‌شود. قبرستان هایی که دور امامزادگان شکل گرفته‌اند و زیر سایه گنبد امامزاده معنویت خاصی دارند.

زیارت اهل قبور در امامزاده سید محمدرضا(ع)

آخرین پنج شنبه ماه مبارک رمضان است که به پیشنهاد یکی از قدیمی های محله کن به زیارت اهل قبور رفتیم. قرار است آنجا غلامحسین محمدخانی که از ریش سفیدان محله میانده کن بود، برایمان از زیارت اهل قبور و آداب و رسوم عزاداری و کفن و دفن مردگان در محله گفت. ساعت از ۶بعدازظهر بود که با عکاس نشریه سری به خانه مردگان محله زدیم؛ به روایتی خانه صبورترین اهالی محله.

از خوش شانسی اهالی محله کن این است که ۵ امام زاده دارند و در حیاط این ۵ امامزاده مردگانشان را دفن می‌کنند. در حقیقت ۵ قبرستان در محله کن وجود دارد که از گذشته‌های دور تا به امروز، کنی‌ها مردگان‌شان را در آنجا دفن می‌کنند.

در آخرین پنج شنبه ماه رمضان ما به امامزاده‌ سید محمدرضا(ع) در محله میانده رفتیم، امامزاده سیدمحمدرضا(ع) از نوادگان امام چهارم شیعیان است که به روایتی حین فرار از دست حکومت وقت به شهادت رسیده. نسب ایشان با ۶ فاصله به امام سجاد(ع) می‌رسد و مقبره‌ امروزی‌اش ۲۰۰ سالی قدمت دارد.

مزار متبرکه امامزاده سید محمدرضا(ع) درمحله میانده کن و پایین تر از جاده کن، خیابان احمدکاشانی؛ کوچه برادران بعد از حسینیه سیدمحمدرضا قرار دارد اما به دلیل بافت سنتی و قدیمی این محله دسترسی به آن کمی سخت و بدون راهنمایی مردم محلی دشوار است.

 

قبرم را ۲۰ سال پیش خریدم

حیاط امامزاده سید محمدرضا(ع) قبرستان محله است که تنها بومی‌های محله با جواز متولی و معتمدان محل، درآنجا دفن می‌شوند. محمدخانی که با پیراهنی مشکی رو به رویمان ایستاده، می‌گوید: «کنی‌ها مرده‌هایشان را از محله بیرون نمی‌برند. وقتی کسی فوت می‌کند با توجه به اینکه از اهالی کدام یک از محله‌های کن باشد در قبرستان آن محله دفن می‌شود.

او می گوید: تا حدود یکی دو دهه قبل، کن تنها یک غسالخانه داشت که‌ آن هم در امامزاده جعفر(ع) محله سرآسیاب بود. البته چون اکثر خانه‌ها حیاط دار بود مردم مردهایشان را در حیاط خانه هم غسل می‌دادند.

به گفته محمدخانی امروز دیگر از غسالخانه قدیمی خبری نیست و اگر فردی در خانه فوت کند، در یک خانه حیاط‌دار غسل داده می‌شود و اگر در بیمارستان فوت کند، برای انجام غسل و پوشیدن کفن به بهشت زهرا(س) برده می‌شود و بعد به قبرستان محله منتقل می‌شود.

محمدخانی در بالای سر قبری ایستاده. لبخند می‌زند و می‌گوید: «قبر خودم است. ۲۰سال پیش خریده‌ام. داخلش رفتم و خوابیده ام. باید خانه ابدی را زودتر بنا کرد.» قبر او درست زیر قبر پدر، مادر و پدر بزرگش است. زیر تنه درخت چناری که بسیار قطور است و چند سال پیش از درون پوسیده و قطعش کرده‌اند. امروز از آن تنه تنومند، تنها حفره‌ای مانده که کاربری باغچه کوچکی پیدا کرده است.

اینجا درختان مرده هم صفای دیگری دارند!

 

تا ۴- ۵ سال دیگر  ‌جایی برای مرده‌ها نیست!

ضلع شمالی امام زاده مربوط به مردگان اهالی محله میانده است و در ضلع جنوبی‌اش مردگان محله بالون را دفن می‌کنند این نظم را چند سال پیش متولیان امامزاده برقرار کرده‌اند تا مشکلی ایجاد نشود. قبرستانی که ما می‌بینیم کوچکتر از آن است که جواب‌گوی این روزهای محله باشد! محمد خانی می گوید: «البته ما در این قبرستان تنها به اهالی اصیل کن اجازه دفن می‌دهیم و برای کوچکی قبرستان هم یک راه‌کار پیدا کرده‌ایم. الان قبرها ۳ طبقه شده اند. اگر یکی از اعضای خانواده ۳۰ سال از زمان مرگش گذشته باشد به حکم شرعی می‌شود جنازه دیگری در آنجا دفن کرد. با این روش توانسته ایم با ظرفیت کم تعداد اموات بیشتری دفن کنیم و اینطور که پیداست تا ۴ و ۵ سال آینده ظرفیت اینجا دیگر پر است.»

او تکه زمینی در کنار قبرستان نشانم می‌دهد و می‌گوید قرار است به کمک خیرین خریده و با مجوز شهرداری به زمین قبرستان اضافه شود.

 

آرامش در حضور مردگان

دنبال سنگ قبرهای قدیمی‌ می‌گردیم. به جز یکی دو قبر بقیه با سنگ قبری جدید پوشیده شده‌اند. طبق سنگ قبر نوشته‌ها، قدیمی‌ترین آن مربوط به سال ۱۳۱۱ است. هرچند قبرهای قدیمی‌تر از بین رفته‌اند.

دور تا دور قبرستان نیمکت گذاشته‌اند. این نیمکت‌ها را به پیشنهاد شورایاری محل نصب کرده‌اند تا افرادی که برای اهل قبور می‌آیند بنشینند. دبیر شورایاری می‌گوید: «اینجا هم قبرستان است، هم امامزاده و هم محلی برای دیدار با اهالی. در کنار مردگان‌شان می‌نشینند و چند آیه قرآن می‌خوانند و فاتحه می‌فرستند. هرچند مدتی است به دلیل ترافیک، روزهای پنج شنبه و جمعه‌ قبرستان شلوغ می‌شود.»

 

 

رسم احترام به خانواده داغدار

کنی‌ها احترام خاصی برای مردگان و صاحبان عزا قائل بودند. محمدخانی برای نشان دادن این احترام رسمی را تعریف می‌کند: «عروسی‌ها باید در زمان خاصی انجام می‌گرفت و اگر احیانا در چند ماه گذشته یکی از بستگان عزادار بوده مراسم خاصی برای دعوت او به عروسی داشتند. خب باید آن خانواده را از عزا در می‌آوردند. یکی از کارها این بود که یک سفره بزرگ پهن می‌کردند و بسیاری از بزرگتر‌های فامیل را جمع می‌کردند و خانواده عزادار هم می‌آمدند و آن شب با یک هدیه به او، مراسم دعوت از او به عروسی انجام می‌شد. از دیگر کارهای مرسوم دعوت استاد سلمانی به خانه‌ها بود. چون در قدیم کنی‌ها اگر عزادار می‌شدند رسم بود مردان تا یک مدت طولانی موهای سر و ریش خود را نمی‌تراشیدند. اگر قرار بود خانواده عزادار در مراسم شرکت کند یک آرایشگر به خانه می‌آوردند و موهای عزاداران را کوتاه می‌کرد و ریش‌شان را می‌تراشید و آخر سر با یک شام مفصل آنها را به عروسی دعوت می‌کردند.»

