از اتوبان نیایش که به سمت غرب تهران می‌آییم، انتهای اتوبان وارد خیابان کوهسار می‌شویم. در طول مسیر، تابلو امامزاده داوود به چشم می‌خورد. بعد از پیمودن تقریبا ۱۰ کیلومتر، به روستای سولقان می‌رسیم. روستا را که به سمت جاده امامزاده داوود طی می‌کنیم، در سمت راست و در بین باغ‌هایی که عمدتا درختان گیلاس است، گنبد مخروطی شکل و طلایی امامزاده به چشم می‌خورد.

امامزاده محمد نوربخش

امامزاده محمد نوربخش

نام و نسب: محمد نوربخش از طرف پدر منسوب به امام زين العابدين عليه السلام و از طرف مادرمنسوب به امام موسي كاظم عليه السلام  نشاني: تهران، بخش كن، دهستان سولقان، ده پايين، كوچة امامزاده، (منطقه 5 شهرداري) تاريخ نخستين بنا: قرن نهم هجري، بازسازي: 1361 هـ ش/ باني: بي بي كوكب كاكويي، حسن حيدرخاني داير/ مديريت: اداره اوقاف و امور خيريه كن

موقعيت بقعه

بقعة امامزاده محمدنوربخش در دهستان سولقان قرار گرفته است. اين بقعه، به دليل موقعيت خاص مكاني از لحاظ آب و هوا و جذابيت صحن و بقعه، در ايام تعطيل و نيز در فصل تابستان زائران بسياري دارد. مسير دسترسي به بقعه بزرگراه آيت الله كاشاني، ميدان زيباشهر، خيابان فرخي يزدي، جادة سولقان- سنگان (جادة امامزاده داوود)، جادة سولقان، روستاي سولقان پايين، شرق رودخانة سولقان و كوچة امامزاده است. وسايل نقليه به راحتي تا ضلع جنوبي كوچة امامزاده در رفت و آمدند. به دليل باريك بودن كوچة امامزاده اين مسير بايد پياده طي شود. د رايام زيارتي امامزاده، مراجعة زياد مردم، رفت و آمد در اين كوچه را كند و دشوار مي‌كند در نزديكي بقعه مسجدسيدالشهدا، مسجد امام حسين (ع) و حسينة سيدالشهداي سولقان همچنين يك كتابخانة عمومي در وسط ده به نام مهدية شهيد مجتبي حاجيان قرار دارند. در ضلع جنوبي زيارتگاه چند مغازة عرضة مواد غذايي و ميوه و تره‌بار وجود دارد. اهالي سولقان اغلب از دو طايفة شيرين و بيده هستند. اطراف بقعه واحدهاي مسكوني نوسازي قرار گرفته كه داراي ارزش معماري بالايي نيستند.

تاريخچه بقعه

الف) نام و نشان صاحب بقعه: سيد محمد نوربخش در نيمة شعبان سال 759 هـ ق/ 1357 م در شهر قائن از ايالت قهستان، پا به عرصه وجود گذاشت. پس از گذشت دوران طفوليت، تحت سرپرستي پدر كه محل رجوع مردم زادگاهش بود، عمر را مي‌گذراند. از سن هفت سالگي به آموختن و حفظ قرآن كريم پرداخت.

