پیش بینی دهه هفتاد رهبر انقلاب در مورد اینترنت/ضریب نفوذ ما در اینترنت حداکثر 43 درصد است
در این میان به منظور بررسی فضای مجازی و میزان امنیت آن در ایران به سراغ سید محسن میربهرسی، فعال رسانه ای و حوزه آی تی و نویسنده چند کتاب در این رابطه رفتیم و نظرات او را در این زمینه جویا شدیم. در بخشی از این مصاحبه می خوانید:
به عنوان اولین سؤال باتوجه به ضریب نفوذی که شبکه های اجتماعی مختلف (مانند Facebook و Twitter) در کشور ما و بین افراد مختلف ایجاد کرده اند، این شبکه ها تا چه حدی قابل اعتمادند؟
ـ می تواند قابل اعتماد باشد و می تواند نباشد. بستگی به کاربر دارد. این شبکه ها یک امکان هستند. مقام معظم رهبری فرمایشی با این مضمون دارند (البته من برداشت خودم را از آن می گویم) که دشمن تصور می کرد که می تواند از اینترنت به عنوان تهدیدی علیه ما استفاده کند، غافل از آنکه ما هم می توانیم از آن استفاده کنیم.
یک تهدید را می شود تبدیل به یک فرصت کرد. این شبکه های اجتماعی یک فرصت است برای اینکه ما بتوانیم به سرعت اطلاعات و آگاهی های مان را منتقل کنیم.
اما همین انتقال اطلاعات ـ توسط همان موتورهای جست و جو که کارشان تحلیل محتواست ـ می تواند یک تهدید باشد. شبکه های اجتماعی، شبکه های خوبی هستند، ولی ما باید برویم و این ها را بشناسیم. به عنوان مثال Facebook، شبکه ای اجتماعی است که بیش از یک میلیارد نفر از آن استفاده می کنند و توسط آن با یک دیگر ارتباط دارند. اما ما باید متوجه شویم که درآمد این شبکه از کجاست؟ Facebook را کجا پشتیبانی می کند؟ Database این سایت در اختیار چه نهادهایی است؟ هیچ گاه نباید تصور کرد که NSA آمریکا، مانند سازمان سیا درهایی بسته دارد و عده ای جاسوس در آنجا مشغول کار هستند. این سازمان از صدها شرکت خصوصی تشکیل شده که داده ها و اطلاعات سیستم های مجازی (مثل موبایل، مخابرات و به خصوص اینترنت) را واکاوی می کنند و این اطلاعات را در اختیار نهادهای امنیتی می گذارند. درآمد Facebook از فروش اطلاعات است. نیازی نیست که این اطلاعات حتماً امنیتی باشند. اطلاعات می تواند علایق و سلایق مردم یک منطقه باشد.
مثلاً مردم جنوب خلیج فارس علاقۀ زیادی به خودروی تویوتا دارند. وقتی که مردم در جریان اطلاعات رد و بدل شده، از خودروی مورد علاقه شان صحبت می کنند، این سیستم دقیقاً متوجه می شود که جغرافیای مدنظر به چه خودرویی علاقه مند است و آن وقت این اطلاعات را به شرکت خودروسازی می فروشد. این چیزها عادی است.
در واقع، دسته بندی شدن اطلاعات است که می تواند مخاطره آمیز باشد. البته به همان ترتیب می تواند سودمند هم باشد. در کل می خواهم عرض کنم که شبکه های اجتماعی به تنهایی شبکه های مضری نیستند، اما درست همان چیزی است که کشورهای دیگر آن را به عنوان یک فرصت امنیتی برای خودشان تلقی کردند. ما هم به فرمودۀ رهبر انقلاب می توانیم از این فرصت برای خودمان استفاده کنیم.
اما رسیدن به این «می توانیم»، علم، آگاهی و فرهنگ سازی می خواهد که متأسفانه ما در این بحث بسیار عقب هستیم.
یعنی ما نتوانسته ایم این ها را به فرصت تبدیل کنیم؟
ـ خیلی کم توانسته ایم؛ من می خواهم فتنۀ سال 88 را برای شما مثال بزنم. در کشورهای تونس، مصر و لیبی، تظاهرات از صفحه های Twitter و Facebook به کف خیابان ها کشیده شد. واقعاً چرا در ایران، این موضوع عملی نشد؟ این همان فرصتی بود که استفاده شد. نهادهای ما از جمله بچه های حزب اللهی با حضور در این فضا، نگذاشتند که دشمن بتواند آن را برای خود به فرصت تبدیل کند.
