بندگان خوب خدا، نمازگزاران عزیز جمعه، خواهران و برادران خوب من، خودم و همه‌ی شما عزیزانم را به تقوی، به پرهیز از ورود به حریم‌الله، به پرهیز از اتکا به کارها و رفتارهایی که خدای متعال آن کارها را دشمن می‌دارد و سعی در تقید به واجبات و کارهایی که خدای متعال آن‌ها را دوست می‌دارد، دعوت می‌کنم. امیدوارم خدای متعال به گوینده و شنونده توفیق تقوا عطا بفرماید ان‌شاالله. اساس تقوا آخرت‌مداری است. اگر انسان فهمید که این دنیا با همه‌ی طول و تفصیلش، با همه‌ی چرب و شیرینش، چند صباحی بیش‌تر نیست و سرای باقی سرای اصلی است، [به روح تقوا می‌رسد] «و ما هذه الحیوة الدنیا الا لهوا و لعب» این دنیا با همه‌ی طول و تفصیلش جز بازی و بازیچه و سرگرمی نیست. «و ان الدار الاخرة لهی الحیوان» سرای آخرت است که زندگی واقعی و حیات واقعی در آن است. اگر انسان این مطلب را عمیقاً باور بکند به روح تقوا دست پیدا کرده، به روح ایمان دست پیدا کرده [است].

خب بحث ما در سبک زندگی دینی بود. ولی با توجه به میلاد عزیزترین وجود عالم، محبوب حضرت حق، حبیب انبیا و اولیا، حضرت محمد بن عبدالله صلوات‌الله و سلامه علیه، ترجیح می‌دهم خطبه‌ی اول را راجع به سیره‌ی ایشان که در واقع منبع استخراج سبک زندگی دینی است، اختصاص بدهم. خیلی ضرورت دارد ما راجع به سیره و سنت رسول خدا تک تک‌مان مطالعه بکنیم. فرمود: «ولکم فی رسول الله اسوة حسنه» گاهی وقت‌ها یکی از ما از اخلاقی دیگری تعریف می‌کند. گاهی وقت‌ها خدای متعال که مبدأ جمال و جلال است به یک بنده‌ای از بندگان خودش می‌گوید که «انک لعلی خلق عظیم» ای رسول ما عجب اخلاق عظیم و بزرگی دارید. اگر جز این تعریف را نداشتیم، کفایت می‌کرد برای این که ما خودمان را به سیره و سنت رسول الله نزدیک بکنیم و با آن آشنا بشویم. معیار قرار بدهیم در حرف زدن‌ها و نزدن‌ها، رفتار کردن‌ها و نکردن‌ها [ی خودمان] .

به نقل امیرالمومنین آقا رسول خدا هیچ‌گاه از خوردنی‌های دنیا دهان خود را پر نکرد. و به دنیا التفاتی ننمود. هر چیزی را که می‌فهمید خدای متعال دشمن می‌دارد از آن دوری می‌جست و هر چیزی را که می‌دید خدای متعال دوست دارد به آن اقدام می‌کرد. آن کار را انجام می‌داد. امیر مؤمنان می‌فرماید: اگر نبود در ماها جز این عیب که بر خلاف رسول خدا دنیا را هم دوست می‌داریم، که خدا دوست نمی‌دارد و به آخرت توجهی نمی‌کنیم، که همه‌ی توجه خدای متعال به آخرت است، همین در بدبختی و شقاوت ما کافی بود. رسول خدا این‌طور نبود. می‌فرمایند رسول خدا روی زمین غذا می‌خورد. تکلفات و تشریفات را از زنگی خود حذف کرده بود. مانند بندگان می‌نشست. کسی که وارد مجلس می‌شد نمی‌فهمید که پیامبر کدام‌یک از این‌هایی است که نشسته [است]. مثل بندگان می‌نشست. کفش خود را به دست خود پینه می‌کرد و برای این‌که نشان بدهد اهل تشریفات نیست، مانند شاهان ساسانی و رومی بر روی اسب‌های زینت‌کرده‌ی کذایی نمی‌نشست. بر روی الاغی لخت سوار می‌شد و کسی را هم هم‌ردیف خود سوار می‌کرد. تا هیچ‌گونه تشریفاتی وجود نداشته باشد. وقتی وارد خانه‌اش شد دید یکی از همسرانش بر در خانه پرده‌ای را آویزان کرده ، پرده‌ای که رنگ و لعابی داشت، حضرت فرمود: این پرده را باز کن. چرا که من را به یاد دنیا می‌اندازد. به هرکسی که می‌رسید سلام می‌کرد.