از همان كودكي تحت تعليم يكي از استادان خوب قائن قرار گرفت. سپس به حوزة‌ علمية‌ خراسان رفت. در خراسان بود كه فاضلي زبردست گرديد. شور و هيجان او به هنگام مباحثات علمي و ذوق و شوقش براي بيشتر فهميدن او را پر آوازه كرد؛ تا جايي كه اغلب مدارس علوم ديني با نام او آشنايي داشتند (عابدي، صص 34-35). كتيبه‌اي به خط نستعليق كه شامل خلاصه‌اي از زندگينامه امامزاده مي‌باشد و در بقعه موجود است مي‌نويسد: بسم الله له الحمد حضرت مولانا امير سيد محمدنوربخش كه نسب شريفش به هفده واسطه به امام العالمين حضرت موسي الكاظم عليه السلام مي‌رسد، در سال 795 قمري در قائن پا به عرصه امكان نهاد. در حوزه علمي علامه كبير ابن فهد حلي و ديگر شخصيت‌هاي بلند پايه عالم تشيع تلمذ نموده با گذشت اندك زماني در تمامي علوم متداول آن روز متبحر و فريد زمان خويش گشت و چون سر پرسودا و دل سوز پرورش آرام و قرا نگرفت دست ارادت به عارف كامل مكمل خواجه شهيد سيد اسحاق ختلاني داده در سير سلوك نيز به مقصد اقصي رسد و وحيد عصر خود به شمار رفت. رياضات و مجاهدات جهاد با نفس او را از جهاد با كفر وظ لم بازنداشت به همين جهت براي برقراري حكومتي شيعي با ارادتمندان و معتقدان برعليه شاهرخ ميرزا تيموري قيام نمود از آن پس در تبعيدها و زندان‌ها و سياهچال‌هاي تيموري بسر برد تا در سال 850 با مرگ شاهرخ ميرزا بهس ولقان رحل اقامت افكند و عاقبت در هفدهم ربيع الاول سنة 869 قمري به قاف عزت به پرواز درآمد. «التماس دعا سازنده كاشي مهاجري»

بر اساس اظهارات عابدي، پيش از تولدش امير سيد علي همداني از بيدارگران زمان خويش، در عالم مشاهده زيارتش مي‌كند و از ظهورش در جهان تشيع خبر مي‌دهد و مي‌گويد: «اين سلاله ولايت آل رسول، دستار سياه را كه نشانة تشيع ماست جامة عزاي حسين بن علي سيدالشهداء كند و به اين تدابير دواي درد شيعه مظلوم را كرده تشيع خفته در جان شيعيان را بيدار مي‌نمايد و به اين ترتيب دوستداران آل علي را منتظر او مي‌سازد» (عابدي، ص 31).

خاندان پدري و مادري سيد از مشاهير طايفه‌هاي سرشناس و خوش نام قطيف بوده‌اند و قسمتي از تاريخ سادات اين سرزمين را به خود اختصاص داده‌اند. سرشناس‌ترين و برجسته‌ترين شخصيت طايفة پدري او در قرن هفتم هجري،سيد عبدالله بن محمد قطيفي لحساوي معروف به شريف قطيف، خانه‌اش محل پناه ستمديدگان و دادرسي مظلوماني بوده كه مورد تعدي قرار مي‌گرفته‌اند. همين موقعيت موجب شده بود صاحب منصبان و امراي حكومتي محلي از هر گونه بي‌حرمتي نسبت به او روي‌گردان باشند؛ زيرا ديده بودند سالي كه شريف قطيف عازم بيت الله الحرام گرديد تعداد زيادي اعيان واشراف در كنار ساير طبقات قطيف التزام ركابش را غنيمت شمردند و با شعار حج اكبر است عازم برگزاري مناسك حج شدند.

سيد محمد، جد اعلاي سيد، كه در قطيف به دنيا آمد و در همان جا عمري را سپري كرده بود، بنا بر دعوت شيعيان لحساء در حدود سال 1202 م وارد لحساء شد و مورد توجه خاص و عام قرار گرفت . پس از اين هجرت به لحساء بود كه خداوند به محمد قطيفي و همسرش كه از متدينين سادات طباطبائي بود فرزندي عنايت كرد كه نامش را عبدالله نهادند. سيد عبدالله بن محمد قطيفي تا دوران جواني در لحساء تحت تعليم و تربيت پدر بود و فراگيري‌هاي مقدمات علمي را در حوزه‌هاي علمي آنجا آغاز كرد و پس از مرگ پدرش، شريف قطيف، عازم استان بوسي علي بن موسي شد و سپس به قائن در قهستان رفت و آنجا را براي زندگي انتخاب كرد. خلق خوش و موقعيت علمي او موجب شد در زماني كوتاه مورد توجه خاص اهل قائن قرار گيرد. حسن شهرت و آوازة شخصيت او موجب شده بود كه طوايف سرشناس قائن آرزوي دامادي او را داشته باشند و عاقبت خانواده‌اي از سادات موسوي او را به دامادي قبول كردند (عابدي، صص 32-33).