عملکرد هادي نوروزي در پرسپولیس و تیم ملی +جدول
کاپیتان سرخها ناگهان رخت از دنیای فانی بر بست تا فوتبال را در شوک فرو برد. هادی نوروزیاولین بار سهشنبه 26 شهریور ماه سال 1387 پیراهن پرسپولیس را در لیگ هشتم بر تن کرد.
مهاجم مازندرانی قرمزها این شانس را داشت تا 7 سال و 19 روز قبل یکی از مردانی باشد که در ترکیب اصلی تیم پیروزی برابر پیام خراسان حضور داشتند.
* استارت با پیام، شادی روی ریل
مهاجم بابلی قرمزها برای رسیدن به ترکیب اصلی پرسپولیس در لیگ هشتم کار سختی داشت. یعنی حضور مردانی چون محسن خلیلی، علی کریمی و ابراهیم توره کار را برای رسیدن به ترکیب اصلی دشوار میکرد. با تمام این اوصاف هادی 7 مرتبه انتخاب اول کادرفنی پرسپولیس بود.
نوروزی بعد از اینکه اولین مرتبه با پیراهن پرسپولیس برابر پیام خراسان (هفته 7 لیگ هشتم) قرار گرفت در دیدار هفته پنجم قرمزها مقابل فولاد خوزستان گلزنی کرد. چهارشنبه 17 مهرماه سال 1387 اگرچه که جنوبیها 3 بر2 از سد پرسپولیس گذشتند اما هادی بعد از گلی که دیکارمو (31) برای قرمزها زد با گل دقیقه 86 خود پای به قلوب هواداران تیمش گذاشت.
هادی هفته آخر لیگ هشتم هم گل زد. این مهاجم مازندرانی در حالی که پرسپولیس با گل دقیقه 56 منصوری از راهآهن جلو بود با گل دقیقه 68 خود حریف را به طور کامل از ریل خارج کرد.
* 152 بازی و 26 گل
هادی نوروزی طی لیگهای هشتم تا پانزدهم برای پرسپولیس 152 مرتبه به میدان آمد. البته این رقم میتوانست بیشتر هم باشد. چرا که هادی نیمفصل دوم لیگ سیزدهم مجبور به ترک کوتاهمدت اردوی قرمزها و حضور در اردوی نفت شد و همین عاملی شد تا تنها 10 بازی در لیگ مذکور – با پیراهن پرسپولیس- انجام دهد. به هر تقدیر این مهاجم 152 مرتبه شانس بازی برای قرمزها را پیدا کرد.
نوروزی 112 بار هم وارد ترکیب اصلی شد تا در مجموع نزدیک به 10 هزار دقیقه لیگ برتری قرمزپوش باشد.
هادی 26 گل هم زد که مهمترین آنها در داربی برگشت لیگ نهم به ثمر رسید. آنجا که استقلال با گل دقیقه 17 فرهاد مجیدی از حریف پیش افتاده بود تا اینکه ضربه دقیقه 37 نوروزی نتیجه را برابر کرد و این شرایط را برای پیروزی 2 بر یک قرمزها فراهم کرد. آن روز اگرچه که در دقیقه 72 مهاجم بابلی پرسپولیس جای خود را به مجتبی زارعی داد اما کریم باقری در دقیقه 87 با شوت سرکش خود داربی پایتخت را برای هادی خاطرهانگیز رقم زد.
* تک گل آسیایی روی پاس طلایی طارمی
هادی نوروزی طی سالهای 2009، 2011، 2012 و 2015 با پیراهن پرسپولیس 22 تجربه آسیایی را پشتسر گذاشت. این مازندرانی فقید 15 مرتبه وارد ترکیب اصلی قرمزها در لیگ قهرمانان آسیا شد تا 1386 دقیقه این میدان ویژه را تجربه کند.
هادی در سال 2015 یک گل به لخویا قطر (66) زد تا نشان دهد هم قدر پاس عالی مهدی طارمی را دانسته و هم قصد نداشته دست خالی لیگ قهرمانان را ترک کند. در ایستگاه اول لیگ قهرمانان سال 2015، پرسپولیس با 3 گل مهمان متمول خود لخویا را برد و این نتیجه از شرایطی رقم خورد که شرایط تیم قرمزها درلیگ چندان ایدهآل نبود.
* مورد توجه قطبی و کیروش
به گزارش مشرق، در رده ملی کاپیتان فقید قرمزها اولین مرتبه این شانس را داشت که به دعوت افشین قطبی در تقابل دوستانه ایران و بوسنی 24 دقیقه پیراهن تیمملی را بر تن کند. چهارشنبه 21 مرداد سال 1388 هادی 24 دقیقه پایانی دیدار دوستانه برابر بوسنی را وارد زمین شد تا نخستین بازی ملیاش به ثبت برسد. یک سال و یک ماه و 23 روز قبل بوسنی با گلهای ستاره سرشناس فوتبال اروپا اوین ژکو دو گل (52و65) به تیمملی ایران زد و در مقابل شاگردان قطبی با گلهای مسعود شجاعی (79)، آرش برهانی (86) و آندو تیموریان (93) رقیب را شکست دادند. در آن دیدار هادی از دقیقه 66 به جای فریدون زندی وارد زمین شد.
نوروزی پس از آن برابر بحرین (48)، ارمنستان (16)، کره (یک)، قطر (14)، ماداگاسکار (68)، مالدیو (83) و (77) دقیقه بازی کرد. این در شرایطی بود که در 3 بازی آخر با جلب نظر کارلوس کیروش ملیپوش شده بود. هرچند که طی 331 دقیقه موفق به گلزنی شد
|
لیگ |
تعدادبازی |
حضور درترکیب اصلی |
مجموعه دقایق بازی |
گل زده |
توضیح |
|
هشتم |
15 |
7 |
600 |
2 |
اولین گلش با پیراهن پرسپولیس را به فولاد زد و گل دوم را وارد دروازه راهآهن کرد |
|
نهم |
30 |
25 |
2113 |
8 |
به مس کرمان (2)،پاس همدان،شاهین بوشهر،فجرسپاسی،استقلال،تراکتورسازی وسپاهان گل زد |
|
دهم |
29 |
28 |
2373 |
7 |
دروازه پیکان، ذوبآهن، استیلآذین، صنعتنفت،فولاد،پاسهمدان و نفت تهران را گشود |
|
یازدهم |
18 |
11 |
991 |
2 |
به صبا و داماش گل زد |
|
دوازدهم |
25 |
15 |
1380 |
4 |
دروازه راهآهن، ملوان، گهر و سپاهان را باز کرد |
|
سیزدهم |
10 |
3 |
292 |
- |
نیمفصل راهی نفت تهران شد |
|
چهاردهم |
20 |
18 |
1547 |
2 |
به سپاهان و نفت مسجدسلیمان گل زد |
|
پانزدهم |
5 |
5 |
423 |
1 |
آخرین گلش با پیراهن پرسپولیس را وارد دروازه پدیده خراسان کرد |
|
مجموع |
152 |
112 |
9719 |
26 |
ریاست ناطقنوری؛ انشقاق در کارگزاران سازندگی را رقم زده است
تلاشهای جریانهای سیاسی برای حضور پر قدرت در کارزار تصاحب کرسیهای سبز رنگ بهارستان آغاز شده است و آرایش سیاسی کشور در پی مناقشهها، تعاملات و چانهزنیها رنگ انتخاباتی به خود گرفته است. جریان سیاسی اصلاحات بنا بر شرایط حاکم در دوران دولت یازدهم؛ تاکتیک «تحریم» انتخابات را بدون تغییر در مکانیزم انتخابات رد کردهاند و خواهان حضور پرقدرت در رقابت سیاسی اسفند 1392 هستند؛ این جریان سیاسی برخلاف موج رسانهای که از همآوایی اصلاحطلبان حکایت میکند؛ دارای اختلاف و گسست نهادینهٔ در میان خود هستند که با نزدیکشدن به فصل انتخابات، دوران وصال آنان پایان مییابد.