امامزاده شعیب (بخش دوم)

بخش دوم از معرفی امامزاده شعیب تهیه و آماده گردیده است.جهت مشاهده بخش اول اینجا را کلیک کنید.

در غرب ایوان انباری و در طبقه بالای آن اطاق سرایداری است. روی دیوار انباری یک تابلوی اعلانات، برای اطلاع رسانی برنامه های مختلف، نصب شده است. در ایوان، کتابخانه چوبی سه طبقه¬ای است که، در آن، کتب ادعیه، قرآن و سایر کتب اسلامی و اخلاقی نگهداری می¬شود.
در ورودی حرم، در جنوب ایوان و صحن، چوبی، دولنگه، سبزرنگ و به ارتفاع یک متر و نود و پنج سانتی¬متر و عرض هر لنگه پنجاه و چهار سانتی¬متر است. پس از گذشتن از در ورودی گنبدخانه، فضایی دالان مانند است که به گنبدخانه راه دارد. طول این دالان یک¬ متر و ده سانتی¬متر، عرض آن یک متر و هجده سانتی¬متر و ارتفاع آن از کف تا سقف دو متر است.
داخل گنبدخانه به صورت هشت ضلعی است که در جداره¬های آن هشت طاق نما و چهار غرفه وجود دارد. فضای داخلی گنبدخانه، گچ کاری است که روی آن با رنگ سبز پوشانده شده است. ازاره¬ای از سیمان رنگی نیز به ارتفاع پنجاه سانتی¬متر در آن دیده می¬شود. سقف آن مسطح و گچ کاری است.
فضای گنبدخانه کوچک است. در چهار جهت اصلی آن چهار در وجود دارد که طول و عرض همه آن¬ها یکسان است. در شمالی گنبدخانه به ایوان شمالی باز می¬شود که در اصلی ورود به گنبدخانه است. در جنوبی به کوچه باغ جنوبی بنا منتهی می¬گردد که در حال حاضر بسته است. از درهای شرقی و غربی نیز برای رفت و آمد استفاده نمی¬شود.
دو طاقچه در اضلاع شمال غربی و شمال شرقی حرم وجود دارد که ابعاد هر دو یکسان است. عرض طاقچه¬ها، هفتاد و شش سانتی¬متر، عمق نود سانتی¬متر و ارتفاع آن¬ها یک متر و سی و هفت سانتی¬متر است. در طاقچه¬ی ضلع شما غربی، قاب شمایلی از حضرت رسول اکرم(ص) قرار دارد. از سقف هر دو طاقچه نیز لوستری آویزان است. کف موزاییکی با فرش و موکت و قالیچه پوشانده شده است. ضریح در وسط فضای گنبدخانه قرار گرفته و، به دلیل کوچک بودن فضای حرم، گنبدخانه به زنانه و مردانه تقسیم نشده است. روی دیوار ها، به فاصله، قاب¬هایی از شمایل ائمه ی اطهار، دعا و زیارت¬¬نامه نصب شده¬اند. در فضای گنبدخانه، هیچ¬گونه تزیینی، اعم از آیینه کاری، گچ¬بری و غیره، دیده نمی¬شود.
ضریح، در مرکز گنبدخانه، دارای شش پنجره در طول و چهار پنجره در عرض و از جنس آب طلا و نقره است و روی پایه¬ای سنگی به ارتفاع سی و هشت سانتی ¬متر قرار گرفته است.
طول آن در حدود یک متر و نود سانتی¬متر، عرض آن یک متر و شانزده سانتی¬متر و ارتفاع آن بدون پایه¬ی سنگی یک متر و هفتاد سانتی-متر است. ارتفاع هر پنجره¬ی ضریح یک متر و بیست و هشت سانتی¬متر و عرض آن شصت و پنج سانتی¬متر است. در ضریح، در ضلع شمالی آن و به ابعاد صد و دو سانتی¬متر در پنجاه سانتی¬متر است و روی آن نوشته شده است: «بسمه تعالی، ضریح مطهر امامزاده شعیب(ع) با نظارت اداراه اوقاف و امور خیریه کن، به سال 1382هـ.ش ساخته و نصب گردید. سازنده ابوالفضل ابوالحسنی میبدی»
دور تا دور  فضای بالایی پنجره¬های ضریح به فاصله، قسمت¬هایی از ترکیب بند محتشم کاشانی حک شده و در میان این ابیات نام یکی از ائمه اطهار(ع) یا یکی از اسماء الهی نوشته شده است.
« باز این چه شورش است که در خلق عالم است، یا الله          باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است،محمد...»
در مینا کاری تاج ضریح آیات سوره¬ی اعلی از « بسم الله الرحمن الرحیم» آمده است. روی تاج سی پلاک، به فاصله، وجود دارد که در مینا کاری وسط آن¬ها نام یکی از ائمه اطهار(ع) یا یکی از اسماء الهی حک شده است. بین هر دو پلاک نیز چراغ¬ها یا جاشمعی¬هایی برای قرار دادن لامپ و روشن کردن آن دیده می¬شود. در چهار گوشه¬ی ضریح چهار گلدان طلایی فلزی با گل¬های مصنوعی قرار دارند. سقف ضریح حالت گنبدی دارد و با پارچه¬ی مخمل سبز رنگ پوشانده شده است.
سنگ قبر از مرمر سفید است به طول یک متر و عرض چهل و پنج سانتی¬متر که روی یک پایه¬ی سنگی به ارتفاع بیست سانتی متر قرار گرفته است و روی آن با پارچه سبز گل¬داری پوشانده شده است. یک جلد قرآن، چند شاخه گل، گلدان و شمشیری دو تیغه روی سنگ قرار دارد. روی تیغه¬ی شمشیر حک شده است:« لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار، ساخت زنجان» این شمشیر به تازگی ساخته شده و جزء نذورات مردم است.
در ماه مبارک رمضان سال 1384 هـ.ش یک جلد قرآن خطی با امضای عربی به همراه پرچم معطر گنبد حرم حضرت عباس(ع) به همت هیئتی که به کربلا رفته بودند به امامزاده منتقل می¬شود که در حال حاضر این پرچم و قرآن روی سنگ¬ قبر و درون ضریح قرار دارد. در صفحه¬ی اول جلد این قرآن متنی عربی بدین شرح نوشته شده است: « هدیة الی امامزاده شعیب (ع) الجمهوریه الاسلامیه ایران مهدات فی الروضه الحسینیه کربلاء
مکتب الروضه الحسینه المقدسه الجمعه، 24 رمضان 1426 قمری»
طبق گفته راویان، این قرآن و پرچم را خادمان حرم حضرت عباس (ع) به عده ای از زائران ایرانی در کربلا اهدا کرده اند تا به امامزاده شعیب بیاورند .
سقف نهایی گنبدخانه فلزی، سبز رنگ و به صورت شیب دار یا رک دار و با خیز کم است. سقف ایوان و فضای جمعی آن به صورت شیروانی و فلزی است. قطر داخلی گنبد 4 متر است. ارتفاع نوک سقف شیب دار بقعه تا کف در حدود شش متر و چهل سانتی متر و سقف گنبدخانه از داخل مسطح و گچ کاری است .
طرح بقعه به صورت بنای منفرد است که فقط از یک گنبدخانه و ایوان ورودی و فضای جانبی تشکیل شده است. ساختمان بقعه قدیمی است. با این حال، به نظر می رسد که گنبدخانه قدمت بیشتری دارد و ایوان بعدها بدان اضافه شده است؛ شکل کامل گنبدخانه از بیرون و چوبی بودن سازه ایوان این نظریه را تائید می¬کند. برخی اندود کاری ها، نمادسازی ¬ها و نیز پوشش نهایی سقف جدید است. بنای بقعه سالم است و آسیب دیدگی خاصی در آن دیده نمی¬شود.