حتی به کودکان و می‌فرمود من این کار را می‌کنم تا دیگران به من اقتدا بکنند. بسیار کم‌حرف بود و جز در مواقع ضرورت حرف نمی‌زد. نه کسی را با کلام خود می‌آزرد و نه در کلام خود به کسی اهانت می‌کرد. هرگز به خاطر دنیا خشمگین نشد. وقتی غضب می‌فرمود روی مبارک را برمی‌گرداند و چشم‌های خود را می‌بشت تا غضب او را از حال خودش خارج نکند. همیشه تبسمی شیرین بر لبان مبارکش بود. وقتی وارد خانه می‌شدند وقت خودشان را سه قسمت می‌کردند. قسمتی را برای عبادت، قسمتی را برای خانواده و قسمتی را برای خود، و آن قسمتی را که برای خود گذاشته بودند بین خود و مردم تقسیم می‌کردند. با مردم انس داشتند. از مردم دوری نمی‌کردند و آنان را از خود رنجیده‌خاطر نمی‌کردند و از مردم به راحتی نمی‌رنجیدند. بزرگ هر قومی را احترام می‌کردند و امور قومش را به خودش واگذار می‌کردند. همواره از اصحاب خود تفقد می‌کردند. هر موقع می‌دیدند یکی از اصحاب نیست، حال او را می‌پرسیدند. اگر مریض بود به عیادتش می‌رفتند. اگر می‌گفتند به سفر رفته دعا می‌کردند تا به سلامت از سفر برگردد. هر عمل نیکی را تحسین می‌کردند و هر عمل قبیحی را تقبیح می‌کردند تا دیگران یاد بگیرند.

همیشه میانه‌رو بودند و از افراط و تفریط دوری می‌کردند. هیچ‌گاه ننشستند و برنخاستند مگر به ذکر خدا. در هیچ مجلسی جای مخصوصی برای خود انتخاب نمی‌کردند. وقتی وارد مجلس می‌شدند، هرجایی خالی بود می‌نشستند. از نشستن در صدر مجالس پرهیز می‌دادند و خودشان صدر مجالس را همیشه انتخاب نمی‌کردند، به گونه‌ای به همه نگاه یکسان داشتند که هرکسی فکر می‌کرد او محبوب‌ترین انسان‌ها پیش رسول خداست. حتی در نگاه‌های خود به مردم عدالت را مراعات می‌کردند. هرکسی به حضورشان شرفیاب می‌شد حضرت آن‌قدر صبر می‌کرد تا خودش بلند شود و برود، و بلند نمی‌شد و بگوید آقا وقتمان تمام شد و بروید. با هرکسی دست می‌دادند دست خودشان را نمی‌کشیدند تا او دست بکشد و هروقت دست می‌کشید حضرت کنار می‌کشیدند. مجلس‌شان مجلس حلم و حیا بود. هیچ‌گاه سوء ادب از ایشان دیده نشد. حرف زشتی نزدند، کار زشتی نکردند، به حرف زشتی نخندیدند، به کار زشتی نخندیدند و خوششان [از آن کار زشت] نیامد. در مجلس‌شان صداها بلند نمی‌شد. همه به هم‌دیگر احترام می‌گذاشتند. اجازه‌ی هتک نوامیس و حرمت دیگران را به هیچ کس نمی‌دادند.