حضور و پذیرش سرلیستی ناطقنوری در انتخابات آتی بهارستان یکی از مهمترین مولفههای اختلاف برانگیز در میان اردوگاه چپنشینان سیاست کشور است؛ حجتالاسلام ناطقنوری، عضو جامعه روحانیت مبارز و جدیترین رقیب رییس دولت اصلاحات که سالیان طولانی از سوی رسانههای زنجیرهای اصلاحات مورد توهین قرار میگرفت؛ از سوی طیفی از حزب کارگزاران سازندگی به عنوان اصلیترین گزینه برای سرلیستی اصلاحطلبان مطرح شده است، هرچند ایشان تاکنون پاسخی نسبت به این ادعا نکردهاند. این پیشنهاد باعث شد که قطببندیها در حزب کارگزاران سازندگی برای انتخابات آتی نمایان شود.
· کارگزاران سازندگی محور انتخاباتی اصلاحات
با پیروزی حجتالاسلام روحانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، حزب کارگزاران سازندگی به عنوان حامی حزبی اصلی دولت یازدهم خود را برای بازگشت به عرصه کنش سیاسی کشور بازسازی تشکیلاتی کرد؛ این حزب در دوران قبل از انتخابات 92 طبق دستور تشکیلاتی نیمه تعطیل بود، با شرایط جدید در قوه مجریه که کرسی مهم معاون اولی به یکی از اعضای این حزب رسیده است، دوران «پیشفعالی» را در دستور کار قرار دادند؛ به همین دلیل سران کارگزاران برای انتخابات مجلس شورای اسلامی خواهان محوریت انتخاباتی اصلاحات شدند تا بستر را برای افزایش دامنه قدرت خود فراهم بسازند. در همین راستا اسحاق جهانگیری در جلسه شورای مرکزی این حزب در کاخ سعدآباد در مورد چرایی برتری حزبی کارگزاران نسبت به دیگر احزاب اصلاحطلب اظهار داشت: «اولین ویژگی آن کار حزبی قوی است. این حزب در این امر تجربیات خوبی دارد. دومین ویژگی هم ارتباط و نزدیکی آن به دولت است. کارگزاران تا پیش از این تلاش میکرد که نقش میانجی را در معادلات سیاسی ایفا کند. به نظر میرسد کارگزاران امسال باید این نقش را بیش از پیش ایفا کند، زیرا امسال سال انتخابات است، اگر مجلس خوبی شکل نگیرد کار دولت ناتمام خواهد بود.»[1]
· بازسازی تشکیلاتی؛ اخراج هاشمی و برتری کرباسچی
سران حزب کارگزاران سازندگی با توجه به رویکرد فعال در عصر دولت تدبیر و امید، تلاشهای خود را برای بازسازی شورای مرکزی حزب آغاز کردند. حسین مرعشی و غلامحسین کرباسچی از اعضای اثرگذار شورای مرکزی حزب این بازسازی را حضور
مخالفان سابق هاشمی در بدنه حزب تعبیر کردند؛ مخالفین سابق پدرمعنوی حزب که حالا معتقدند هاشمی رفسنجانی تغییر کرده است و با هاشمی تغییریافته میتوان شریک سیاسی شد؛ به همین خاطر افرادی مانند محمد قوچانی، علی جمالی و.. به شورای مرکزی اضافه شدند و اولین تغییر ایجاد ترکیب کنشگران سیاسی - رسانه ای به جای فنسالاران بود اما این تغییرات به همین سطح ختم نشد؛ طیف حامی حسین مرعشی - غلامحسین کرباسچی خواهان قدرت یافتن بیشتر بودند و این جنگ قدرت سبب شد محمد هاشمی، از اعضای باسابقه و رییس هیاتموسس حزب کارگزاران سازندگی، از حزب استعفا بدهد و در گفتوگو با روزنامه شرق دلیل تصمیم خود را اینگونه بیان کند که «آنچه اخیراً اتفاق افتاد و به استعفای من منجر شد، ترکیب «شورای مرکزی» جدید بود. بالاخره اشخاصی در این گروه الان حضور دارند که از بدو تأسیس با «کارگزاران» نبودند و دربرهههایی، منتقد «کارگزاران» بودهاند.» و در ادامه عضو هیات مؤسس حزب کارگزاران افزود: «استنباط کردم این ترکیب، از شعارهای اولیه «کارگزاران» فاصله دارد.»[2]
· قطببندی در حزب کارگزاران سازندگی
حزب کارگزاران سازندگی از معدود احزابی است که دارای تیم رسانهای قدرتمند در حوزه نشریات است؛ این حزب از سال 1384 تا 1387 با روزنامه کارگزاران مواضع حزبی خود را برای افکارعمومی تبیین میکرد. در دوران دولت یازدهم حزب کارگزاران با دو رسانه غیررسمی به تحلیل پدیدههای سیاسی و فعالیتهای اعضای حزب پرداخت.. روزنامه آرمان امروز که از سوی حامیان سنتی کارگزاران حمایت میشود و گروه مجلات هممیهن – به خصوص هفتهنامه صدا- که از حمایتهای طیف تجدید نظرطلب شعارهای اولیه کارگزاران یعنی غلامحسین کرباسچی- حسین مرعشی برخوردار است.