توضیحات تکمیلی و ملاحظات


1.زائران:
زیارت نامه ای که زائران امامزاده شعیب در هنگام زیارت می¬خوانند :
« بسم الله الرحمن الرحیم»
السلام علیک ایها السید الزکی الطاهر الولی و الداعی الحفی اشهد انک قلت و نطقت حقاً و صدقاً ودعوه الی مولای و مولاک علانیه وسرافاز متبعک و مصدقک و خاب وخسر مکذبک و المختلف عنک اشهد لی بهذه الشهادة عندک لا کون من الفائزین الماخوذ عنه، اتیتک زائراناً و حاجاتی لک مستودعاً و ها انا ذا استودعک دینی و امانتی و خواتیم عملی و جوامع املی الی منتهی عجلی السلام علیک و رحمة الله و برکاة .


«بسم الله الرحمن الرحیم»
السلام علی جدک المصطفی، السلام علی ابیک المرتضی الرضا، السلام علی السیدین الحسن و الحسین السلام علی خدیجه ام سیدة نساء العالمین السلام علی فاطمة الزهرا ام الائمة الطاهرین السلام علی النفوس الفاخرة بحورالعلوم ازاخرة شفعایی فی الدنیا والاخره و اولیایی عند عود الروح علی العظام الناخرة ائمة الخلق و ولاة الحق السلام علیک ایها السید الشریف الطاهر الکریم یا شاهزاده شعیب، اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمداً عبده و رسوله و مصطفی و ان علیاً ولی و مجتباه و ان الائمه من ولد الی یوم الدین نعلم ذلک علم الیقین و نحن لذلک معتقدون و فی نصرهم مجتهدون و رحمةالله و برکاته .»
در پایان آن آمده است :
« سید محسن حاجی محمدی خادم الحسین
به تاریخ دهم محرم سال 1418 هـ ق »
مردم اعتقاد بسیار زیادی به شخصیت والای امامزاده شعیب (ع) دارند و او را، به دلیل اینکه یکی از برادران امام رضا (ع) است بسیار دوست دارند و احترامی دو چندان برای ایشان قائل اند .
دخیل بستن از قدیم در این مکان رایج بوده است و در حال حاضر نیز پارچه های سبز رنگی را که به شبکه های ضریح گره خورده است می توان مشاهده کرد .
محمود بنگری، از اهالی قدیمی محله که ارادت بسیار زیادی به امامزاده شعیب (ع) و سایر امامزاده های محله دارد چند بیتی را در وصف مقام ایشان سروده است :
« این بارگاه نوگل آل عبا بود                         
نوباوه رسول شه لا فتی بود
در خاک کن خفته چون دری گرانبها                
خاکش به چشم زائر او طوطیا بود
می خواست مدعی که زند ریشه را زبن                    
زین بوستان که سر و قدش مصطفی بود
غیر علی و آل که فریاد ما رسد                        
در روز رستخیز که وقت صلا بود
خوانید حمد و سوره برای گذشتگان                        
بهتر زهر کرامت و جود و سخا بود »


2. نذورات :
بیشتر نذورات یا وجه نقد است که در ضریح و صندوق اوقاف ریخته می¬شود یا وسایل آشپزی، دیگ، اجاق، استکان، کتب ادعیه، قرآن، مهر، جانماز، تسبیح، پارچه سبز و غیره. تهیه مواد اولیه برای پختن غذاهای نذری در ایام و مناسبت¬های خاص و اهدای پول برای تعمیر و بازسازی بنای بقعه توسط افراد خیر نیز جزء نذورات است. گاهی اوقات  بانوان محله در امامزاده سفره نذری، شامل نان، پنیر، خرما، سبزی، آش و کاچی می¬گسترند و گاه مردم  شمع¬های نذری خود را در محل مخصوص آن¬ها، مجاور کوچه¬ی امامزاده و کنار درخت چنار قدیمی، روشن می¬کنند.

3. موقوفات:
 طبق گفته خادمان امامزاده، امامزاده در حدود چند هزار متر باغ وقفی دارد که در شمال بقعه واقع شده است و هم اکنون از این باغ¬ها استفاده¬ای نمی¬شود.


4. مراسم:
بنابر گفته راویان، در گذشته و در زمان رضا خان که عزاداری امام حسین(ع) ممنوع شده بود، اهالی محله دیگر نمی توانستند در مسجد و حسینیه محل عزاداری کنند؛ به همین دلیل پنهانی و در مکان¬هایی دور از روستا هیئت عزاداری به راه می¬انداختند. در آن دوران، جوانان محل دور هم جمع می¬شدند و شبانه به امامزاده شعیب می¬آمدند. این بقعه، به دلیل اینکه در محدوده باغ¬های محله قرار داشت و دور از فضا¬های اصلی محله بود، محل مناسبی برای تشکیل هیئت در چنین شرایطی بود. هیئت به امامزاده می¬آمد و ساعت¬ها در اینجا عزاداری می¬کرد، بدون اینکه مأموران از حضور آن¬ها در این مکان اطلاعی داشته باشند. در حال حاضر، به دلیل زیبایی فضای اطراف بقعه و بنای ساده و باصفای آن، گاهی اوقات بخشهایی از برخی فیلم¬ها و سریال¬های تلویزیونی در این مکان تصویر برداری می¬شود.
در ایام محرم، صفر، رمضان، فاطمیه و سایر ولادت¬ها و شهادت¬های ائمه اطهار (س) مردم برنامه¬های ویژه¬ای به رسم قدیم در امامزاده برگزار می¬کنند که با شکوه¬ترین آن¬ها مراسم دهه اول محرم به ویژه ظهر عاشورا است. مراسم احیا نیز در شب¬های قدر در صحن و گنبدخانه برپا است. یکی از برنامه¬های امامزاده که در مهر ماه و شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال1384 برگزار شد، مراسم اهدای پرچم گنبد حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) به امامزاده شعیب(ع) و چرخاندن پرچم در محله بود.
در شب نوزدهم، تمام هیئت¬های عزاداری محله کن در ایستگاه یخچال جمع شدند و به همراه سایر اهالی در حال عزاداری و سینه زنی، پرچم پاک حرم حضرت عباس(ع) را به سمت امامزاده شعیب بردند.
اهالی معتقدند امامزاده شعیب ارادت بسیار زیادی به حضرت عباس(ع) دارند و انتقال این پرچم از کربلا به این امامزاده غریب و گمنام نیز از جمله کرامات ایشان است.
مردم تقریباً همه روزه برای زیارت به امامزاده می¬آیند. اما بقعه در شب¬ها و روزهای جمعه و سایر ایام تعطیل و ماه¬های خاص چون محرم، صفر، شعبان، رمضان و ایام فاطمیه شلوغ¬تر است. گاهی اوقات شب¬های جمعه مراسم دعای کمیل، پنج شنبه ها زیارت عاشورا و سه شنبه¬ها مراسم دعای توسل در امامزاده برگزار می¬شود.
در این امامزاده نماز جماعت به صورت مستمر برگزار نمی¬شود، به دلیل اینکه تعداد زائران آن نامشخص است و مکان امامزاده نیز از خانه-های مسکونی فاصله دارد. تنها در مواقع خاصی که بقعه شلوغ باشد، احتمال دارد مراسم نماز جماعت برپا شود.


