مشروح خطبه های نمازجمعه کن و حومه92/9/22
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان اللعین الرجیم
اعوذ بالله من شر نفسی إن النفس لأمارة بالسوء الا ما رحم ربی
نحمد الله و نستعینه و نشکره و نتوکل علیه و نصلی و نسلم علی اشرف الانبیاء و المرسلین و حبیب اله العالمین، العبد المؤید الرسول المسدد المصطفی الامجد المحمود الاحمد أبی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین و الطاهرین سیما بقیه الله فی العالمین روحی فداه
قرائت دعای فرج
اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهیه و استغفر الله لی و لکم
نمازگزاران عزیز جمعه، خواهران و برادران خوبم! همهی شما عزیزانم و خودم را به مراعات تقوی، مراعات اقتضائات بندگی خدای متعال، انجام واجبات، ترک محرمات، سعی در عمل به مستحبات، سعی در ترک مکروهات، دعوت میکنم.
امیدوارم که خدای متعال توفیق تقوی و خلوص و انجام تکالیف را به همه ما عطا بفرماید، ان شاء الله.
متعاقب صحبتهایی که در خطبههای پیشین، راجع به سبک زندگی تقوی ساز و سبک زندگی ایمانی داشتیم، رسیدیم به شاخصههای سبک زندگی دینی. عرض کردیم یکی از شاخصههای سبک زندگی دینی عقلانیت است. و این بحث را در خطبهی هفته قبل تا حدودی باز کردیم. عزیزان نمازگزار فرمودند که این بحث را بیشتر باز بکنیم، لذا من خطبهی اول این هفته [را] هم اختصاص میدهم به شاخصهی عقلانیت در سبک زندگی دینی.
فضیلت عقل در دین اسلام چیزی است که هیچ چیز دیگری و هیچ ارزش دیگری با او برابری نمیکندفرمود رسول گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم: ما قسم الله للعباد شیئا أفضل من العقل. خدای متعال بین بندگان چیزی بهتر از عقل تقسیم نکرده [است].خواهش میکنم دقت ویژه داشته باشید به این عبارات رسول خدا که سبک زندگی ما را اصلاح میکند و میسازد. فرمود فنوم العاقل أفضل من سهر الجاهل. خوابیدن آدم عاقل از شب زنده داری و تهجد آدم جاهل با فضیلتتر است. یعنی انسان عاقل باشد و شب تا صبح بخوابد بهتر از این است که جاهل باشد و هر شب تهجد داشته باشد و نماز شب بخواند و هزار رکعت نماز فرض بکنید بخواند. و إقامه العاقل أفضل من شکوس الجاهل. و اینکه آدم عاقل یک جا بماند و هیچ حرکتی و هیچ کاری انجام ندهد بهتر از این است که آدم جاهلی راه بیافتد و کلی کار انجام بدهد. سکون و بی حرکتی آدم عاقل بهتر از تحک و تلاش انسان جاهل هست.
خب یک بحث دیگر در زمینه عقلانیت این است که نتیجه عقلانیت چیست؟ عقل اگر باشد انسان به کجا میرسد؟ این مهم است که عقل را ما اشتباه نگیریم.
فرمود امام صادق علیه السلام، کسی آمد خدمت ایشان عرض کرد «ما العقل؟» عقل چیست که سما اینقدر روی آن تأکید میکنید؟ فرمود: ماعبد به الرحمن و اکتسب به الجنان. عقل چیزی است که انسان با او و با کمک او، وسیله او، رحمان را (خدای متعال را) عبادت میکند و بهشت را کسب میکند.
پس معلوم است اگر انسان به بهشت رسید و کارهایی کرد که به بهشت برسد آدم عاقلی است و اگر خدای نکرده انسان با کارهایش پشت سرهم جهنم را برای خودش خرید، آدم عاقلی نیست.
البته یک فرق لطیفی هم با شیطنت دارد. راوی در ادامه روایت میگوید که قلت فالذی کان فی معاویه عرض کردم آقاجان پس آن چیزی که در معاویه بود چه بود؟ آدم علی الظاهر عاقلی بود دیگر. همهاش بیست سال به امارت و بیست سال به خلافت این [آدم] حکومت کرد. یعنی چهل سال این مرد خبیث توانست در مصدر حکومت بماند. این چیست پس؟ حضرت فرمود تلک النکری، تلک الشیطنه. این صفت مذمومی که در معاویه بود اسمش شیطنت است و هی شبیهه بالعقل و لیست بالعقل. شبیه به عقل هست این ولی عقل واقعی نیست. عقل واقعی چیزی است که انسان را در حیات ابدی به سعادت برساند. عقلی که انسان با آن چهل سال پنجاه سال در این دنیا خوش زندگی بکند خیلی هنر نیست.