نشریه صدا تریبون طیف چپ حزب کارگزاران سازندگی پیرامون سرلیست اصلاحات مدعی است که حجتالاسلام ناطقنوری بهتر گزینه برای امتداد پروژه اعتدال است و بنابراین بار دیگر محمدرضا عارف از گردونه انتخابات انصراف بدهد در همین راستا محمد قوچانی نایب رییس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی در یادداشتی نوشت: «نقشی که ناطقنوری در این مرحله از تاریخ جمهوری اسلامی میتواند ایفا کند از عهده هیچ کس برنمیآید، نامزدی ناطقنوری در انتخابات مجلس دهم را فقط میتوان با نامزدی هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاستجمهوری گذشته قیاس کرد که اصلاحطلبان (اکثریت اصلاحطلبان و نه فقط کارگزاران) بیش از اصولگرایان مشتاق آن بودند با این تفاوت که احتمال رد صلاحیت ناطقنوری در انتخابات مجلس دهم محال است و این یک فرصت طلایی است و بازآفرینی دوم خرداد این بار در شکل تازهای رخ میدهد.»[3]
اما روزنامه آرمان امروز که تریبون طیف راست کارگزاران سازندگی است؛ از پیشنهاد کمیته سیاسی این حزب استقبال نکرد و در مخالفت با تصمیم طیف چپ کارگزاران سازندگی نوشت: «برخی سهواً یا عمداً مسیر را اشتباه میروند و سعی دارند شخصیتی هر چند محبوب و با سابقه را مطرح و دیگران را مجاب به حمایت از او کنند و این اصرار در حالی است که عقلای جریان اصلاحات هنوز تصمیمی برای بیان گامهای بعدی در راستای آشتی ملی و پیروزی در انتخابات مجلس بیان نکردهاند.» همچنین در ادامه مطهره شفیعی نوشت: «نمیشود بیگدار به آب زد چراکه اینگونه گمانهزنیها در زمانی که ناطق صریحاً اعلام کرده قصدی برای حضور ندارد فقط فضاسازی است و محلی از اعراب ندارد.»[4]
به هرجهت، شرایط حاکم بر معادلات سیاسی در اردوگاه اصلاحطلبان نشان میدهد که اختلافها در ماههای آینده نمایانتر خواهد شد و حتیها قطببندیهای جدی در حزب کارگزاران سازندگی که محوریت انتخاباتی اصلاحات را برعهده دارد؛ در حال شکلگیری است.
گوسالهای که جواز یهودیان برای ورود به مسجد الاقصی است
در سال 1948 میلادی کشور فلسطین به دست صهیونیستها اشغال شد تا با مهاجرت دادن 2 هزار یهودی و اسکان دادن آنها در سرزمین های اشغالی از بازگشت به سرزمین موعود خوشحال شوند. پس از آن نوبت به سال 1967 میلادی و شکست اعراب از «اسرائیل» رسید که طی آن یهودیان صهیونیست شهر قدس را اشغال کرده و وارد مسجد الاقصی شدند که آن را «کوه هیکل» می نامند.
در شکست سال 1967 اعراب بلندی های جولان سوریه، صحرای سینا مصر و سیطره اردن بر کرانه باختری و قدس را از دست دادند، با این حال کابینه وقت رژیم صهیونیستی جرات تعدی و تعرض به مسجد الاقصی را نیافت و اقدام به بنای هیکل موعودشان در آن نکرد، اگرچه به گفته یهود برای بنای آن شب و روز نماز می خوانند و دعا می کنند.
ماجرا چیست؟
موضوع چه بود که بنای هیکل به تعویق می افتاد؟ آیا بیم و هراس از اعراب یا جامعه بین المللی بود؟ یا اینکه دلایل دیگری مرتبط با یهود در پس آن قرار داشت؟
هیکل از آسمان فرود می آید
بر اساس آنچه در «تلمود»، یکی از کتاب های مقدس یهود ذکر شده است، هیکل سوم یک باره، غافلگیرانه و سریع و آنی بنا خواهد شد و با اینکه خاخام های یهودی در این خصوص اختلاف نظر دارند که این امر چگونه رخ خواهد داد، با این حال جزو اعتقاداتی است که در میان بسیاری از یهودیان شایع است.
براساس این باور، هیکل سوم همچون هیکل اول که حضرت «سلیمان بن داوود» آن را بنا کرد و همچنین هیکل دوم که به دست «هیرودس» ساخته شد، تاسیس نمی شود. هیکل سوم در روز «عید» و تنها و تنها در یک بنا می شود و این موضوع ساده ای نیست که در فهم و درک بشری بگنجد.
خاخام «شلومو بن اسحاق»، یکی از قدیمی ترین و بزرگترین مفسران کتاب تلمود که از مهمترین و اساسی ترین کتاب های دین یهودیت شمرده می شود، براین باور است که هیکلی که یهود انتظار آن را می کشند، از آسمان و به صورتی کاملا بنا شده و آماده بر زمین فرود خواهد آمد و به همین دلیل در ساخت آن نیازی به نیروی کار بشری آنگونه که در ساخت هیکل اول و دوم شاهد آن بودیم، وجود ندارد.
این خاخام یهودی مدعی است که در «سفر خروج» تلمود آمده است که هیکل ساخته و پرداخته خداوند است و به همین دلیل نتیجه می گیرد که هیکل سوم همچون هیکل اول و دوم بنا نخواهد شد.
اما «جنبش حباد»، به عنوان بزرگترین فرقه ای که یهودیان ارتدوکس را در جهان در برمی گیرد و مقر اصلی آن در نیویورک است، به این گفته های بن اسحاق اعتقاد ندارد، بلکه با دادن تغییراتی در آن، این باور را به این گونه به پیروان خود القا می کند که بخشی از هیکل سوم از آسمان و به صورت یک معجزه بر زمین فرود خواهد آمد و بخش دیگر آن به دست «مسیح» و پیروانش بنا خواهد شد.
این گروه از یهودیان دارای دعای معروفی هستند که مفاد آن چنین است: خدای ما چشمان ما را با هیکل مان که در آسمان است، روشن گردان و این سعادت مشارکت در بنای آن را به ما بده.
خاخام «حننئيل زايني» بر این باور است که در این اواخر آگاهی و بیداری فزاینده ای در خصوص بنای هیکل ایجاد شده است، اما در برابر این آگاهی و بیداری جنبش معارض و مخالف بزرگی توسط خاخام ها و علمای بزرگ یهودی شکل گرفته که معتقد است، هیکل از آسمان فرود خواهد آمد و پیروان این عقیده ورود یهود به مسجد الاقصی و محوطه های آن را رد می کنند، چون ورود به این اماکن هم اکنون بر یهود تحریم شده است.
ورود به «الأقصى» حرام است
پس از حادثه تصادفی که در سال 2014 در قدس اشغالی روی داد و در اثر آن «شالوم»، یهودی 17 ساله در مسیر «دیوار ندبه» یا همان «دیوار براق» یهود کشته شد، خاخام بزرگ طایفه سفاردی ها که یهودیان شرقی هستند، انگشت اتهام خود را متوجه یهودیانی کرد که وارد محوطه مسجد الاقصی می شوند و مسئولیت این حادثه را متوجه آنها نمود.