5. دفن شدگان:
از جمله قبرهای موجود در امامزاده، قبر حاج محمد تقی حسینعلی میرزا نامی( وفات: 1359هـ ش) است.

6. بانیان و هنرمندان:
سازنده ضریح ابوالفضل ابوالحسنی میبدی است.


7. متولیان و خادمان:
 در گذشته، بقعه به صورت مردمی و به همت چند تن از معتمدان محله اداره می¬شد. اما در حال حاضر، مدیر امامزاده محمدالله راد و خادم آن مجید نمازی است.
راویان محلی: محمد باقر بزرگی/ محمود بنگری/ فاطمه حسینی/ نسرین صیفی/ مجید عبادی /  ربابه موذن پور/ زهرا محمدیان؛( تحقیق میدانی: 1384)

امامزاده شعیب (بخش اول)


نام و نسب:

شعیب فرزند امام موسی کاظم (ع)/نشانی: تهران،کن، خیابان سر آسیاب، امتداد خیابان شهید حبیب الله روستایی، محله درقاضی، کوچه امامزاده(منطقه 5 شهرداری)/ تاریخ نخستین بنا: حدود قرن ششم هجری/دایر /مدیریت: اداره اوقاف و امور خیریه کن
موقعیت بقعه
بقعه امامزاده شعیب در گستره کن قرار گرفته و راه دسترسی به بنا از طریق بزرگراه همت غرب،ورودی کن.جاده کن ،میدان یخچال،سه راه غریب آباد،دره زرنو، انتهای کوچه باغ میسر است .
بقعه در امتداد چند کوچه تو در تو و در میان باغهای میوه، در کوچه امامزاده، قرار دارد و در فضایی بسیار باصفا و با درختان کوچک و بزرگ خرمالو احاطه شده است. قرار گرفتن این بقعه در حاشیه محله و در میان باغهای میوه، رفت و آمد به این مکان را در ساعات خلوت روز و شبها با مشکلات بسیار همراه کرده است و برای گذر اهالی به ویژه بانوان چندان آسان نیست؛ به خصوص در فصولی از سال که باغ ها برای برداشت محصول به فعال می شوند. طبق گفته اهالی محل، اتاق حدود یکی دو سال پیش مسیر بقعه¬، خاکی و بسیار ناهموار بوده، چندسالی است که آسفالت و هموار شده است. برای رفتن به این مکان مقدس می توان از وسایل نقلیه عمومی و شخصی استفاده نمود. در اطراف امامزاده چند قهوه خانه به وجود آمده است که سبب شده است فضای معنوی حاکم بر اطراف این امامزاده از بین برود. محله کن از نظر فضاهای مذهبی و معنوی بسیار غنی است .
در این محدوده چندین امامزاده وجود دارد که هر کدام از آنها نقش بسیار مهمی در تقویت باورها و عقاید دینی و اسلامی مردم محله ایفا می کند.
تاریخچه بقعه
الف ) نام و نشان صاحب بقعه :
 در کتابهای معتبر نسب شناسی، شعیب از فرزندان و نوادگان امام موسی  کاظم (ع) شمرده می شود. پس از هجرت امام رضا (ع)، شعیب نیز مانند بسیاری از امامزاد گان دیگر که به سمت خراسان هجرت کرده بودند، رو به جانب طوس می گذارد. منابع تاریخی به شهادت آن امامزاده در نواحی سبزوار اشاره می کنند. اما، طبق روایتهای شفاهی محلی ،وی ، به علت تعقیب مخالفان و معاندان آل علی (ع)، به روستای کن آمده و در مکان فعلی به شهادت رسیده است همچنین این روایتها تصریح دارند که درخت چنار قدیمی کنار امامزاده پس از شهادت این بزرگوار در کنار مزار کاشته شده است .
ب ) سابقه بنا و حدود ثغور آن :
بنا به اعتقاد اهالی کن و تایید کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، قدمت بنای این امامزاده به بیش از هشتصد و پنجاه سال پیش می رسد. بنا برگفته راویان، در گذشته امامزاده تنها یک اتاق کاهگلی و بسیار کوچک بوده که صندوقی چوبی روی قبر آن قرار داشت. نوع معماری بنا بسیار ساده و محقرانه بوده؛ اتاقکی چهار گوش و کوچک از جنس کاهگل که بعدها، برای جلو گیری از خرابی آن بر اثر باد و باران، تعمیر و، در بازسازی آن، از مصالح جدید ساختمانی مانند آهن، آجر، سیمان و سنگ استفاده شده است .
در حدود سی یا چهل سال پیش، با آغاز تعمیر، بازسازی و تو سعه حرم، برای بقعه صحن و حصاری ساخته می شود. بقعه از گذشته فاقد گنبد بوده و سقف آن حالت شیروانی داشته است. در چند سال اخیر، ضریح وسنگ قبر کنونی جایگزین ضریح و سنگ قبر قبلی شده است .

محوطه و معماری کنونی بقعه

بقعه امامزاده شعیب (ع) در امتداد یک کوچه باغ قراردارد. در شرق کوچه، درخت چنار بسیار بزرگ و قدیمی دیده میشود که عده ای از اهالی معتقدند قدمت آن به حدود هزار و دویست سال قبل بر می گردد. طرح فعلی بقعه از یک گنبد خانه و یک ایوان ورودی، در شمال شرق گنبد خانه، تشکیل شده است . اتاقکی نیز در جنوب شرق ایوان ودر ارتباط با آن قراردارد. فضای باز صحن امامزاده در شمال شرقی آن واقع است. مساحت بنای بقعه در طبقه همکف آن نود متر مربع، مساحت عرصه آن دویست و هفتاد متر مربع و ارتفاع نمای ایوان ورودی چهار متر و شصت سانتیمتر است. گچ، رنگ، چوب، سیمان، کاهگلو حلبی از جمله مصالح استفاده شده در این بنا هستند .
امامزاده دارای دو ورودی است. ورودی اصلی آن،در ضلع شرقی صحن، دری سبز رنگ و فلزی است. ارتفاع این در دو متر و عرض هر لنگه آن شصت و شش سانتیمتر و عرض کلی آن یک متر و سی و هفت سانتیمتر است. در محدوده بالای در کتیبه ای با طرح فلز نصب است که بر روی آن " بسم الله الرحمن الرحیم، امامزاده شعیب (ع) "نوشته شده است هم چنین بالای در از سمت داخل نوشته شده است :" اسلام علیکم یا ائمة المعصومین "
ورودی دیگر در غرب بنا و در محدوده صحن جنوبی  آن قرار گرفته است. این در چوبی دو لنگه به طول یک متر و چهل سانتیمتر است ،عرض هر لنگه آن نیز هفتاد سانتیمتر است. در حال حاضر، این در بسته است وی از آن استفاده نمی شود.
با ورود به کوچه امامزاده ابتدا بنای بقعه که شامل گنبد خانه و ایوان است دیده می شود. و در جنوبی گنبد خانه که مستقیمآ به فضای باز گشوده میشود در این قسمت قرار دارد که در حال حاضر بسته است  و از آن برای رفت و آمد به داخل حرم استفاده نمی شود .
این محدوده هم جزء صحن به شمار می آید، اما دور تا دور آن هیچ حصاری وجود ندارد. صحن اصلی در شمال بقعه قرار گرفته است که در ورودی شرقی بدان گشوده میشود. حصار صحن دیواری سیمانی به ارتفاع دو متر و بیست سانتیمتر است که روی آن با رنگ و روغن نوشته هایی دیده می شود.