دائماً خوش‌رو بودند و از خشونت، فریاد زدن، فحاشی و عیب‌جویی پرهیز می‌کردند. اجازه نمی‌دادند کسی از ایشان تعریف کند. هرگز احدی را مذمت و سرزنش نمی‌کردند. مردم در حضور او نزاع و مشاجره‌ی لفظی با هم‌دیگر نداشتند. کلام هیچ کسی را قطع نمی‌کردند. اگر در نزد ایشان لغزشی رخ می‌داد حضرت بدون هتک حرمت نشان می‌دادند که این کار اشتباه است و مورد تأیید من نیست. اگر کسی دروغ می‌گفت، حضرت می‌فرمود: البته این سخنی‌ست که ایشان می‌گفتند و یعنی ما قبول نداریم. هیچ‌گاه اتفاق نیفتاد که پای خودشان را جلوی کسی دراز بکند حتی جلوی همسران خودشان. اگر اصحاب از چیزی می‌خندیدند، ایشان هم می‌خندید و همراهی می‌کرد. اگر اصحاب تعجب می‌کردند ایشان هم تعجب می‌کرد. سعی می‌کرد همیشه با مردم باشد. بیش‌تر اوقات رو به قبله می‌نشستند. روزی فرشته‌ای آمد و به رسول خدا عرضه داشت که ای رسول خدا! خدای متعال به تو سلام می‌رساند و می‌گوید اگر می‌خواهی کل این سرزمین مکه را –معلوم می‌شود حضرت در آن زمان در مکه بوده- برای تو مملو از طلا بکنم. حضرت تبسمی کرد و فرمود: سلام من را به خدا برسان. طبق نقلی خود حضرت دستشان را بلند کردند و فرمودند: خدایا من حاضرم یک روز سیر باشم و تو را شاکر باشم و یک روز گرسنه باشم و از تو گدایی بکنم. این برای من محبوب‌تر از این است که همیشه سیر باشم.

روزی [در] مجلس‌شان، (منزل‌شان) پر از مهمان بود. حضرت کمی دیر تشریف آوردند. مهمان‌ها داخل خانه را پر کرده بودند. فردی به اسم «جریر» بیرون خانه ایستاده بود. جا برایش نبود تا داخل خانه برود. پشت در خانه‌ی پیغمبر روی زمین نشست. حضرت تا آمد نزدیک خانه‌ی خودشان، عبای مبارک خودشان را درآوردند، انداختند زیر پای این مهمان در کوچه. فرمودند این‌جا بنشین و ایشان عبا را برداشت و بوسید و بر روی چشمش گذاشت. این اخلاق عمومی و کلی پیغمبر ما بود. خدایا توفیق تأسی به پیغمبر را به ما عطا بفرما. ما را جزو مسلمانانی که رسول خدا در برزخ و قیامت و محشر و صراط دست‌شان را خواهد گرفت، قرار بده. خدایا ما را از موالیان رسول خدا و خاندان رسول خدا قرار بده.

قرائت سوره‌ی کوثر

 


ولادت موفور السرور شریف‌ترین و عزیزترین و عظیم‌ترین خلقت حضرت حق، خاتم انبیا و رسل، محمد بن عبدالله [را] عرض تبریک داریم. به نقل شیعه (عمده‌ی مورخین شیعه) در هفده ربیع‌الاول عام الفیل، سالی که خدای متعال جبابره‌ی یمن را به دست قسمت کوچکی از لشکر ابابیل خودش سرکوب کرد و با قدوم مبارک ایشان (پیامبر) طاق کسری شکست، آتش‌کده‌ی پارس خاموش شد، بسیاری از نمادهای شرک و کفر و الحاد در دنیا ساقط شد و منهدم شد. این ولادت، ولادتی بود که آغاز انسانیت به معنای واقعی برای فرزندان آدم بود. قبل از وجود مقدس ایشان بشر انسانیت را –به معنای واقعی‌اش- تجربه نکرد. ایشان بود که انسانیت را به معنای واقعی کلمه به بشر نشان داد و سرمایه‌ی تبلیغ انبیا را به ثمر نشاند. امیدواریم خدای متعال ما را در دنیا و آخرت در جمله‌ی موالیان رسول خدا محشور بفرماید ان‌شاالله.