خاخام بزرگ سفاردی ها درباره کشته شدن شالوم که برای دعا و نماز می خواست خود را به دیوار ندبه برساند، گفت که بزرگترین دلیل ریخته شدن خون یهودیان، یهودیانی هستند که می خواهند، وارد مسجد الاقصی شوند.
وی تاکید کرد که این یهودیان اقدام به تحریک اعراب و فلسطینی ها می کنند و این اقدام آنها را باید به ریختن نفت روی آتش تشبیه کرد. بنابراین خاخام بزرگ سفاردی ها براین باور بود که تنها با متوقف کردن و مقابله با تصرف و اشغال مسجد الاقصی است که می توان مانع ریخته شدن خون یهودیان شد.
بزرگ خاخام سفاردی ها، خاخام هایی که یهود را تشویق به ورود به مسجد الاقصی و اشغال آن می کنند، خاخام های درجه چهار توصیف کرد و به آنها نسبت به نقض اظهارات خاخام های بزرگ اسرائیل و عدم عمل به آنها هشدار داد.
در همین راستا یکی از خاخام های بزرگ جنبش یهودی «شاس» نیز با «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی دیدار کرد و در این دیدار از وی خواست، مانع وروذ یهود به مسجد الاقصی یا همان کوه هیکل یهود شود.
این خاخام یهودی بر این باور بود که این اقدام یهود ضربات سنگین و زیان های هنگفتی به یهود وارد خواهد کرد و به نخست وزیر رژیم صهیونیستی اندرز داد که از اقلیتی تندرو و افراطی تبعیت نکند، چون ورود به مسجد الاقصی گناه بزرگی است که مجازات آن الهی و به گفته تورات بسیار سخت خواهد بود.
آنچه در آن تردید نیست، این است که این موضوع اختلافی قدیمی و ریشه دار بین یهودیان است، ولی یکی از مهمترین نقاط عطف آن در تاریخ معاصر، در ورود «روتچیلد» به محوطه مسجد الاقصی نمود پیدا کرد که با اعتراض گسترده در میان یهودیان مواجه شد، اگرچه روتچیلد از بزرگترین حامیان تشکیل رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی شمرده می شد، با این حال یهودیان معترض ورود به مسجد الاقصی را موضوعی بسیار خطرناک و گناهی نابخشودنی می دانند.
در سال 1967 میلادی پس از اشغال قدس و به تبع آن مسجد الاقصی هیات مرکزی خاخام های اسرائیل فتوای تحریم ورود به الاقصی را صادر کرد، چون بر این باور بود که یهود هم اکنون دقیقا نمی دانند که موقعیت هیکل کجا قرار دارد و ورود آنها به الاقصی موجب نجس و ناپاک شدن محل «قدس الاقداس»، یعنی مقدس ترین مکان مقدس در هیکل خواهد شد و از آنجا که آنها نمی دانند، قدس الاقداس کجا واقع شده است، بنابراین بهتر آن است که وارد آن نشوند.
خاخام «ساموئل رابینوویچ» در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی «معاریو» درباره تلاش یهودیان جهت ورود به محوطه مسجد الاقصی در سالروز تخریب هیکل که مصادف با نهم آگوست هر سال است، گفت: باید با ورود یهود به منطقه الاقصی مقابله کنیم و وارد عمل شویم، چون سکوت در برابر این اقدامات کافی نیست و باید گام هایی عملی در این خصوص برداشت.
گوساله سرخ موعود
به باور یهود این گوساله که به رنگ سرخ است، برای تقریبا دو سال در مراتع آنها چرا خواهد کرد و بیش از دو تار موی غیر قرمز در آن نمی توانید، مشاهده کنید. در آن زمان است که این گوساله به عنوان اولین گوساله سرخ مو پس از تخریب هیکل دوم معرفی خواهد شد. برخی تصور می کنند که داستان گوساله سرخ موی بنی اسرائیل که تاریخ آن به دوران حضرت موسی علیه السلام بازمی گردد، پایان یافته و به تاریخ پیوسته است، درحالی که حقایق چیز دیگر می گویند.
در این اواخر گروهی از دانشمندان یهودی طرح لقاح ژنتیکی گاوها را آغاز کرده اند. ژن هایی که این دانشمندان یهودی اقدام به لقاح آنها می کنند، ژن های عادی نیستند، بلکه از آن گاو سرخ مویی است که آن را در آمریکا کشف کرده و پس از گرفتن ژن های آن، هم اکنون درحال لقاح گاوهای خود با ژن این گاو در جنوب سرزمین های اشغالی هستند.
در اولین مرحله اجرای این طرح پس لقاح این ژن ها به یک گاو یک گاو سرخ موی به دنیا آمد، اما رنگ قرمز این گاو روشن بود و نشانی از گاو موعود در آن مشاهده نمی شد. برای اجرای این طرح این دانشمندان یهودی خواستار کمک های مادی و مالی یهودیان شدند تا تنها ظرف 4 روز 15 هزار دلار برای تسهیل اجرای طرح اهدا و کمک شود.
سوالی که در اینجا مطرح می شود، این است که یهود از این گوساله سرخ مو چه می خواهد؟
پاسخ این سوال بسیار شنیدنی است. به اعتقاد یهود و اذعان آنها، یهودیان جهان امروزه «نجس» هستند و همین نجس بودن یهود موجب می شود تا آنها اجازه ورود به الاقصی را نداشته باشند.
برای پاک کردن خود از این نجاست، یهود می بایست، گوساله صرفا سرخ مویی را بیابند. این گوساله سرخ مو دو سال در مراتع آنها خواهد چرید، پس از دو سال اگر بیش از دو تار موی غیر قرمز در بدن این گوساله مشاهده نکردند، آن را به عنوان اولین گوساله سرخ موی از زمان تخریب هیکل دوم تا حال حاضر معرفی خواهند کرد.
پس از آن این گوساله سرخ مو ذبح شده و سوزانده می شود و خاکستر آن در برکه آبی ریخته می شود و یهود با فرو رفتن در این برکه خود را از آلودگی ها پاک خواهند کرد و در آن زمان اجازه خواهند داشت، آزادانه وارد هیکل شوند. اما به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هم اکنون 2 هزار سال است که یهود در انتظار این گاو سرخ مو و شستن بدن خود در آب برکه موعود هستند.
خاخام «ریچمن»، از جمله یهودیانی است که تمام زندگی خود را صرف یافتن نام و نشانی از این گوساله سرخ مو کرده است. وی در مصاحبه با روزنامه هاآرتص تصریح کرد که بسیاری از یهودیان بر این باورند که موضوع گاو سرخ مو، موضوعی خارق العاده و این جهانی نیست، اما مشکل اصلی در یافتن این گوساله که تنها دو تار موی غیر قرمز در آن موجود باشد، نیست، بلکه مشکل اصلی در پرورش این گوساله نهفته است که نیازمند مهارت و تجربه بسیار در فهم شریعت یهود و منطبق کردن آن با تکنولوژی های پیشرفته روز است.