صحن شمال شرقی فضایی است که ساختمان بقعه در جنوب غربی آن قرار گرفته است. کف صحن موزاییک و در قسمت¬هایی هم سیمانی است. در ضلع شمالی صحن، یک حوض آب بیضی به رنگ آبی دیده می¬شود که عمق آن تقریباً چهل سانتی متر است.
در شمال غربی صحن، اتاقی کوچک وجود دارد که در گذشته دفتر مدیریت امامزاده بوده است. اما در حال حاضر از آن به عنوان انباری استفاده می¬شود. تقریباً نیمی از فضای صحن سرپوشیده است. قسمتی از این فضای سرپوشیده همان ایوان بقعه است و قسمت دیگر که سقف موقت برزنتی و شیروانی دارد متصل به ایوان است و برای استفاده زائران در هنگام برگزاری برنامه¬های خاص ساخته شده است.این ایوان با ستون¬ها و داربست¬های فلزی به ایوان اصلی متصل شده است.
روی دیوارهای صحن با استفاده از رنگ مطالبی نوشته شده است. در شمال صحن و در کنار حوض آب،  درخت دیده می¬شود. دو سرویس بهداشتی با درهای فلزی سبز رنگ در گوشه شمال غربی صحن قرار دارد. آب این بقعه از طریق منبع آبی که در پشت بام سرویس¬هاست تامین می¬شود. یک دستگاه آب سرد کن هم درهمین ضلع قرار دارد. همچنین یک تانکر بزرگ آب، در ضلع غربی صحن است. در زاویه شمال شرقی صحن، دو فضا به عنوان اجاق هیزم سوخت است که در آن غذاهای نذری پخته می¬شود.
در همین ضلع و سمت راست در ورودی صحن نیز سکویی سیمانی است که روی آن سه عدد اجاق گاز و چند دیگ مسی بزرگ قرار دارد. این فضا، در واقع آشپزخانه امامزاده است. در گوشه جنوب غربی صحن، منزل سرایداری قرار دارد که هفت پله از صحن پایین¬تر است. نماهای ظاهری بنای امامزاده ساده با اندود کاهگل است. امامزاده ایوانی ساده و بدون تزیین در ضلع جنوبی صحن قرار دارد که سقف آن ازجنس گچ و مسطح است. کف ایوان موزاییک شده و با فرش و قالیچه پوشیده شده است. دیوارها نیز گچی و در برخی قسمت¬ها  رنگ-آمیزی شده اند. در این عزاداری، دیوارها را با پارچه¬ای مشکی از کف تا سقف می¬پوشانند و روی آن تعداد زیادی پرچم با رنگ¬ها و شعارهای گوناگون به همراه تعدادی قاب عکس قرار میدهند. در ایوان تابلویی که شرح زندگی امامزاده در آن آمده، نصب شده است.

در گوشه جنوب شرقی ایوان منبری چوبی با سه پله به ارتفاع یک متر و سی سانتی¬متر قرار دارد. این منبر به رنگ قهوه¬ای و کنده کاری آن بسیار ساده است و قدمت چندانی ندارد.

امامزاده محمد نور بخش(بخش دوم)

سيدمحمد در جايي خود را هاشمي قريشي مي‌داند و با ذكر علوي و فاطمي اشاره مي‌كند كه از فرزندان علي (ع) و فاطمه – سلام الله عليها- است و با قيد حسيني و كاظمي به نحوة انتساب دو جانبه‌اي اشاره مي‌كند. بيشتر كساني كه با اين كلام سيد برخورد كرده‌اند چنين استنباط كرده‌اند كه وي از سادات موسوي است و نسبت سيادتش به امام موسي كاظم مي‌رسد و عنوان حسيني به لحاظ اين است كه امام كاظم نيز به حضرت ابا عبدالله الحسين مي‌رسد. اما اشتباه كرده‌اند؛ زيرا در نقل شجرة انتساب سادات اصولاً رسم چنين بوده است كه هر نسبتي به امام معصوم (ع) رسيد به همان جا ختم مي‌كنند و ادامه‌اش را نقل نمي‌نمايند. در اين صورت وقتي فرموده است: «نسبت من قريشي و هاشمي، علوي و فاطمي، حسيني و كاظمي است» به دو نسبت سيادت خود كه از ناحيه مادر و پدر است اشاره كرده.