    * میلاد امام صادق علیه السلام

هم‌چنین میلاد با سعادت مولامان و صاحب‌مان و رئیس مذهب‌مان، حضرت جعفر بن محمد الصادق علیه‌السلام را داریم. که حضرت حق عمده‌ای به گردن شیعه، علمای شیعه، عموم شیعیان و فرهنگ تشیع دارد. امیدواریم خدای متعال ما را جزء شیعیان حضرت محسوب بفرماید.

    * هفته‌ی وحدت و مسئله‌ی مهم وحدت

به همین مناسبت و به نقل برادران عزیز اهل سنت که ولادت پیغمبر اکرم را در دوازدهم ربیع الاول می‌دانند، مناسبت هفته‌ی وحدت را داریم. راجع به این (وحدت) حتماً عزیزان نمازگزار ما همه مستحضر هستند [که] اصول نظام ما و مبانی نظام ما همه حاکی از این است که وحدت رمز موفقیت مسلمین در همه‌ی دوره‌هایی که موفق بوده‌اند، بوده [است] و تفرقه و اختلاف رمز شکست مسلمین در هر صحنه‌ای بوده که شکست خوردند. شما بدر را ببینید و [در برابر آن] احد را ببینید. مقایسه بکنید. شما نهضت‌های قبل از انقلاب کبیر اسلامی ایران را ملاحظه بفرمایید، و نهضت بسیار باشکوه مردم شریف ایران را به رهبری حضرت امام (ره) ملاحظه بفرمایید.

جایی که پیروز می‌شویم، وحدت اولین و مهم‌ترین شرط بوده [است]. حضرت امام (ره) مکرر فرمود: رمز پیروزی ما وحدت بود. امیدواریم خدای متعال به ما توفیق بدهد قدر وحدتی که حاصل شده در کشور ما، در منطقه‌ما، ان‌شاالله بدانیم. نکته‌ای را من عرض می‌کنم که به نظر خودم خیلی مهم است. بعضی از عزیزان شاید فکر بکنند که وحدت یک شرط است و تازه شروط دیگری برای رشد و پیشرفت لازم است.

من می‌خواهم یک تصویر بالاتری را در ذهن عزیزانم تصویر بکنم. مطمئن باشید وحدت به معنای واقعی کلمه اگر در یک منطقه‌ای، در یک کشوری شکل بگیرد، هیچ چیز دیگری برای رشد منطقه لازم نیست. اگر ما درست بفهمیم وحدت یعنی چه [بسیاری از مشکلاتمان حل می‌شود]. یعنی این که ما همه‌ی ظرفیت‌هایمان را برای رسیدن به یک آرمان جمع بکنیم. خود به خود کارها جلو خواهد رفت. اگر این را فهمیدییم و به آن عمل کردیم، اگر برادران عزیز اهل سنت ما پای‌بند باشند به این وحدت، گروه‌های شیعه در نقاط مختلف جهان  پای‌بند باشند به این وحدت، قطعاً اسلام عزیز، اوج خواهد گرفت.

    * غرب و و استکبار در صدد به هم زدن وحدت مسلمانان

بترسید از آن چیزی که مورد نظر سرویس‌های جاسوسی غرب است. ممکن است یک کاری را یک شیعه‌ای انجام بدهد یا یک سنی انجام بدهد. با این که ماهیت دو کار کاملاً با هم متفاوت است ولی یک نقطه‌ی اشتراک دارد و آن این که به هر دو کار سرویس‌های جاسوسی غرب احسنت می‌گویند. چه شما به خلفا در یک مجلسی که فیلم‌برداری هم می‌شود، صدابرداری هم می‌شود، توهین‌های رکیک بکنید، هم به آن کار سرویس جاسوسی دشمن می‌گوید احسنت و هم به آن حماقت تام و تمامی که یک وهابی با بریدن سر یک دختر سه ساله، چهارساله مرتکب می‌شود به آن [هم] می‌گوید احسنت. هردو تا کار ایراد دارد.