این خاخام یهودی خاطر نشان می کند که کمک های خاصی به دامدارانی که اقدام به پرورش این گوساله کنند، خواهد شد، از جمله اینکه تمام ساختارهای زیربنایی دامداری تغییر کرده و دامداری مزبور از خدمات VIP بهره مند خواهد شد. همچنین دوربین های مدار بسته ای در محیط نصب خواهد شد که اوضاع را 24 ساعته زیر نظر داشته باشد و اطمینان حاصل شود که این گوساله بر اساس آموزه های تورات تربیت می شود.
به همین دلیل این خاخام یهودی تاکید می کند که ممکن است، شما گوساله های مو قرمزی در این دامداری ها بیابید، اما چون براساس آموزه های تورات پرورش نیافته اند، دارای شرایط لازم نیستند.
به اعتقاد منابع صهیونیستی، زمانی که یهود این گاو سرخ مو را بیابند، سرآغاز مرحله ای بسیار سخت خواهد بود، چون برای به دست آوردن کوه هیکل جنگی سخت در خواهد گرفت و اوضاع بیش از پیش پیچیده و مبهم خواهد شد.
ترس از اعراب .. عجیب ترین دلیل
دو سال پس از شکست اعراب در جنگ 1967 که به اشغال قدس منجر شد، یعنی در 21 آگوست سال 1969 یک صهیونیست افراط گرای استرالیایی به نام «دنیس مایکل روهان» با آتش زدن مسجد الاقصی باعث تخریب بخش هایی زیادی از این مسجد شد.
در این آتش سوزی در قسمت جنوب شرقی مسجد الاقصی حدود دویست متر مربع از سقف مسجد کاملا تخریب شد و گنبد مسجد در پنج نقطه سوخت. همچنین یکی از آثار متبرک مسجد و یک منبر مخصوص که هشتصد سال سابقه داشت، نیز کاملا از بین رفت. صحن های شرقی و جنوبی نیز در آتش سوخت و به این ترتیب مساحت بخش آتش گرفته مسجد به 1500 متر مربع رسید، یعنی یک سوم از مساحت 4400 متری این مسجد مبارک.
این اقدام روهان تنها موجب برانگیخته شدن خشم و غضب اعراب نشد، بلکه یهودیان را هم به وحشت انداخت، به ویژه آنکه هنوز مدت زمان طولانی از شکست تلخ 1967 اعراب نمی گذشت و بسیاری از یهودیان از انتقام اعراب به وحشت افتاده بودند.
اما کشورهای عربی و اسلامی به جای استفاده از این فرصت در حمله به رژیم صهیونیستی روی به شورای امنیتی بردند که حامی همیشگی و دائمی رژیم صهیونیستی بوده است. با این حال رژیم صهیونیستی از بیم خشم و غضب مسلمانان اقدام به بازداشت این جهانگرد یهودی می کند تا بعد در دادگاهی نمایشی به بهانه اینکه نام برده دچار بیماری روانی بوده، آزاد شود و به کشورش باز گردد.
با این حال در طول این مدت صهیونیست ها از واکنش و انتقام اعراب و فلسطینی ها و مسلمانان وحشت زده بودند، به همین دلیل تا مدت ها تلاش کردند، برخوردی با فلسطینی ها قدس اشغالی نداشته باشند و آنها را تحریک نکنند، همچنین برای آرام کردن آنها اقدام به پایین کشیدن پرچم خود از بلندای قبه الصخره سپردن امور اداری مسجد الاقصی به اوقاف اسلامی کردند.
با وجودی که اعراب و مسلمانان تا به امروز اقدامی جدی و گامی عملی برای آزادسازی مسجد الاقصی برنداشته اند، با این حال همواره در همایش های یهود درباره بنای هیکل سوم، این سوال مطرح شده است که چرا یهود تاکنون اقدامی برای بنای هیکل نکرده اند؟ تا یکی از مهمترین پاسخ ها این باشد که «واکنش مسلمانان در قبال این اقدام چه خواهد بود؟
خاخام های بارز و برجسته رژیم صهیونیستی بیم از واکنش مسلمانان و اعراب را مهمترین مانع برسر راه بنای هیکل سوم سلیمان می دانند. همچنین از عدم همراهی یهودیان لائیک با یهودیان بنیادگرا جهت بنای هیکل گله مند هستند که مهمترین دلیل این عدم همراهی نیز بیم از واکنش مسلمانان بیان شده است.
چهار دختری که ضدانقلاب از آنها سوءاستفاده کرد
بازی با احساسات و عواطف افکار عمومی و بر هم زدن امنیت روانی جامعه از جمله ابزارهای ضدانقلاب برای اختلال در امنیت و متعاقب آن ایجاد آشوب است. هر چقدر ضدانقلاب در تراژدیسازیهای خود بیشتر بتواند احساسات افکار عمومی را جریحهدار کند، بیشتر به اهدافش نزدیک میشود و شهرآشوب به راه میاندازد. نمونه آخری که در راستای سناریوسازیهای ضدانقلاب علیه کشورمان اتفاق افتاد را میتوان در حادثه به آتش کشیدن هتل تارا مشاهده کرد. متاسفانه در این زمینه دختران و زنانی بودهاند که به دستاویزی برای اجرای سناریو کشتهسازی ضدانقلاب بدل شدهاند تا هر چه بیشتر بتوانند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند. در ادامه به چند نمونه از این موارد و شیوه عمل ضدانقلاب در برهم زدن امنیت روانی جامعه و متعاقب آن فراهم کردن فضای آشوب اشاره میکنیم.
دلآرا دارابی؛ اولین قربانی فتنه سال 88
وارونه جلوه دادن مسائل قضایی از جمله مواردی است که ضدانقلاب سعی دارد با آن مشروعیت محاکم قضایی را زیر سئوال ببرد و از سوی دیگر سناریو کشتهسازی خود را اجرا کند. حکم اعدام برای فردی بیگناه از جمله این سناریوسازیهاست.