امامزاده محمد نور بخش-کن

اگر منظور از «حسيني و كاظمي» اشاره به يك انتساب بود مي‌بايست مي‌گفت: «كاظمي حسيني» ابتدا لفظ كاظمي را مي‌آورد و سپس به نسبت امام كاظم اشاره مي‌كرد، علاوه بر آن نمي‌بايد به امام حسين (ع) ختم مي‌نمود بلكه به علي بن ابيطالب ختم مي‌كرد و مهم تر اينكه مفهوم فاصله انداختن بين «كاظمي» و «حسيني» دو نسبت است.
بايد گفت نسبت پدري وي همان است كه علامه نسابه، سيد احمد بن محمدبن عبدالرحمن كياگيلاني، به آن اشاره كرده و به تأييد علامة فقيه نسابه، آية الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي – عليه الرحمة- رسيده است و تحت عنوان «نسب شريف سيد حسيب نسيب شاه قاسم نوربخش» چنين مي‌نويسد:‌ «ابوعبدالله محمد مشهور به نوبخش بن ابوالفياض محمد بن عبدالله بن علي النقيب ابن ابوالحسن محمد بن ابوالفتح علي بن نقي الدين محمد النقي بن نجم الدين اسامة بن ابو عبدالله احمد بن ابوالحسن علي بن ابوطالب محمد بن ابو علي عمر بن يحيي النسابة بن حسين الشبيه بن احمد المحدث بن يحيي بن حسين ذوالعبرة زيد الشهيد بن امام زين العابدين عليه السلام»
نسب مادري سيد محمد نيز در كتاب شريف مناقب آل نوربخش چنين آمده است: 
شهاب الدين حيدر علي بن سيد جلال الدين كبير بن مير صالح شجاع بن شاه قطب الدين سيد احمد بن صلاح الدين سيد رشيد بن نجم الدين سيد محمد بن سيد عرض شاه خواص من فيروز شاه سيد زرين كلاه بن رحمت الدين سيد شرف شاه بن سيد حسين تاج الدين بن سيد محمد مير صدرالدين من سيد ابراهيم مير مجدالدين بن سيد جعفر بن سيد محمد بن سيد اسماعيل بن سيد محمد ناصرالدين بن سيد احمد بن سيد فخرالدين بن سيد محمد اعرابي بن سيد ابوالقاسم حمزة بن شاهزاده ابوالقاسم حمزة بن حضرت امام موسي بن جعفر كاظم عليه السلام.» (عابدي، صص 71-736)
بر اساس گفتة ستوده، يكي از نوادگان محمد نوربخش شاه قاسم است. شاه قاسم فرزند سيد محمد فرزند سيد محمد نوربخش است كه نزد شاه طهماسب صفوي مقام ارجمندي داشته و رياست قطبية سلسلة نوربخشيه با او بوده است ودر ري املاك و مستغلات بسياري داشته (ستوده، ج 1، ص 578).
امامزاده محمد نور بخش-کن
بر اساس گفته‌هاي عابدي، مدرسان حوزة علمية خراسان اور ا تشويق به درك محضر علامه جلال الدين ابوالعباس احمد بن شمس الدين محمد بن فهد اسدي حلي كه از مفاخر و بزرگان و مشاهير علماي اماميه قرن نهم، فقيه و محدث، عالم و زاهد، و عابد كم نظيري بود كردند. بنابراين، سيد محمد خود را به حله رساند و در محضر زيدبن علي هلال جزايري، محقق كركريف ابن ابي جمهور احسائي، علي بن محمد طائي، عبدالسميع بن فياض اسدي حلي، رضي الدين حسين مشهور به ابن راشد قطيفي، زين الدين علي بن محمد بن عاملي، علي بن فضل بن هيكل حلي و سيد محمد بن فلاح موسوي به فراگيري پرداخت و از مشاهير و مفاخر حوزه ابن فهد حلي گرديد و از محضر سيد علي شريف شيرازي كه در فنون حكمت و عربيت مهارت خاص داشت بهره برد و به سرعت در همة علوم عصر تبحر يافت. با گذشت زمان آراي او مورد بحث قرار گرفت. در فقه به مقام پيشوايي رسيد، شمس شموس فقاهت لقب گرفت (صص 35-36). از موضوعاتي كه دربارة سيد محمد مطرح شده، مسئله گرايش او به تصوف است. گروهي از متصوفه وي را صوفي دانسته‌اند. حتي برخي گفته‌اند سيدمحمد امامزاده نيست بلكه درويش است. از آثار نظم و نثر وي مي‌توان فهيمد كه وي در زمرة اكابر علما و مشاهير عرفاي عصر خويش بوده، ولي بايد توجه داشت در كنار عده‌اي كه عرفان و تصوف را يك مقوله مي‌دانند عده‌اي از شخصيت‌هاي علمي عالي رتبة شيعي بوده‌اند كه تصوف را با عرفان مخلوط نكرده، وعارف را صوفي ندانسته‌اند.
علامه شهيد مرتضي مطهري به نام عده‌آي كه عارف بوده اما به تصوف فرقه‌اي گرايش نداشته‌اند اشاره كرده است، و امير سيد محمدنوربخش از اين تبار است؛ تا آنجا كه مي‌نويسد: «بدان اي سالك راه حق در اينعالم ناسوت حقايق زيادي به سبب تصوف زير خاك پنهان شده است» او تفهيم مي‌كند كه تصوف رانپذيرفته، آنچه مورد نظر وي بوده عرفانناب برگرفته از عملكرد چهارده معصوم (ع) است.
سيدمحمد از اطلاق نام صوفي به خود بيزار بوده و مي‌نويسد: «در هر مزان مثل زمان من خواهد بود كه اهل حق زير خاك خواهند رفت و صاحب دل كم و براي عارف مقام غم خواهدآمد و اهل سلوك تمام خواهند شد و تصوف در قشرهاي مختلف درخواهدآمد» (عابدي، صص 66-68).
عابدي مي‌گويد تشيع در خاندان امامزاده سيد محمدنوربخش از لحاظ وراثت بدان دليل كه از فرزندان موسي بن جعفر بوده و از لحاظ نسبت سيادت به حضرت علي بن الحسين سيد الساجدين (ع) مسلم و حتمي است. همچنين امير سيد علي همداني و سيد اسحاق ختلاني، دو شيعة نامي عصر تيموري، او را به ايجاد يك حكومت شيعي در مقابل دستگاه گوركانيان تشويق و تحريك كرده‌آند. وي دربارة نسبت خويش مي‌گويد: «نسبت من قريشي و هاشمي و علوي و فاطمي و حسيني و كاظمي است و درعلوم شريفه جعفري پيرو آدم الاولياء حضرت علي مرتضي (ع) هستم» (عابدي، ص 36)
مريدان سيد را نوربخشيه مي‌نامند چنان كه شيرازي گفته: «چون ترتيب سلسلة كبروية ذهبيه از مير سيد علي همداني به خواجه احمد اسحق ختلاني رسيد وي با سيد محمدنوربخش بيعت نمود و او را خليفة الخلفاء خود فرمود و لقب نوربخش به وي مرحمت فرمود و چون سيد عبدالله مشهدي كه از اصحاب خواجه اسحق بود اين بشنيد گفت: «اگر خواجه با او بيعت كرده ما از خواجه برگشتيم و خواجه در كوه تيري كه از قلاع ولايت ختلان است، همان لحظه از روي مكاشفه فهميد و گفت درويشان مير عبدالله مرتد شده و اين زمان خود را دصدد ارشاد مي‌دارد و بيعت به دست او باطل است و الحال در خراسانمريدان سيد عبدالله را صوفيه مي‌گويند و مريدان سيدمحمد را كه باتفاق خليفة خواجه اسحق ختلاني هستند نوربخشيه مي‌خوانند و ميان مريدان اين دو طايفه در اثبات و نفي خلافت سيد عبدالله مشهدي برزش آبادي مناقشات بسيار است» (معصوم شيرازي، صص 319-320).
در بهشت سولقان آمده است كه، وي عاقبت پس از يك عمر مجاهدت و مخالفت با جائران عصر و تربيت شاگرداني شايسته كه قسمتي از تاريخ دورة خويش را به خود اختصاص داده‌اند در هفتاد و سه سالگي، روز پنجشنبه چهاردهم ربيع الاول 869 هـ ق ، جان به جان آفرين تسليم كرد. پيكرش را در باغي كه احداث كرده بود به خاك سپردند. 
در تاريخ رحلتش گفته‌آند:
«آفتاب اوج دانش نور چشم اهل دين
نوربخش جسم و جان آن قهرمان ماء وطين
سال عمرش بود هفتاد و سه سال اندر وفات
هشتصد و شصت و نه و ماهش ربيع الاولين»
(عابدي، صص 51-52)
عابدي معتقد است، در زمان‌هايي كه سلاطين غير شيعي بر ايران حكومت مي‌كردند با اينكه مركز علويان و شيعيان بوده، ولي دين رسمي تشيع نبوده است. در چنين دوراني سيد محمد نه تنها از مشاهير و نوابغ علمي جهان تشيع به شمار مي‌رفته، بلكه از مدافعان سرسخت حقوقاهل بيت عصمت محسوب مي‌شده است. سياه پوشيدن را كه بهانة لباس عباسيان بود، و شيعيان در ايام عزاي عاشورا ترك مي‌كردند و از حيله و نيرنگ‌هاي دشمنان خاندان رسالت بود، لباس جنبش نوربخشي ساخت و اعلام كرد ما در پي واقعة هزار غصة كربلا هنوز عزادار هستيم. به همين دليل عده‌اي ظهور اين امامزاده را در زمان خويش نوعي نهضتتشيع دانسته‌اند و او را در ظهور تشيع ايران مؤثر دانسته‌اند (عابدي، صص 38-39)
دركتاب بهشت سولقان آمده است كه سيد اسحاق ختلاني؛ شيعي مشهور و متعصب، درصدد بود تا عليه تيموريان قيام كند و براي اين جنبش سيد محمد نوربخش را رهبر كرد تا عليه پادشاهي مقتدر و عوام فريب تيموريان قيام كند. ولي جاسوسان، قبل از قيام، شاهرخ ميرزا تيموري (779-850) ، شاهزادة تيموري و چهارمين پسر و جانشين واقعي امير تيمور، را آگاه كردند و جنبش عقيم ماند. شاهرخ فرمان قتل اعضاي جنبش نوربخشي را صادر كرد. اما دچار دل درد شديدي شد و طبيب را پذيرفت و از قتل سيد محمد منصرف شد و هم زمان با همين اتفاقات درد شكمش آرام شد و امر كرد كه سيد به هرات برود. آوازة اين كرامت در دور دست ترين اجتماعات پيجيد و اقبال مردم به سيد محمد بيش از پيش شد. به همين دليل وي به مدت هجده روز در چاه آن حصار از دسترس مردم كه شور حضورش را داشتند پنهان بود ولي به دستور شاهرخ، سيد را به شيراز تبعيد كردند. اما بعد دستور داد به هر كجا كه مي‌خواهد برود وس يد به بصره و شوشتر رفت و بعد به حله و سپس به گيلان رفت. شاهرخ از اين رفت و آمدها و اقبال مردم مضطرب شد و فرمان بازداشت وي را صادر كرد و او را به آذربايجان، كه اردوي شاهرخ در آنجا بود، فرستاد. سيد متوجه شد كه مي‌خواهند او را به شهادت برسانند. به همين دليل فرار كرد و به كوه رفت. سپس به خلخال آمد. والي آنجا وي را تحويل شاهرخ داد و او را به مدت پنجاه و سه روز در چاه افكندند. سپس او را بيرون آوردند و به هرات بردند. وي دستور داد روز جمعه كه اقامة نماز جمعه مي‌شود منبر برود، از دعوي خلافت تبرا جويد. سيد اين پيشنهاد را پذيرفت و با غل و زنجير كه بر پاهايش بود به منبر رفت و فرمود: «از اين فقير سخني مي‌گويند، اگر گفتيم و اگر نگفتيم ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرين» سپس فاتحه خواند و از منبر پايين آمد.