    * خدا، پیغمبر، کتاب و قبله‌ی واحد

وحدت جزء استراتژی‌های مهم نظام ماست. ما خدای واحد داریم، پیغمبر واحد داریم، قبله‌ی واحد داریم. بالای نود درصد مناسک و مراسمات دینی شیعه و سنی یکی است. حالا در نماز این همه اشتراکات است. البته در چندتا فرع فقهی هم ممکن است اختلافاتی باشد. ولی اصل این‌ها همیشه واحد بوده و مسلمین به صورت واحد عمل می‌کردند. حتی بر خلاف دیگران، در زمینه‌ی فروعات هم برادران مالکی ما که جزء اهل سنت هستند، مثل شیعیان با دست باز نماز می‌خوانند. حتی میان خود اهل سنت هم این‌طور نیست که در همه‌ی مسائل وحدت وجود داشته باشد. لذا ما باید به اصل توجه بکنیم. اصل خداست که واحد است. پیغمبر است که واحد است. کعبه است که واحد است. قرآن است که واحد است. باید به این‌ها توجه کرد. دشمن شگردش این است که چیزهایی را که مهم نیست، مهم جلوه می‌دهد. و چیزهایی را که اهمیت دارد کم‌رنگ می‌کند. لذا اختلافات شروع می‌شود.

    * دعوت از برادران اهل سنت برای شرکت در نماز جمعه‌ی کن و حومه

برادران عزیز اهل سنت ما در منطقه‌ی کن و حومه حتماً  در نماز جمعه‌ی ما شرکت بکنند. برادران عزیز، اتباع محترم پاکستان، افغانستان، کشورهایی که وجود دارند، بعضی اتباع کشورهای عربی در منطقه؛ ما از آن‌ها دعوت می‌کنیم در نمازجمعه‌ی کن حضور داشته باشند. ما به آن‌ها خیر مقدم می‌گوییم. استقبال می‌کنیم از حضور آن‌ها. چه شیعه و چه سنی؛ همه‌ی ما برادرانی هستیم که به یک دین معتقدیم و اختلاف ما فقط برای یک طیف مشخص –یعنی صهیونیست- و مستکبران عالم ثمره و منفعت دارد. امیدوارم خدای متعال به ما توفیق حفظ این وحدت را عطا بکند ان‌شاالله.

    * توصیه‌های مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای محترم شورای شهر و شهردار تهران

در هفته‌ای که گذشت مقام معظم رهبری دیداری را با اعضای محترم شورای شهر و شهردار تهران داشتند. من نکاتی را که به منطقه‌ی خودمان مربوط می‌شود عرض می‌کنم. اولاً ایشان تأکید فرمودند که حتماً مسئولین نظام با قصد الهی، با قصد قربت به مردم خدمت بکنند. با نیت الهی [خدمت کنند]. فرمود: «الخلق عیال الله» مردم عیال خدایند. هرکسی به عیال خدا خدمت بیش‌تری بکند، پیش خدا هم محبوب‌تر است. خیلی صریح عرض بکنم اگر برای پول و پست و مقام خدمت کردید بدانید که باختید، مخصوصاً در نظام اسلامی. سالکی بود در کنار همسرش نشسته بود.

همسرش به او گفت که فلانی گوسفندی را ذبح کردیم. همه‌اش را دادیم رفت، فقط کتفش مانده [است]. آن سالک گفت همه‌اش باقی‌ست، فقط کتفش رفته [است]. ما باید نگاهمان این باشد. هرچه برای خدا کار بکنید ماندگار است و هرچه برای خودمان و منافع خودمان کار بکنیم –فرقی هم نمی‌کند- این‌ها از بین خواهد رفت. [مقام معظم رهبری] تعامل مثبت و پویا را با دولت تأکید فرمودند. هیچ دستی به تنهایی صدا ندارد. ای مردم عزیز ما در کن، مسئولین عزیز منطقه، بزرگان، اعضای محترم شوراها هیچ دستی به تنهایی صدا ندارد و هیچ کسی به تنهایی موفق نخواهد شد. از ظرفیت‌های هم‌دیگر استفاده بکنید.