الان هر فرد خارجی که ایران ساکن نیست، فکر می کند هر روز در ایران تظاهرات و اعتصاب است و کمپین های خیابانی هر روز در حال راه اندازی است. چرا؟ به دلیل اینکه در فضای مجازی مدام دارند تبلیغ می کنند که در فلان نقطۀ ایران پرچمی آتش گرفت و ساختمانی ویران شد.
در واقع بر خلاف کشورهای تونس و مصر و لیبی، جنگ فقط در این فضاست. در آنجا، درگیری ها از شبکه های اجتماعی به کف خیابان کشیده شد. اما در ایران برعکس بود؛ بحث ها و درگیری های سیاسی از کف خیابان ها به صفحات Facebook و Twitter منتقل شد. پس ما هم می توانیم بگوییم که از این فرصت استفاده کردیم.
امروز در حال حرکت به سمتی هستیم که روابط طبیعی دارند جای خود را به روابط مجازی می دهند. این روابط مجازی، تا چه حد امن هستند؟
ـ امنیت در این فضا نسبی است. این جایگزینی روابط مجازی به جای روابط طبیعی، از هنگام ورود تلفن پیش آمد. تا قبل از آمدن تلفن و تلگراف، مردم ساکن در دو شهر مختلف اگر می خواستند حرفی را به هم بزنند، باید می رفتند و یک دیگر را می دیدند. واقعیت موجود این است که شبکه های اجتماعی، دلتنگی ها را هم از بین برد؛ چون دیگر تصویر طرف مقابل را هم می شود دید.
این موضوع در حوزۀ خانواده آسیب های زیادی را وارد می کند. چون اعضای خانواده ـ به خصوص در کشورهای شرقی و ایران ـ وابستگی زیادی به هم دارند و رونق این شبکه ها باعث کم شدن رفت و آمدهای خانوادگی شد و موجب شد تا این دید و بازدیدها، به میهمانی های اینترنتی تبدیل شوند. فضاهایی نظیر اتاق های چت و گفت و گو که البته بزرگ ترین ایراد آن این است که دیگر در آنها خانواده حضور ندارد. قدیم ها خانواده ها بیشتر هوای یک دیگر را داشتند، اما الان غریبه ها به ظاهر هوای هم را دارند.
در اتاق های واقعی، همیشه خانواده حضور دارد اما در اتاق های چت، هیچ وقت خانواده حضور ندارد. یعنی دقیقاً تنها کسی که حضور ندارد، خانواده است و این، دقیقاً همان هدف مدنظر ایجاد کنندگان شبکه های اجتماعی و اتاق های چت است. ما باید بیشتر از مسائل امنیتی، به مسائل فرهنگی و اجتماعی بپردازیم، چرا که بیشترین آسیب موجود در فضای سایبری، در این حوزه است. از نظر امنیتی، کشور ما آمادگی زیادی دارد. مردم هم همین طور. هیچ تهاجمی ـ اعم از زمینی و هوایی و دریایی ـ را برنمی تابند. منظورم بعد پنجم جنگ هاست که به جنگ سایبری معروف است. جنگی که در آن، سربازان و فرماندهان در اتاق های امن و با احساس امنیت کامل نشسته اند و دارند حمله می کنند. حمله گاهی می تواند به زیرساخت ها باشد و گاهی به فرهنگ مردم. در حال حاضر ما در این فضا مشغول جنگ هستیم. منتها آسیب موجود، عدم درک کاربران از این خطر و جنگی است که در آن قرار داریم.
من امروز در شبکه های اجتماعی، با مطلبی مواجه شدم. در این مطلب، عکس پاسپورت کشورهای مختلف را قرار داده بودند و نوشته بودند آمریکا در گذرنامه هایش اعلام کرده شما در هر کجای جغرافیای زمین باشید، تمام سربازان ما از شما دفاع می کنند. یا مثلاً کانادا اعلام کرده شما هر کجا باشید، ما از شما حمایت می کنیم. ایران هم گفته است اگر پاسپورت شما گم شود، مقصر خودتان هستید و مسؤولیتش بر عهدۀ شماست.