امامزاده محمد نوربخش(بخش اول)

از اتوبان نیایش که به سمت غرب تهران می‌آییم، انتهای اتوبان وارد خیابان کوهسار می‌شویم. در طول مسیر، تابلو امامزاده داوود به چشم می‌خورد. بعد از پیمودن تقریبا ۱۰ کیلومتر، به روستای سولقان می‌رسیم. روستا را که به سمت جاده امامزاده داوود طی می‌کنیم، در سمت راست و در بین باغ‌هایی که عمدتا درختان گیلاس است، گنبد مخروطی شکل و طلایی امامزاده به چشم می‌خورد.

امامزاده محمد نوربخش

امامزاده محمد نوربخش

نام و نسب: محمد نوربخش از طرف پدر منسوب به امام زين العابدين عليه السلام و از طرف مادرمنسوب به امام موسي كاظم عليه السلام  نشاني: تهران، بخش كن، دهستان سولقان، ده پايين، كوچة امامزاده، (منطقه 5 شهرداري) تاريخ نخستين بنا: قرن نهم هجري، بازسازي: 1361 هـ ش/ باني: بي بي كوكب كاكويي، حسن حيدرخاني داير/ مديريت: اداره اوقاف و امور خيريه كن

موقعيت بقعه

بقعة امامزاده محمدنوربخش در دهستان سولقان قرار گرفته است. اين بقعه، به دليل موقعيت خاص مكاني از لحاظ آب و هوا و جذابيت صحن و بقعه، در ايام تعطيل و نيز در فصل تابستان زائران بسياري دارد. مسير دسترسي به بقعه بزرگراه آيت الله كاشاني، ميدان زيباشهر، خيابان فرخي يزدي، جادة سولقان- سنگان (جادة امامزاده داوود)، جادة سولقان، روستاي سولقان پايين، شرق رودخانة سولقان و كوچة امامزاده است. وسايل نقليه به راحتي تا ضلع جنوبي كوچة امامزاده در رفت و آمدند. به دليل باريك بودن كوچة امامزاده اين مسير بايد پياده طي شود. د رايام زيارتي امامزاده، مراجعة زياد مردم، رفت و آمد در اين كوچه را كند و دشوار مي‌كند در نزديكي بقعه مسجدسيدالشهدا، مسجد امام حسين (ع) و حسينة سيدالشهداي سولقان همچنين يك كتابخانة عمومي در وسط ده به نام مهدية شهيد مجتبي حاجيان قرار دارند. در ضلع جنوبي زيارتگاه چند مغازة عرضة مواد غذايي و ميوه و تره‌بار وجود دارد. اهالي سولقان اغلب از دو طايفة شيرين و بيده هستند. اطراف بقعه واحدهاي مسكوني نوسازي قرار گرفته كه داراي ارزش معماري بالايي نيستند.

تاريخچه بقعه

الف) نام و نشان صاحب بقعه: سيد محمد نوربخش در نيمة شعبان سال 759 هـ ق/ 1357 م در شهر قائن از ايالت قهستان، پا به عرصه وجود گذاشت. پس از گذشت دوران طفوليت، تحت سرپرستي پدر كه محل رجوع مردم زادگاهش بود، عمر را مي‌گذراند. از سن هفت سالگي به آموختن و حفظ قرآن كريم پرداخت.

از همان كودكي تحت تعليم يكي از استادان خوب قائن قرار گرفت. سپس به حوزة‌ علمية‌ خراسان رفت. در خراسان بود كه فاضلي زبردست گرديد. شور و هيجان او به هنگام مباحثات علمي و ذوق و شوقش براي بيشتر فهميدن او را پر آوازه كرد؛ تا جايي كه اغلب مدارس علوم ديني با نام او آشنايي داشتند (عابدي، صص 34-35). كتيبه‌اي به خط نستعليق كه شامل خلاصه‌اي از زندگينامه امامزاده مي‌باشد و در بقعه موجود است مي‌نويسد: بسم الله له الحمد حضرت مولانا امير سيد محمدنوربخش كه نسب شريفش به هفده واسطه به امام العالمين حضرت موسي الكاظم عليه السلام مي‌رسد، در سال 795 قمري در قائن پا به عرصه امكان نهاد. در حوزه علمي علامه كبير ابن فهد حلي و ديگر شخصيت‌هاي بلند پايه عالم تشيع تلمذ نموده با گذشت اندك زماني در تمامي علوم متداول آن روز متبحر و فريد زمان خويش گشت و چون سر پرسودا و دل سوز پرورش آرام و قرا نگرفت دست ارادت به عارف كامل مكمل خواجه شهيد سيد اسحاق ختلاني داده در سير سلوك نيز به مقصد اقصي رسد و وحيد عصر خود به شمار رفت. رياضات و مجاهدات جهاد با نفس او را از جهاد با كفر وظ لم بازنداشت به همين جهت براي برقراري حكومتي شيعي با ارادتمندان و معتقدان برعليه شاهرخ ميرزا تيموري قيام نمود از آن پس در تبعيدها و زندان‌ها و سياهچال‌هاي تيموري بسر برد تا در سال 850 با مرگ شاهرخ ميرزا بهس ولقان رحل اقامت افكند و عاقبت در هفدهم ربيع الاول سنة 869 قمري به قاف عزت به پرواز درآمد. «التماس دعا سازنده كاشي مهاجري»