پیش از انتخابات سال 88 روزنامههای زنجیری در اقدامی هدفدار و هماهنگ برای حمله به ساختارها به جای بازی در داخل ساختار که از جمله تاکتیکهای انتخاباتی اصلاحطلبان است، سناریوی خطرناکی را با کلید واژه «اعدام کودکان» کلید زدند و به متهم سازی دستگاههای مربوطه پرداختند. ابزار این موضوع نیز در وهله اول استفاده از دختری بود که به سبب قتلی که انجام داده بود زندانی شده و بعد از مدتی قرار بود اعدام شود. طی این سناریو رسانههای مختلف اصلاحطلب اقدام به خبرپراکنی در مورد بیگناهی وی کردند و رسانههای ضد انقلاب نیز همراستا با این خط خبری به پیگیری موضوع پرداختند و وی را بیگناه و هنرمند نامیدند. در همین راستا روزنامه اعتماد ملی ارگان رسانهای حزب اعتماد ملی در اقدامی هدایت شده با تیتر بزرگ «اعدام کودکان را متوقف کنید» روی پیشخوان روزنامه فروشیها ظاهر شد.[1]

در همین زمینه دستگاه قضایی و قوانین مورد هجمه و در تیررس متهمسازی ضد انقلاب قرار گرفت. اما دستگاه قضایی بنابر وظیفه خود عمل کرد. اما همه این مانورهای خبری سبب شد تا خانواده مقتول هم برای حفظ حیثیت و آبروی خانوادگی به پاسخگویی این موارد بپردازد. در ادامه همین مساله سبب شد تا احساسات خانواده مقتول که مادرشان را در این زمینه به طرز فجیعی با اصابت ضربات متعدد چاقو از دست داده بودند، جریجه دار شود و در همین راستا نسبت به بخشیدن مجرم سفت و سختتر عمل کنند و در ادامه برای حفظ آبرو تنها به اجرای حکم تاکید کنند. همین موضوع سبب شد تا دلآرا دارابی که بنابرقانون میتوانست بخشش خانواده مقتول شامل حالش شود، حکم اعدامش اجرا شود.
ندا آقاسلطان؛ قربانی آشوب 88
تلاش ضد انقلاب برای علم کردن پیراهن عثمان و برانگیختن افکار عمومی و کشتهسازی که یکی از اصول آشوب «جین شارپ» بود، در بحبوحه حوادث پس از انتخابات سال 88 کلید خورد. پروژه اردوکشیهای خیابانی نیاز داشت تا هر روز تقویت شود و از این رو پروژه کشتهسازی در جریان آشوبهای خیابانی پیادهسازی شد و هر روز رسانههای مختلف اسم فردی را به عنوان مقتول جریانات آشوب به دروغ مطرح میکردند تا به التهاب فضا بیفزایند. همه این موارد حول یک نظریه میچرخید، نظریه فتنه که اعلام میداشت برای ادامه فتنه انگیزی نیاز به خون دارد. در همین راستا قتل عجیب و مرموزی در یکی از خیابانهای تهران رخ داد و دختر دیگری قربانی شد.
سپس تصاویر این حادثه تلخ به سرعت در رسانههای مجازی منتشر شد و ضد انقلاب به سرعت به متهمسازی نهادها و گروههای مختلف با کلید واژه مبهم «لباس شخصیها» پرداخت. این حادثه نکات مشکوک و مرموزی در دل خود دارد و یکی از این نکات فراری شدن آرش حجازی، پزشکی بود که بلافاصله در این حادثه بالای سر ندا آقاسلطان حضور یافت و به خارج از کشور گریخت و سر از رسانههای ضد انقلاب از جمله بیبیسی فارسی در آورد و علیه جمهوری اسلامی ایران سخن پراکنی کرد.
ریحانه جباری؛ تراژدی دیگری برای محکوم کردن قصاص
موضوع قتل یک مرد به دست دختری جوان ازجمله دیگر مواردی بود که در چند سال گذشته بهعنوان یک پروژه ضدانقلابی از سوی اپوزیسیون و کشورهای غربی مورد توجه قرار گرفت. در همین راستا ضدانقلاب در شبکههای اجتماعی برای حمایت از دختر جوان که ادعا میشد برای حفظ ناموس خود یک نیروی امنیتی را به قتل رسانده است، دست به تحرکاتی زدند و موضوع دیگری در قالب پروندههای قضایی روی میز آشوب ضدانقلاب قرار گرفت.
در همین راستا رسانههای ضدانقلاب ازجمله بیبیسی فارسی بهطور معناداری به پیگیری هرازچندگاه پرونده ریحانه جباری با جهتدهی خاص خود پرداختند. غیر شفاف بودن موضوع، خبرپراکنی ضدانقلاب حین بررسی پروند و سناریو متهمسازی و بیگناه خواندن یک قاتل ازجمله ابزار ضدانقلاب برای تشویش در اذهان عموم بود و در همین راستا بر اساس احساسات کاذب و بدون توجه به حوادث پیشآمده و استدلالات و قوانینی که وجود دارد مسئله بیگناهی متهم از سوی رسانههای ضدانقلاب و عناصر آنان در شبکههای اجتماعی به شدت تبلیغ میشد.
این ماجرا نیز نظیر اتفاقاتی که در پرونده دلآرا دارابی اتفاق افتاد پیش رفت تا ریحانه جباری هر چه بیشتر به سمت طناب دار نزدیکتر شود. سیاسیکاری عناصر ضدانقلاب هم نشان میداد که آنان بیشتر از هر چیزی به دنبال کشتهسازی و جسدسازی هستند تا اینکه دایه مهربانتر از مادر باشند و برای نجات یک دختر جوان وقت و هزینه بگذارند. همین موضوع سبب شد تا خانواده مقتول برای محافظت از آبرو و حیثیت خود درحالیکه بنابرقانون امکان بخشش و عفو مجرم وجود داشت از عفو مجرم خودداری کند و این بار هم یک دختر قربانی سیاسیکاری و منفعتطلبی ضدانقلاب شد.

سخنان شعبانی، وکیل خانواده مقتول که به جوسازیهای رسانهای و ادعای برخی از آنها برای جلوگیری از اجرای حکم قصاص ریحانه و گرفتن رضایت از خانواده مقتول اشاره دارد، بهخوبی روشن کنند ابعاد سیاه این ماجراست.
وی دراینباره میگوید: «با توجه به اینکه حکم قصاص ریحانه جباری بر اساس روند قانونی و از طریق مجاری رسمی حقوقی کشور به پایان رسیده و وی به مجازات قصاص محکومشده است، من به کسانی که داعیه دوستی با ریحانه جباری رادارند توصیه میکنم این تصور را نداشته باشند که این رأی باطل و نادرست است و با ادعاهای خود مرحوم سربندی (مقتول) را مورد اتهام و تهمت قرار دهند، چراکه وارد آوردن اتهام و تهمت به مقتولی که دستش از دنیا کوتاه است و قادر به دفاع از خود نیست نهتنها کمکی به عدم اجرای حکم قصاص ریحانه جباری نمیکند بلکه احساسات خانواده این مرحوم را جریحهدار کرده و آنها از اخذ رضایت فاصله بیشتری میگیرند«.