متأسفانه این موضوع توسط کاربران ایرانی Facebook هم در انتشار است. این ها تهاجم است. چون عده ای ناآگاهانه این مطالب را منتشر می کنند و بعد از مراجعه به اصل پاسپورت، می بینیم که اصلاً چنین چیزی وجود ندارد. نه در پاسپورت ایرانی چنین مطلبی درج شده و نه در پاسپورت آمریکایی چنین حمایتی وجود دارد. این ناآگاهی است. من یک کلمۀ کلیدی بگویم؛ برای پلیس سایبری، جرایم یا آسیب ها در این فضا تهدید نیست. تهدید، ناآگاهی مردم و کاربران از این فضاست. من همیشه در طی چند سال گذشته، این موضوع را تکرار کرده ام.
با جایگزین شدن شبکه های اجتماعی به جای روابط حقیقی، جوامع غربی به کجا رسیده اند و الآن در چه جایگاهی قرار دارند؟
ـ آنها واقعاً به این نتیجه رسیده اند که دسترسی ها را محدود کنند. شما می دانید که ورود به Facebook برای رده های سنی مختلفی است و محدودیت دارد. این محدودیت ها، از طریق هشدارهای امنیتی موجود در قسمت تنظیمات به اطلاع کاربر می رسد که متأسفانه اکثر کاربران به این هشدارها توجه نمی کنند و حتی اکثر آنها از وجود چنین امکان هایی آگاه نیستند.
کشورهای دیگر، دسترسی خیلی از رده های سنی را محدود کرده اند. یعنی وقتی شما می خواهید به عنوان یک کاربر وارد این شبکه ها شوید، برخلاف ایران که شاید هویت کاربرانش پنهان باشد، همۀ هویت ها مشخص است و از روی IP دقیقاً می توان فهمید که چه کسی دارد از اینترنت استفاده می کند. برای همین، در کشورهای دیگر، جرم ها بسیار پیچیده است. خیلی از صفحات را کودکان نمی توانند بازدید کنند. Facebook یا هر شبکۀ اجتماعی دیگر به آنها هشدار می دهد که شما به دلیل ملاحظات امنیتی یا اخلاقی، نمی توانید از این صفحه بازدید کنید.
در این میان، پلیس ایران «لاب فایل» هایی را ایجاد کرده که در اختیار خانواده هاست. یعنی نهادهای پیشگیری، این ها را در اختیار خانواده ها گذاشته اند و خانواده ها این ها را بر روی سیستم های خودشان نصب کرده اند. وقتی اینترنت آمد، غربی ها آن را به عنوان یک فرصت فرهنگی تلقی کردند اما حالا خودشان هم متوجه شده اند که این موضوع، آسیب های زیادی برای خانواده ها به همراه دارد. سال گذشته کشورهای انگلیس و آلمان به خاطر تهدیدات امنیتی که در انگلیس پیش آمد، تصمیم گرفتند بعضی دسترسی ها را محدود کنند. حتی تصمیم گرفتند Facebook را فیلتر کنند. چون احساس کردند امنیت به شدت در معرض تهدید است. آنها هم نگران نهاد خانواده هستند.
بازی های رایانه ای، آفت هایی مانند افزایش خشونت، افزایش میل جنسی، بلوغ زودرس و... را در پی دارند. این بازی ها، چه آسیب هایی را در حوزۀ اجتماعی ایجاد کرده اند؟
ـ آسیب این بازی ها خیلی زیاد است. الان ما بازی هایی داریم که در بحث ها ضدفرهنگی به شدت در حال آسیب زدن به اجتماع هستند. جامعۀ هدف این نوع بازی ها، نوجوانان هستند که همگی در مرحلۀ شکل گرفتن قرار دارند.
وقتی کسی به یک سن خاصی رسید، دیگر نمی توان رفتارهای او را عوض کرد، اما کودک و نوجوان را به راحتی می توان تغییر داد. بازی ها هم ابزاری هستند برای کسانی که می خواهند وارد این جنگ نامقدس شوند. جنگی که علیه تمام کشورهایی شکل گرفته که برای خود اصول و اعتقاداتی دارند.
خوشبختانه در چند سال اخیر، با حمایت هایی که از گروه های سازندۀ بازی های بومی شده، ایران نیز وارد این جنگ شده است. البته نبود قانون Copyright در ایران، دسترسی به بازی های خارجی را در کشور ما آسان تر کرده و همچنین نفع تولیدکنندگان داخلی را از بین برده است.