اختلاف سلیقه‌ها باعث نشود که از کمک‌هی هم‌دیگر بی‌بهره بشویم. مثال معروفی وجود دارد، می‌گویند یکی می‌کند، یکی لوله می‌گذاشت و یکی پر می‌کرد. کافی بود که یک روزی آن نفر وسط که لوله می‌گذارد، نیاید. این دو نفر دیگر هر چقدر هم که کار بکنند؛ یکی بکند و یکی پر کند، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. اصلاً کارهای اجتماعی با وحدت پیش می‌رود.

    * کن یک روستا نیست / مسئولین به کن توجه کنند

واقع‌بین هم باشید در منطقه. کن دیگر روستا نیست. هرکسی فکر می‌کند کن روستاست، منزلش را بفروشد و برود یک جای دیگر که شهر می‌داند، زندگی بکند. کن در منطقه‌ی پنج تهران قرار دارد. روستا نیست. و این‌جا شهرستان جدایی هم نخواهد شد. چیزی که در وسط تهران قرار گرفته و بعد از آن تازه منطقه‌ی بیست و دو تهران شروع می‌شود، این دیگر جدا نخواهد شد به عنوان هر چیزی. لذا این‌جا را به عنوان قسمتی از شهر تهران همه‌ی مسئولین بدانند و شروع بکنند به ساختنش؛ با همان معیارهایی که مقام معظم رهبری روی آن تأکید کردند؛ [از جمله] سبک معماری. نیایید مدام زمین‌های کشاورزی کن را بخرید و مرتب برج بسازید. بدون مسجد، بدون حسینیه. شش هزار سکنه را در جایی ساکن می‌کنند، بدون این که مسجدی داشته باشند. این سبک شهرسازی مورد قبول نظام نیست.

    * هیچ‌گاه از پشتیبانی محور مقاومت دست بر نخواهیم داشت

وقت گذشه است. من خیلی طول ندهم. آخرین حرفم این باشد. من تقدیر می‌کنم از وزیر محترم خارجه که با سفرشان به کشورهای محور مقاومت، لبنان، سوریه و عراق، نشان دادند که سیاست اصولی جمهوری اسلامی حمایت از محور مقاومت است. ما به خاطر دین‌مان، به خاطر اعتقادات‌مان، به خاطر این که مولای ما فرموده: «کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عونا» هیچ‌گاه از پشتیبانی محور مقاومت دست بر نخواهیم داشت.

خدایا در فرج حضرت حجت تعجیل بفرما. ما را از یاوران حضرتش قرار بده. قلب مقدس حضرت را از ما راضی بدار. ما را مشمول ادعیه‌ی مستجاب حضرت قرار بده. ما را از یاد و نام حضرتش غافل نفرما. سایه‌ی بلندبالای مقام عظمای ولایت بر سر ما مستدام بدار. این کشور را، این ملت را با عزت زنده بدار. عزت همیشگی شامل حال این ملت بفرما.

حضرت امام، گذشتگان‌مان، شهدای‌مان، که دین را با خون‌هایشان، با قلم‌هایشان، با قدم‌هایشان، با زحمت‌هایشان حفظ کردند و به ما رساندند همه را از ما راضی بدار. مریض‌هایمان شفا کرم فرما. علمای اعلامی که در مجلس حضور دارند، حضرت آیت‌الله باقری، حضرت آیت‌الله مرتضوی، دیگر عزیزانی که من نمی‌شناسم بعضی را و زحمت می‌کشند، ائمه‌ی محترم جماعات، بزرگان هیأت‌های امنا، تک تک مردم عزیز منطقه که این نماز جمعه متعلق به همه‌ی آن‌هاست، همه‌ی عزیزانم را حشر و نشرشان را با ابی عبدالله الحسین علیه السلام قرار بده.

منبع:ستاد اقامه نماز جمعه کن و حومه