این وکیل دادگستری ادامه میدهد: «من به تمام کسانی که درصدد دفاع از خانم جباری هستند، توصیه میکنم که با طرح مسائل خلاف واقع و متهم کردن مقتول، موجب جریحهدار شدن احساسات خانواده وی نشوند، چراکه اینجانب بهعنوان وکیل مقتول معتقدم که بر اساس اقاریر صریح خانم جباری، هیچ راهی ازنظر حقوقی برای نادیده گرفتن مجازات وی از ناحیه دستگاه قضایی باقی نمانده است.«
حادثه مهاباد؛ هتلی که طعمه آتش دروغ شد
ماجرای به آتش کشیدن هتل تارا در مهاباد نیز در همین حیطه قابلتوجه است. بازهم پای یک زن در میان است تا ضدانقلاب با استفاده از ابهاماتی که وجود دارد از یک موضوع شخصی و خصوصی یک آشوب بسازد.
این موضوع حول یک رابطه پنهانی میان یک زن و مرد شکل گرفت و در ادامه با فوت «فریناز خسروانی»، کارمند هتل تارا در یک حادثه و سناریوسازی ضدانقلاب برای متهم کردننظام جمهوری اسلامی ایران، بازهم از سوی شبکههای اجتماعی طرح یک آشوب ریخته شد و درنتیجه هتل تارا گرفتار آتش فتنه شد.
جالب اینجاست که چطور ضدانقلاب با همدستی حکومتهای مرتجع عربی در شبکههای اجتماعی یک موضوع شخصی را به یک تراژدی علیه کشورمان تبدیل کردند. در شبکههای اجتماعی به دروغ اینطور ادعا شد که فریناز خسروانی به سبب دفاع از ناموس برای اینکه مورد تجاوز یک مأمور امنیتی قرار نگیرد خود را از ساختمان هتل به پایین انداخته و فوتشده است. همین موضوع سبب شد تا افرادی که احساساتشان جریحهدار شده است برای فروکش کردن خشم خود به سمت هتل تارا رفته و معترض چنین جریانی شوند. البته به نظر میرسد حضور عناصر ضدانقلاب در ایجاد بلوای خیابانی نیز بیتأثیر نبوده است.

پسازاین ماجرا فیلمی در شبکههای اجتماعی از سوی مسئولین هتل تارا منتشر شد که نشان از یک رابطه شخصی داشت که در عین اینکه با مشکلات شرعی همراه بود میتوانست در حفظ شانیت جامعه و دختری که فوتشده، سربسته بماند. اما ضدانقلاب که به جسدسازی بیشتر از آبرو و ارزش اخلاقی جامعه فکر میکند چنین وقیحانه به دروغپردازی اقدام کرد.
به هر لحاظ اگر هر چهار حادثه را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم، در این سناریوسازیها میتوان به ایفای نقش یک دختر جوان بهعنوان قربانی، یک نیروی امنیتی یا نهادی ارزشی مانند بسیج بهعنوان مجرم و همچنین فعالیت هماهنگ رسانههای ضدانقلاب و برخی از رسانههای داخلی و برای متهمسازی نظام جمهوری اسلامی پی ببریم که کلید سناریو فتنه است.
اما آنچه در این میان حائز اهمیت است، آگاهی و عدم تعجیل بی مورد برای رسیدن به واقعیت ماجراست. درواقع ضدانقلاب برنامههای خود را در فضای ناآگاهی و جهل پیاده میکند و در این میان هوشیاری افکار عمومی و همچنین اطلاعرسانی به موقع رسانهها میتواند از فریب خوردن و کلاهبرداری سیاسی ضدانقلاب جلوگیری کند.
علی جنتی: بازسازی تئاتر شهر منوط به اجرایی شدن برجام است!
وی افزود: البته این سالن هنوز دارای اشکالات جزئی است که تلاش ما بر این است که این اشکالات جزئی را نیز رفع کنیم و بتوانیم اعتبار آن را از سازمان مدیریت و برنامهریزی دریافت کنیم.
جنتی ادامه داد: امیدوارم با توجه به شرایط جدید و اجرایی شدن برجام گشایشی در وضعیت پولهای بلوکهشده ایجاد شود و گشایش اعتبار به صورت رسمی صورت گیرد تا هر چه سریع تر مشکلات را حل کنیم.
در این بازدید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از سالنهای سایه، قشقایی و پلاتوهای تئاتر بازدید کرد و در جریان مراحل ساخت، خرید تجهیزات و تغییرات ایجادشده قرار گرفت.
طبق اعلام رسمی سایت وزارت ارشاد، وی همچنین از تمرین گروه اجرایی نمایش «ترور» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی نیز بازدید کرد و در جریان مشکلات آنها قرار گرفت.
علی جنتی: بازسازی تئاتر شهر منوط به اجرایی شدن برجام است!
وی افزود: البته این سالن هنوز دارای اشکالات جزئی است که تلاش ما بر این است که این اشکالات جزئی را نیز رفع کنیم و بتوانیم اعتبار آن را از سازمان مدیریت و برنامهریزی دریافت کنیم.
جنتی ادامه داد: امیدوارم با توجه به شرایط جدید و اجرایی شدن برجام گشایشی در وضعیت پولهای بلوکهشده ایجاد شود و گشایش اعتبار به صورت رسمی صورت گیرد تا هر چه سریع تر مشکلات را حل کنیم.
در این بازدید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از سالنهای سایه، قشقایی و پلاتوهای تئاتر بازدید کرد و در جریان مراحل ساخت، خرید تجهیزات و تغییرات ایجادشده قرار گرفت.
طبق اعلام رسمی سایت وزارت ارشاد، وی همچنین از تمرین گروه اجرایی نمایش «ترور» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی نیز بازدید کرد و در جریان مشکلات آنها قرار گرفت.
گاف دختر آیتالله و افشای یک رابطه قدیمی
صورش هم برای برخی جالب است؛ در یک سوئیت در زندان اوین نشسته و به سقف خیره شده باشی که ناگهان نگهبانان هم سلولی جدیدت را می آورند.
البته شاید برای خیلیها قابل هضم نباشد که این دو زندانی از دیدار یکدیگر خوشحال شوند؛ اما محمد رضا رحیمی و مهدی هاشمی برخلاف همه تصورها از دیدار و همسلولی بودن با یکدیگر حداقل ناراحت نبودند.
بیشتر از 20 روز پیش مهدی هاشمی راهی زندان اوین شد تا دوران محکومیت خود را بگذراند؛ خیلی ها دوست داشتند بدانند اولین شب و روز آقازاده جنجالی در اوین چگونه خواهد گذشت.
فاطمه هاشمی اولین خبر از درون اوین و آنچه بر مهدی هاشمی در شب اول گذشت را به روزنامه شرق گزارش داد.
تیتر روزنامه شرق در نوع خودش جالب بود «شب نشینی در اوین»؛ این تیتر به همراه کاریکاتوری خندان از رحیمی و مهدی هاشمی، در نوع خود جالب توجه بود.
روزنامه شرق در گزارش خود از قول فاطمه هاشمی از درخواستهای محمد رضا رحیمی از مهدی هاشمی خبر داده بود؛ درخواستی که تنها یکی از آنها یعنی درخواست برای بازنشستگی از سوی فاطمه هاشمی برای مخاطبان شرق علنی شده بود.