نفع بیشتر، متعلق به کسانی است که این بازی ها را کپی می کنند. شما بازی های آنلاین را در نظر بگیرید؛ برای ورود به این بازی ها، باید حساب کاربری خود را شارژ کنید تا بتوانید وارد بازی شوید. این امر، خودش منجر به خروج ارز از کشور می شود که این هم یک آسیب جدی است.
ما باید وارد این حوزه بشویم و جایگزین هایی را پیدا کنیم. برای جوانی که علاقه مند به بازی های آنلاین است، چند نهاد در کشور داریم که بازی های آنلاین را ترویج کند؟ باید حمایت کرد و نهادها باید وارد این حوزه بشوند.
مرکز رسانه های دیجیتال، قبلاً بخشی داشت که بازی های خارجی وارد آنجا می شدند و مورد بازبینی افرادی امین قرار می گرفت و این افراد، آسیب های موجود در بازی های مورد بررسی را احصاء می کردند و به این طریق مشخص می شد که آیا می توانند به آن مجوز بدهند یا خیر؟ این بخش، بخش خوبی بود که البته دیگر به خوبی سابق فعالیت نمی کند.
ما نباید در این حوزه پس برویم و باید فعال تر باشیم. مرکز رسانه های دیجیتال می تواند در کشور فعالیت های سازندۀ بسیاری را داشته باشد که متأسفانه از توانش خیلی خوب استفاده نمی کند.
مثلاً همین شورای عالی فضای مجازی در یکی دو سال اخیر چه فعالیت مفیدی را در کشور انجام داد؟ به غیر از اینکه چند مصاحبه انجام شد و هیچ کدام از آن طرح ها هم در کشور عملی نشدند. با همۀ نظرات و طرح ها شعاری برخورد می شود. متأسفانه ما حتی با حرف های مقام معظم رهبری هم شعاری برخورد می کنیم. من مطلبی را در مجلس شنیدم که در اوایل دهۀ هفتاد، متنی را آقای زاکانی داده بود به آقای لاریجانی که در آن زمان رئیس فیزیک نظری ایران بودند و این متن را می برند خدمت حضرت آقا و به ایشان می گویند که یک امکانی در دنیا به وجود آمده که به آن اینترنت می گویند. تمام کارکردها و شاخصه های آن را در متن مذکور نوشته بودند و متن را خدمت ایشان می دهند. ایشان به این مضمون در زیر متن نوشته بودند که بروید به دنبال این قضیه و آن را تعقیب کنید. این امکان بسیار خوبی است که بیشتر جوانان به آن گرایش پیدا می کنند.
آن زمان که کسی نمی دانست اینترنت چیست، ایشان نظری دادند که امروز صائب است. گفته بودند بروید در این باره کار کنید، اما چه کسی در این زمینه کار کرد؟ فاصلۀ ضریب نفوذ ما نسبت به کشورهای دیگر، چیزی در حدود 30-40% است و ما در این زمینه خیلی عقب هستیم. ضریب نفوذ ما در خوشبینانه ترین حالت 43% است، در حال که در کشورهای توسعه یافته، بالای 75% است. اگر به آن هشدار دهۀ هفتاد مقام معظم رهبری عمل شده بود، ما الان این قدر در زمینۀ فرهنگی و فرهنگ سازی استفاده از اینترنت عقب نبودیم. همه فقط به دنبال این رفتند که اینترنت را بیاورند، نه این که کار آموزشی انجام شود که چگونه از آن استفاده کنیم.
رهبر انقلاب مجدداً چند سال پیش فرمودند که این یک فرصت است و ما هم می توانیم از این فرصت استفاده کنیم. اما چه قدر از این فرصت ها استفاده شد؟ فقط در بخش های محدودی مثل بخش های تکنولوژیکی و امنیتی از این فرصت استفاده شد. در فرهنگ سازی چه قدر استفاده شد؟ هیچ! این شد که آن فرصت، از بعضی دیدگاه ها برای ما یک تهدید تلقی می شود.
ارسالی توسط:گروه سایبری مرصاد
در این وبلاگ آخرین اخبار محله کن،نمازجمعه بخش کن،اخبار غرب تهران و سایر اخبار را می خوانیم