بر اساس اظهارات عابدي، پيش از تولدش امير سيد علي همداني از بيدارگران زمان خويش، در عالم مشاهده زيارتش مي‌كند و از ظهورش در جهان تشيع خبر مي‌دهد و مي‌گويد: «اين سلاله ولايت آل رسول، دستار سياه را كه نشانة تشيع ماست جامة عزاي حسين بن علي سيدالشهداء كند و به اين تدابير دواي درد شيعه مظلوم را كرده تشيع خفته در جان شيعيان را بيدار مي‌نمايد و به اين ترتيب دوستداران آل علي را منتظر او مي‌سازد» (عابدي، ص 31).

خاندان پدري و مادري سيد از مشاهير طايفه‌هاي سرشناس و خوش نام قطيف بوده‌اند و قسمتي از تاريخ سادات اين سرزمين را به خود اختصاص داده‌اند. سرشناس‌ترين و برجسته‌ترين شخصيت طايفة پدري او در قرن هفتم هجري،سيد عبدالله بن محمد قطيفي لحساوي معروف به شريف قطيف، خانه‌اش محل پناه ستمديدگان و دادرسي مظلوماني بوده كه مورد تعدي قرار مي‌گرفته‌اند. همين موقعيت موجب شده بود صاحب منصبان و امراي حكومتي محلي از هر گونه بي‌حرمتي نسبت به او روي‌گردان باشند؛ زيرا ديده بودند سالي كه شريف قطيف عازم بيت الله الحرام گرديد تعداد زيادي اعيان واشراف در كنار ساير طبقات قطيف التزام ركابش را غنيمت شمردند و با شعار حج اكبر است عازم برگزاري مناسك حج شدند.

سيد محمد، جد اعلاي سيد، كه در قطيف به دنيا آمد و در همان جا عمري را سپري كرده بود، بنا بر دعوت شيعيان لحساء در حدود سال 1202 م وارد لحساء شد و مورد توجه خاص و عام قرار گرفت . پس از اين هجرت به لحساء بود كه خداوند به محمد قطيفي و همسرش كه از متدينين سادات طباطبائي بود فرزندي عنايت كرد كه نامش را عبدالله نهادند. سيد عبدالله بن محمد قطيفي تا دوران جواني در لحساء تحت تعليم و تربيت پدر بود و فراگيري‌هاي مقدمات علمي را در حوزه‌هاي علمي آنجا آغاز كرد و پس از مرگ پدرش، شريف قطيف، عازم استان بوسي علي بن موسي شد و سپس به قائن در قهستان رفت و آنجا را براي زندگي انتخاب كرد. خلق خوش و موقعيت علمي او موجب شد در زماني كوتاه مورد توجه خاص اهل قائن قرار گيرد. حسن شهرت و آوازة شخصيت او موجب شده بود كه طوايف سرشناس قائن آرزوي دامادي او را داشته باشند و عاقبت خانواده‌اي از سادات موسوي او را به دامادي قبول كردند (عابدي، صص 32-33).

امامزاده کابل الحسین-محله دارقاضی

امامزادگان علي افطس (ع) و حسين اصغر (ع) كه به زيارتگاه كابل حسين (ع) مشهور است .متاسفانه از سلسه و نصب اين بزرگواران اطلاع دقيق در دست نيست. بر روي سنگ مزار اين بزرگواران  اين كلمات حك شده است. هذاالمرقد الرشيف الامامين همامين الحسين و و ابوالحسين از فرزندان امام سجاد (ع) مي باشند كه در كن كوچه گهواره تراشان به مدت سه در منزل شخصي به نامه حاج احمد حلوايي اقامت داشتند و ماموران مطلع شده  و ايشان را به شهادت رساندند.قابل ذکر است در جوار این امامزاده مزار بیش از ۷۰ شهید از شهدا محله کن و یک شهید گمنام که قبلا گزارش تصویری آن هم انجام شده یود قرار دارد.

درب ورودی به داخل ضریح این امامزاده از جنس چوب میباشد که به لحاظ امنیت چندان قابل اعتماد نمیتواند باشد.

امامزاده کابل الحسین کن -محله کن

امامزاده کابل الحسین کن-محله کن

امامزاده کابل الحسین کن-محله کن

 امامزاده کابل الحسین کن-محله کن

امامزاده جعفر (ع)

قدمتي نزديك به ۳۰۰ سال دارد امامزاده جعفر از نوادگان امام موسي كاظم(ع) است نقل مي كنند او جواني ۲۸ـ ۲۷ ساله بوده از ترس مأموران آن  زمان به كن مي آيد و چند روزي در كن ساكن مي شود. يكي از روزها در محل امامزاده كنوني درست در محلي كه آهنگري است زير درختي او را دستگير كرده و به قتل مي رسانند؛ اهالي آن زمان كن زمين بزرگي را كه الان قبرستان و امامزاده در آن واقع شده، وقف كرده و مردگان خود را در آن به خاك مي سپارند. بعدها مردي به نام حاج رمضان كني قسمتي از املاك خود را به امامزاده جعفر اضافه مي كند و اهالي براي او مقبره اي مي سازند تا نامش را زنده نگه دارند. از كرامات او پيرمردهاي محل نقل مي كنند: «يكي از خدام قديمي مردي فقير كه خودش را وقف امامزاده كرده بود و هر روز بعد از تميز كردن صحن و اماري امامزاده يك سكه روي قبر امامزاده مي يابد. بعد از مدتي اين خادم ماجرا را با مردم كن در ميان مي گذارد كه بعد از آن ديگر سكه اي روي قبر امامزاده نمي يابد.»به هر حال مردم كن اعتقاد زيادي نسبت به اين امامزاده دارند و در ميان صحبت هايشان مي  تواني شواهدي بركرامت اين امامزاده به دست بياوري.چهت حضور در این امامزاده از مسیر زیر میسر استهمت غرب-محله کن-محله سرآسیاب

http://www.aliakbargonbad.com/gallery/sacred%20places/10-iran/02-tehran/29-emamzadeh%20jaafar%20sar%20asiab-kan/images/emamzadeh%20jaafar%20sar%20asiab-kan%2018.jpg

بازسازی امامزاده محمد

سابقه ي امامزاده محمد در دست نيست. امّا گفته مي شود از نوادگان امام موسي كاظم (ع) مي باشند. به دليل دور بودن مرقد اين امامزاده از مركز تجمع و زندگي سكنه ، اين امامزاده معمولا خلوت بوده و ناشناخته باقي مانده است.در ادامه تصاویری از بازسازی این آستان را را قرار داده ایم.قابل ذکر است سازه قبلی به صورت تک اتاق 4-5بوده و از جنس کاهگل بوده ولی در سازه جدید حرم در وسط صحن قرار دارد


ادامه نوشته