عاقل ترین مردم کیست؟ اگر از آقا رسول گرامی اسلام بپرسیم که آقاجان عاقلترین مردم کیست؟ اینها سبک زندگی است که من دارم عرض میکنم. فرمود أکمل الناس عقلا، أحسنهم خلقا. کاملترین مردم از نظر عقل، خوش خلقترین آنهاست. هرکسی با مردم مهربانتر، خلقش رحیمانهتر، شفیقانهتر باشد، آدم عاقلتری است. و آخرین روایت را عرض کنم –خطبه را طولانی نکنم- از مولایمان امام رضا علیهالسلام راجع به اینکه دشمن واقعی هر انسان جهل خود اوست و دوست واقعی هر انسان عقل اوست. این روایت به قدری روایت نورانی و شریف و بزرگ و زندگیساز و سبکسازی هست، من معتقدم انسان باید این را با آب طلا بنویسد و در خانهاش آویزان بکند و هر روز دهها بار این روایت امام رضا را بخواند که حضرت فرمود: صدیق کل امرئ عقله و عدوه جهله. دشمن واقعی هرکسی جهل خود اوست. اگر انسان ضربه میبیند به خاطر جهل خود اوست و دوست واقعی هر انسان عقل اوست. لذا اگر ما عقل را تقویت کنیم، در واقع دوستی را تقویت کردهایم که در دنیا و آخرت دست ما را خواهد گرفت ان شاء الله.
یک بحث مختصری حیفم میآید –چون این بحث را نمیخواهم هفته آینده به آن بپردازم- عرض نکنم و [آن] این است که چرا در بعضی از ادبیات عرفانی و اشعاری ما عقل را مذمت کردند. مثلا فرض بکنید جناب مولانا میگوید:
پای استدلالیان چوبین بود **** پای چوبین سخت بی تمکین بود
یا مثلا میگوید:
عقل جزوی کرکس آمد ای مقل****پر او با جیفه خواری متصل
زیاد است، من یک جستجویی که کردم الی ما شاء الله در مذمت؛ یا اینکه
عاقلان نقطهی پرگار وجودند ولی **** عشق داند که در این دایره سرگردانند
این بالا بردن عشق و کوبیدن عقل در واقع پایین آوردن عقل ابزاری است، عقل حسابگر مادی است. عقل مادی نگر است. عقل مادی نگر در واقع عقل نیست. فرض بکنید شهادت را نمیفهمد، به او میگویند برو در راه فلان ارزش، خودت را، جان خودت را، مال خودت را ، ناموس خودت را، فدا بکن، عقل خیلی عقل حسابگر عقل مادی، عقل ابزاری، کار ابی عبدالله را نمیتواند توجیه بکند. لذا مرت به ابی عبدالله میگفتند این کار شما اشتباه است و متب استدلال میآوردند که مگر شما تجربهی پدرت را نداری، مگر تجربهی برادرت را نداری، حس می کردند که آقا در حسابش و حساب و کتابی که دارد اشتباه میکند. دقت میفرمایید عقل ابزاری این است. نمیفهمد «و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه» عدهی زیادی از مردم مکه پا شدند آمدند مدینه، اهالی مدینه با اینکه خودشان و زن و بچهی شان در رنج و زحمت بودند، در فقر بودند، ولی لقمهی دهان خودشان را تقدیم مهاجرین میکردند. این را عقل خیلی متوجه نیست. این [عقل] میگوید چه کاری است. این مثل مشهور را میگویند که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. این نقل صد در صد غلط با مفاهیم اسلامی با معارف اسلامی و سبک زندگی که قران و سنت به ما یاد میدهند سازگار نیست.
منبع:ستاد خبری نماز جمعه کن و حومه




در این وبلاگ آخرین اخبار محله کن،نمازجمعه بخش کن،اخبار غرب تهران و سایر اخبار را می خوانیم