اما این پایان کار اولین شب نشینی مهدی هاشمی در اوین نبود؛ خیلیها داشتند از خود میپرسیدند که درخواست دوم رحیمی از مهدی هاشمی چه بود؟ که فاطمه هاشمی با ارسال تکذیبیهای به شرق توجهات را به خود جلب کرد.
اولین شب نشینی در اوین؛ از درخواست رحیمی تا تکذیب دختر آیت الله!
«رحیمی خواسته تا درباره بازنشستگی او صحبت شود و کار بازنشستگی انجام شود. که من هم پیگیریهایی را در این باره انجام دادم»؛ این را فاطمه هاشمی به روزنامه اصلاح طلب شرق گفته بود.
خواندن چند باره جمله بالا برای کسانی که حافظه سیاسی قوی ندارند خیلی عجیب بود؛ اما اینکه رحیمی از فرزند آیت الله درخواست کند که پیگیر کارهای بازنشستگی اش باشد قطعا به اندازه این حرف فاطمه هاشمی که گفته «من هم پیگیری هایی را در اینباره انجام دادهام» عجیب نیست.
فاطمه هاشمی هم تنها یک روز وقت میخواست تا متوجه شود، انتشار این خبر در روزنامه شرق چقدر برای او و خانوادهاش و حتی شخص پدرش تبعات دارد.
«روزنامه شرق گفتههایم را تحریف کرد»؛ این راحتترین راه برای فرار از زیر بار فشار افکار عمومی و سوالهای آنان بود.
فاطمه هاشمی در تکذیبیه نوشته بود: «بازگشت به انتشار گزارش شبنشینی در اوین در صفحه نخست شماره ٢٣٧٣ روز دوشنبه روزنامه «شرق» که گفتوگوی اینجانب با آن جریده تبدیل به گزارش خبری شده بود، در کمال تأسف آن رسانه بهدلیل عافیتطلبیهای مرسوم و با نادیدهگرفتن حق مخاطب و اصل آزادی بیان، اقدام به تحریف مطالب، سانسور واقعیت کرده است؛ کمفروشی به افکار عمومی و مخاطبان، شبیه همان روش صداو سیماست که هرآنچه تاکنون خواسته به خانواده هاشمی رفسنجانی و مهدی هاشمی نسبت داده، اما حاضر نیست جزئیات دادگاه را پخش کند.
فاطمه هاشمی اما در تکذیبیه خود به به طور سادهای مطالب منتشر شده در گزارش شرق درباره درخواست های رحیمی از برادرش را تائید می کند؛ «جای افسوس دارد مطالبی که صرفا جهت اطلاع خبرنگار عنوان شده و پس از پایان گفتوگو نیز تأیید نهایی صورت گرفته، همان مسائل غیر قابل انتشار، در روزنامه منتشر شده است. به همین دلیل روزنامه «شرق» موظف است براساس ماده ٢٣ قانون مطبوعات نسبت به انتشار متن کامل مصاحبه اینجانب اقدامات لازم را انجام دهد.»
فاطمه هاشمی تائید میکند که این مطالب را تنها جهت اطلاع خبرنگار گفته است ولی خبرنگار مربوطه دقیقا همان مطالب را در گزارش خود منعکس کرده است؛ روزنامه شرق هم در شماره بعدی خود از فاطمه هاشمی به دلیل آنچه «حذف برخی بخشهای مصاحبه فاطمه هاشمی» خواند، عذرخواهی کرد.
تائید و تکذیبهای فاطمه هاشمی اما نمیتوانست سوال مهم ایجاد شده را پاسخ دهد؛ سوالی درباره درخواست دوم رحیمی از مهدی که پاسخ به آن شاید برای برای خانواده هاشمی گران تمام شود.
درخواست دوم رحیمی از آقازاده جنجالی/ «به روزنامههایتان بگوئید…»
معاون اول دولت احمدی نژاد و استاندار دولت هاشمی در برابر آقازاده آیتالله نشسته است و از درخواست هایش میگوید؛ اولین درخواست درباره بازنشستگیاش است و مهدی قول پیگیری می دهد.
دومین درخواست رحیمی از مهدی اما درباره حملههایی است که برخی روزنامههای نزدیک به خانواده هاشمی به وی و مرخصی رفتنهایش از زندان داشتهاند؛ «به روزنامههایتان بگوئید اینقدر به مرخصی رفتنهای من از زندان حساسیت نشان ندهند»
درخواست دوم رحیمی از مهدی هاشمی دقیقاً همان چیزی است که فاطمه هاشمی بیشتر از لو رفتن درخواست اول از آن میترسید؛ درخواستی که پیوند خانواده هاشمی رفسنجانی با محمدرضا رحیمی و همچنین «روزنامهگردانی» خاندان هاشمی را افشا میکند.
فاطمه که به احتمال زیاد یکی از دو کاندیدای هاشمیها در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی است در مصاحبه با شرق نشان داد که هنوز چندان به ادبیات سیاسی خانواده وارد نیست و در طول یک گفتوگوی چند پاراگرافی؛ سناریوی سیاسی جلوه دادن حکم مهدی را با شکست مواجه کرده و یکی از روزنامههای نزدیک به خانواده خود را نیز علناً بواسطه اشتباه شخصیاش مورد هجمه قرار داده است.
فاطمه هاشمی که چند ماه قبل توسط روزنامه آرمان شخصیتی همسان با دختر مهاتما گاندی معرفی شده بود در این روزها ورود جدیاش به عرصه سیاسی چندان موفق عمل نکرده تا جایی که مجبور شد با حمله به روزنامه شرق اشتباه خودش را گردن این روزنامه بیاندازد.
دختر بزرگ آیتالله با مخفی کردن دومین درخواست محمدرضا رحیمی از مهدی هاشمی نشان داد که چندان با تکنیکهای دروغپردازی رسانههای نزدیک به خانوادهاش هماهنگ نشده است.
از طرفی درخواست رحیمی از مهدی هاشمی نشان میدهد که تا چه اندازه روزنامههای زنجیرهای تحت سلطه خانواده هاشمی هستند و اعمال فشار دستهجمعی این خانواده علیه یک فرد یا جریان سیاسی کاملا با خطدهی مستقیم هاشمیها صورت میگیرد.
جالب آنجاست که طی چند روز گذشته با اعلام این درخواست از طرفی محمدرضا رحیمی تا حدود زیادی فرآیند تخریب نامبرده از طرف روزنامههای اصلح طلب و همسو با خانواده هاشمی کاهش پیدا کرده است.










در این وبلاگ آخرین اخبار محله کن،نمازجمعه بخش کن،اخبار غرب تهران و سایر اخبار را می خوانیم